متخصصان روانشناسى کودک معتقد هستند که اسباب‌بازي، ابزار کودکان جهت بازى و راهنماى احساسات آنان است. اسباب‌بازى جزءِ جدائى‌ناپذير زندگى کودکان به‌شمار مى‌آيد. اسباب‌بازي، بى‌ترديد، عمده‌ترين ابزار تأثير گذارنده در شکل دادن به شخصيت کودکان است. نقش شخصيت‌هائى که کودک در حين بازى ايفاء مى‌کند، در احساسات و حالات او تأثير مى‌گذارد و صفاتى همچون پرخاشگري، شجاعت، ترسو بودن و سنگدلى و بى‌رحمى به‌وسيلهٔ بازى‌ها و نيز اسباب‌بازى‌ها در کودک تقويت مى‌شود.


ژان پياژه معتقد بود که در گزينش اسباب‌بازى براى کودک بايد دقت شود؛ چرا که در شکل دادن به تمايلات عاطفى و روانى او نقشى مهم ايفاء مى‌کند و چنانچه در انتخاب آنها توجه و دقت کافى نشود، تمايلات کودکان ناخواسته به گونه‌اى شکل مى‌گيرد که هرگز تصور آن نمى‌رفت.


پژوهش‌هاى متعددى نشان داده است که به‌کارگيرى اسباب‌بازى‌هاى نامطلوب، نظير تفنگ، کارد، شلاق و نارنجک، تانک و ... در بازى کودکان به گرايش بيشتر کودکان به پرخاشگرى مى‌انجامد.


همچنين، ابزارهاى خشونت‌برانگيز، مانند پنجه‌بوکس، کارد و بازى‌هاى الکترونيکى ممکن است باعث افزايش رفتارهاى ستيزه‌جوئى و پرخاشگرانه شود و در نتيجه، ميزان سازگارى را کاهش دهد. بنابراين، بى‌توجهى در انتخاب اسباب‌بازى‌هاى مناسب براى کودکان، پيامدهاى نامطلوبى به همراه دارد.


کودک در زندگى طبيعي، خودبه‌خود، با ناکامى‌هائى مواجه مى‌شود که پرخاشگرى خودش را نشان مى‌دهد. مثلاً، با کوبيدن اسباب‌بازى‌ها به زمين و ديوار و يا پرتاب کردن آنها به هنگام عصبانيت، تخليهٔ روانى صورت و پرخاشگرى خودش را به‌طور طبيعى ابراز مى‌کند. بنابراين، نيازى نيست که اين حس را در کودک بپرورانيم و او را فردى پرخاشگر و عصبى بار آوريم.


تهيه و توليد و در اختيار قرار دادن اين‌گونه اسباب‌بازى‌ها حس طبيعى کودک را از حد اعتدال خارج مى‌سازد و او را فردى پرخاشگر و عصبى بار مى‌آورد. دکتر بنيامين اسپاک مى‌نويسد: ”من در گذشته تصور مى‌کردم انجام دادن بازى‌هاى جنگي، يکى از مراحل رشد پسرها (و برخى دخترها) است، و از آنجا که بسيارى از پيشوايان صلح‌دوست جهان هم کودکى را با اين سرگرمى‌ها پشت سرگذاشته‌اند، بايد نسبت به اين رفتار گذراى کودکان سختگيرى نکرد.


”همچنين، مى‌انديشيدم که مادران دربارهٔ کودک پنج تا ده ساله‌اى که در بازى‌هاى جمعي، همواره نقش سارق مسلح را بر عهده مى‌گيرد، احساس نگرانى کنند و خود را مورد سرزنش قرار دهند که چرا بايد فرزند آنها، به‌دليل بى‌توجهى آنان در سال‌هاى کودکي، به اختلال شخصيت (Personality disorder) مبتلا شود. اما امروز عقيدهٔ من کاملاً عوض شده است و مادران را تشويق مى‌کنم که، در صورت تمايل، از پرخاشگرى و حالت تهاجمى فرزند خود جلوگيرى کنند. علت اين تغيير عقيدهٔ من در نتيجهٔ تجربه‌هائى است که از حوادث تاريخى و به‌ويژه از رويدادهاى سال‌هاى اخير در آمريکا به‌دست آورده‌ام. يکى از مربيان با تجربهٔ مهدکودک برايم تعريف مى‌کرد که امروز کودکان، بيشتر از گذشته و به شکلى وحشتناک و ناراحت‌کننده، به جان هم مى‌افتند و يکديگر را به سختى کتک مى‌زنند. آنان در پاسخ سرزنش مربيان با اعتراض مى‌گويند: ”اما اين همان کارى است که سه ديوانه مى‌کنند!“ (و به اين ترتيب به يک برنامهٔ پر از خشونت تلويزيونى اشاره مى‌کنند که براى کودکان ساخته مى‌شود و طرفداران بسيار دارد).


”اين رفتار، نشانهٔ اختلال در شخصيت کودکان نيست، بلکه به روشنى نشان مى‌دهد که تماشاى فيلم‌هاى پر خشونت تا چه اندازه مى‌تواند در رفتار کودکان مؤثر باشد. من، همچنين، عقيده دارم که بقاء جهان امروز، به آگاهى بيشترى در زمينهٔ نياز به اجتناب از جنگ و جست‌وجوى فعالانه توافق‌هاى صلح‌آميز بستگى دارد.


”سلاح‌هاى اتمى چنان افزايش يافته‌اند که مى‌توانند همراه با لحظه‌اى بى‌خردي، در چند ساعت بشر را نابود سازند. از اين‌رو، مردم و رهبران کشورها مسئوليت‌هاى سنگينى بر عهده دارند. فرزندان ما نيز براى شناخت و درک موقعيت جهان امروز بايد آمادگى پيدا کنند. بايد از ستيزه‌جوئى وحشيانه، تقويت روحيهٔ نظامى‌گرى و هر بازى ديگرى که تمرين و تشويق و تأکيدى براى بى‌رحمى و شقاوت به‌شمار مى‌رود، جلوگيرى کرد. امروز اگر پسربچه‌اى از من بخواهد براى او تفنگ بخرم، با مهربانى و تبسّم به او خواهم گفت که من دوست ندارم او، حتى با اسلحهٔ خيالي، به سوى دوستان خود شليک کند. به او خواهم گفت که در کشور ما (آمريکا) قتل و کشتار و وحشيگرى به‌قدر کافى وسعت گرفته است و او بايد بياموزد که چگونه با مردم رفتارى دوستانه و انسانى داشته باشد. به او خواهم گفت که مى‌تواند اسباب‌بازى ديگرى به‌عنوان هديه از من بخواهد. اگر ببينم خود آن پسربچه يا ديگران، براى او تفنگى تهيه کرده‌اند يا بازى او با خشونت همراه است، نمى‌توانم مانع کار او شوم، زيرا در اين‌باره خودش مى‌تواند تصميم بگيرد؛ اما من به‌شخصه براى او اسباب‌بازى‌هاى جنگى نخواهم خريد. تذکر ما نبايد باعث شود که او جرأت نکند تصميمى برخلاف نظر ما بگيرد، بلکه اين يادآورى بايد جنبهٔ راهنمائى مؤثر داشته باشد. حتى اگر کودک به اين‌گونه بازى‌ها ادامه دهد، سخن شما را همواره به ياد دارد و احتمال بسيار مى‌رود که در نخستين فرصت اين روحيه را کنار بگذارد. من در اين زمينه هم مخالف سختگيرى هستم؛ زيرا ممکن است کودکى از تحميل عقيدهٔ پدر و مادر بى‌نياز باشد و اين امر تأثير ناگوارى بر او بگذارد.


”اقدام مطلوب آن است که پدر و مادرها يک‌باره خريد سلاح‌هاى جنگى (اسباب‌بازي) را تحريم کنند. اما اين کار، به‌دليل تبليغات گستردهٔ فروش ابزارهاى جنگى به‌وسيلهٔ شرکت‌هاى بزرگ، عملى نيست. اسباب‌بازى‌هاى جنگي، تقليدى از سلاح‌هاى واقعى به‌شمار مى‌روند. و تا زمانى که اختراع، تهيه و فروش اين وسايل مورد حمايت شرکت‌ها و دولت‌ قرار مى‌گيرند، تحريم اسباب‌بازى آنها ناممکن است. فرزندانِ پدر و مادرهاى آگاه، معمولاً اين مسئله را به‌سرعت درک مى‌کنند و از اين جهت نياز به سختگيرى ندارند.


”به اين ترتيب، پدران و مادران صلح‌دوست به‌راحتى مى‌توانند فرزندان خود را به گونه‌اى تربيت کنند که از روحيهٔ نظامى‌گرى فاصله بگيرند، حتى اگر دوستان آنها به اين‌گونه بازى‌ها علاقه‌مند باشند. بدون ترديد، کودکان هميشه نمى‌توانند ميان سرگرمى و بازى و واقعيت تفاوتى قائل شوند و اين امکان وجود دارد که بازى‌هاى آنها رفته‌رفته ابعادى جدى و خطرناک به خود بگيرد.“


پسر دوازده‌ساله به اتفاق دوست خود، بازى ”دستبرد از بانک“ را تمرين مى‌کردند. اين نوجوان به ظاهر يکى از مشتريان بانک - در واقع يکى از همبازى‌هاى او را - گروگان گرفته بود و او را با چاقو به مرگ تهديد مى‌کرد، و چون مأموران بانک - همبازى‌هاى ديگر او - نمى‌خواستند به او باج بدهند و اسکناس‌ها را در اختيار او بگذارند تا بردارد و فرار کند، پسر دوازده ساله گلوى همبازى‌ خود، يعنى گلوى همان گروگان خيالى را، بريد! اين حادثه در آمريکا اتفاق افتاده است.


در شهر ”هانوور“ آلمان غربي، سه کودک با تير و کمان سرخپوستان، به سوى همبازى‌هاى خود تيراندازى مى‌کردند، و از اينکه دوستان آنها واقعاً زخمى مى‌شدند شادى خود را نشان مى‌دادند. برخى ديگر از روانشناسان عقيده دارند که کودک، با استفاده از اسباب‌بازى‌هائى که تصور کشتن و از بين بردن را تداعى مى‌کند، قادر هستند از تنش‌ها و فشارهاى روحى و روانى خود بکاهند و احساس آرامش و سبکى کنند.


آ.اس. نيل در کتاب ”کودکانى آزاد و مستقل تربيت کنيم“ چنين مى‌نويسد: ”در مدرسه، اغلب شاگردان من با تفنگ اسباب‌بازى که پر از آب است مرا خيس مى‌کنند و فرياد مى‌زنند: ”دست‌ها بالا! تو ديگه کشته شدي!“ بدين‌ترتيب آنان نماد قدرت را از بين مى‌برند و خود را از ترس‌هايشان آزاد مى‌کنند. بعضى از روزها در مدرسه از صبح عملاً با بچه‌ها با تحکيم بيشترى رفتار مى‌کنم تا اثرهاى آن را در تفنگ‌بازى آن روز ببينم. معمولاً در اين روزها بچه‌ها بيشتر با تفنگ‌هاى خود سعى در از بين بردن من مى‌کنند.“


در بازى درمانى و اتاق‌بازي، اسباب‌بازى‌هائى براى راه‌اندازى و ابراز خشم و پرخاشگرى کودک وجود دارد که عبارتند از: تفنگ و تپانچه، حيوانات عروسکي، سربازان، تانک، عروسک‌هاى تنومند که باد مى‌شوند و کودک مى‌تواند به او ضربه بزند و يا اينکه تيراندازى کند و از اين طريق احساسات ناسودمند خويش را آشکار سازد و بدين‌وسيله متوجه مى‌شود که بعضى از کشش‌ها و اميال او خطرناک نيستند و مى‌تواند بر روى اسباب‌بازى‌ها خشم و تنفر خويش را نشان دهد.


نگارنده معتقد است آثار منفى و مخرب اين‌گونه اسباب‌بازى‌ها در سن کودک بيشتر از اثرهاى مثبت و سازندهٔ آنها است. کودکان، به‌دليل اينکه هنوز به مرحله‌اى از رشد فکرى نرسيده‌اند که تفاوت ميان واقعيت و خيال را تشخيص دهند، بعضى از وسايل زمينه و بستر بازى‌هاى خطرناک را براى آنها فراهم مى‌آورد که به يکى دو مورد آن اشاره شد.


متأسفانه، به‌دليل ناآگاهى پدران و مادران، و نمايش قهرمان‌هاى بازيگران سينما، فيلم‌ها و سريال‌هاى تلويزيونى همراه با تفنگ و ارائه چهره‌هاى خشن و پرخاشگر از آنان، زمينهٔ فروش اين‌گونه اسباب‌بازى‌ها از اسباب‌بازى‌هاى آموزشى و فکرى بيشتر است.


نکتهٔ مهم در تهيه و انتخاب اسباب‌بازى اين است که چه آثار مثبت و سازنده و يا مخربى را بر کودک مى‌گذارد. در ثاني، بايستى در تهيه و خريد اسباب‌بازى‌هاى کودکان حد اعتدال را رعايت کرد و از بين آنها مفيدترين و مناسب‌ترين آنها را براى کودکان خريد. متأسفانه، بعضى از پدران و مادران دچار افراط و تفريط مى‌شوند، عده‌اى از آنان تنها اسباب‌بازى‌هاى آموزشى را تهيه مى‌کنند و از خريدن اسباب‌بازى‌هائى که نيروى تخيّل، همکاري، تعاون، خانه‌دارى و نقش مردانه و زنانهٔ آنان را پرورش مى‌دهد، غافل مى‌شوند. شمارى ديگر نيز مجموعه‌اى از انواع تفنگ‌ها را براى کودک خود تهيه مى‌کنند و از اسباب‌بازى‌هاى ديگر غفلت مى‌ورزند.


بنابراين، توصيه مى‌شود که پدر و مادر در خريد اسباب‌بازى حدّ اعتدال را رعايت و سعى کنند اسباب‌بازى‌هاى متنوعى را بخرند که همهٔ توانائى‌هاى بالقوهٔ کودک را تقويت کند.


شايان ذکر است که اسباب‌بازى‌هائى مثل تفنگ و ... مى‌توانند تا حدى مثبت و سازنده باشند که به چند مورد از آثار مثبت و سازندهٔ آن اشاره مى‌شود:


- همان‌طور که ذکر شد، اين وسايل براى ابراز خشم و آشکار ساختن احساسات ناسودمند کودک مفيد است. کودک بدين‌ترتيب تخليه مى‌شود و احساس سبکى و آرامش مى‌کند.


- اگر در تهيه و توليد فيلم‌هاى سينمائى و تلويزيونى به نقش سازنده و مثبت قهرمانان توجه بيشترى شود، کودک، به‌وسيلهٔ اين فيلم‌ها مى‌تواند ياد بگيرد که با تفنگ و شمشير مى‌توان عدالت را اجراء و احقاق حق کرد و افراد مجرم را آسان‌تر به‌دست عدالت سپرد.


- همچنين به‌وسيلهٔ اين‌گونه اسباب‌بازى‌ها، مى‌توان روحيهٔ جنگجوئى و دفاع از دين و ميهن را در کودکان تقويت کرد و پرورش داد.


به‌طور کلي، با بررسى و دقتى که داشته‌ام، برداشت و استنباط من اين است که توليد و فروش اين‌گونه اسباب‌بازى‌ها در کشور روند مطلوبى ندارد و بيش از حد اعتدال در دسترس کودکان است و آثار منفى چنين اسباب‌بازى‌هائى بيشتر از اثرهاى سازنده و مثبت آنها است. در طى چند سال اخير، به‌ويژه در دوران جنگ تحميلي، چه بسا توليدکنندگانى که به توليد و طراحى انواع و اقسام اسباب‌بازى‌هاى جنگى و خشونت‌بار مانند تفنگ، تانک، نارنجک، مسلسل و وسايلى که تداعى‌کنندهٔ جنگ و پرخاشگرى است، پرداختند. اين‌گونه اسباب‌بازى‌هاى جنگى و خشونت‌بار آن‌قدر در فروشگاه‌هاى اسباب‌بازى‌فروشى به چشم مى‌خورد که هر بيننده‌اى را مجذوب خود مى‌کند.


از ديگر سو، نمايش‌هاى خشونت‌بار تلويزيونى به اين تمايل ناخودآگاه کودکان دامن مى‌زند و پدران و مادران که غالباً کمتر به آثار احتمالى نامطلوب اين‌گونه اسباب‌بازى‌ها آگاهى دارند، به‌راحتى تسليم خواستهٔ کودک مى‌شوند و گاهى نيز تمايلات سرکوب‌شدهٔ و ناخودآگاه خود آنان به خريد بيشتر اين‌گونه وسايل کمک کرده است.