تعدادى از دانشمندان و صاحب‌نظران از جمله برونرى استاد دانشگاه هاروارد، سوپس استاد دانشگاه استنفورد و پياژه روانشناس مشهور سوئيسى معتقد هستند که براى پرورش و رشد ذهنى کودکان بايد به تقويت و غنى‌سازى محيط آنان قبل از ورود به دبستان مبادرت ورزيد.


تجارب کودکان از يک الى شش سالگى در بازى آنان خلاصه مى‌شود. به اين ترتيب مى‌توان بازى را جدى‌ترين کار يا تجربهٔ کودکان محسوب کرد. البته در صورتى‌که مربيان و والدين، کودک را در معرض بازى‌هاى مناسبى قرار دهند. با توجه به اينکه تجارب سال‌هاى اول زندگي، قوى و محو ناشدنى است. فرصت گرانبهائى براى ايجاد تفکر تحليلى و در نتيجه شکوفائى خلاقيت کودک ايجاد مى‌کند که آن فرصت پيش بايسته‌اى براى يادگيرى ساير معلومات کودک به حساب مى‌آيد و از اهميت ويژه‌اى برخوردار است.


والدين با توجه به نفوذى که در رشد ذهنى کودک دارند قبل از ورود کودک به مدرسه شالودهٔ آموزش و پرورش او را پرورش داده‌اند. لذا توجه به بازى آنان در کودکى و قبل از ورود به مدرسه حائز اهميت خاصى است.


براى کمک به کودک در ايجاد و پرورش خلاقيت لازم است که نحوهٔ تفکر او را فهميد و در همان سطحى که کودک قرار دارد با او رابطه برقرار کرد و به هر چيزى که کودک بيان مى‌کند واقعاً گوش فرا داد و توجه کرد. در آن‌صورت مى‌توان نکات زيادى را درک کرد و ادراکات غلط کودک را که تفکر ناقص را در مغز او پديد مى‌آورد، اصلاح کرد.


فعاليت کودکان پيش دبستانى در اشتياق به فراگيرى تازه‌ها، در راه‌اندازى‌ و ايفاء نقش بزرگسالان، در علاقه به آميزش و درآميختن با ساير کودکان، در کمک به بزرگسالان در انجام پاره‌اى از کارها به‌طور مستقلانه پديدار مى‌گردد. فعاليت کودک بيش از هر چيز در بازى و به‌ويژه در بازى‌هاى ابتکارى که خود مى‌آفريند ظاهر مى‌شود. او آزادانه موضوع بازى را انتخاب مى‌کند و در آن نقشى براى خود برمى‌گزيند و از وسايل، اسباب‌بازى و بازيچه‌ها، صرف‌نظر از موارد استعمال آنها به ميل خود کمک مى‌گيرد.


مربيان يا والدين بايد مراقب جريان بازى باشند و از آن به‌منظور فعال‌تر کردن کودک بهره گيرند. معمولاً کودکان در بازى‌ها از بزرگسالان پيروى مى‌کنند. آنان کارهائى را که والدين و مربيان خود به آنها ياد مى‌دهند (کار ساختماني، آراستن خانهٔ عروسک‌ها، تعمير ماشين و ...) تکرار مى‌کنند. بازى آنان معمولاً چندين‌بار و بدون تغيير، تکرار مى‌شود. مربيان يا والدين، پيوسته مى‌کوشند که کودکان باهم بازى کنند و براى اين کار، نقش‌هائى را بپذيرند مثلاً در بازى ”خانواده“ مادر توصيه مى‌کند دختر او (عروس) را با مادربزرگ به گردش بفرستد و خود به کار خانه، حاضر کردن غذا، شستن و مرتب کردن لباس‌ها و ساير امورات بپردازد.


هرگاه مربى يا والدين به‌طور مستقيم در بازى شرکت کنند و يکى از نقش‌ها را در آن به‌عهده گيرند، کودکان در بازى‌هاى بعدى کارهاى آنان را تقليد خواهند کرد.


فعاليت کودک در بازى‌ها به شکل حرکت و جنبش است. مثلاً با صداى بلند با اسباب‌بازى‌ خود صحبت مى‌کند؛ به‌جاى او حرف مى‌زند؛ صداى بوق ماشين، صداى موتور هواپيما و صداى حيوانات را تقليد مى‌کند. اين حرکات و جنبش‌ها جزء فعاليت‌هاى غيرارادى يا مربيان در آن شرکت دارند بپيوندد مربى يا والدين بايد از اين وضع استفاده کنند و آنان را به بازى باهم جلب نمايند.


بهتر است مربيان و والدين در موقعيت‌هائى که پيش مى‌آيد، ترتيبى دهند که کودکان بتوانند فعالانه در کنار يکديگر بازى کنند. براى مثال در بازى ”جشن تولد عروسک“ که همهٔ بچه‌ها در آن مى‌خوانند و به فعاليتى مى‌پردازند و يا بازى ”قطار“ که مسافران در ايستگاه‌ها گردش مى‌کنند؛ گل مى‌چينند و چيزهائى جمع‌آورى مى‌کنند. همچنين بازى ”مغازه اسباب‌بازي“ که همهٔ مشتريان چيزهائى مى‌خرند و با آنها بازى مى‌کنند و يا بازى ”گرگم و گله مى‌برم“ که همه مى‌توانند نقش بره يا گرگ را اجراء کنند و ديگر بازى‌هائى که انجام آنها ممکن است.


کودکان با فعاليت و کار بزرگسالان، پديده‌هاى طبيعت و زندگى حيوانات بيشتر آشنا هستند، شوق و ذوق آنها به بازى زيادتر است و بهتر مى‌توانند در آن ايفاء نقش کنند. مثلاً کودکان حدود پنج سال قادر هستند نخست، موضوع بازى و نقش خود را انتخاب کنند و سپس اسباب‌بازى‌هاى لازم را براى انجام بازى موردنظر برگزينند. بسيارى از اين کودکان با ميل و رغبت، هم نقش‌هاى اصلى و هم نقش‌هاى درجهٔ دوم را ايفاء مى‌کنند. تمايل کودکان به نقش‌هاى درجهٔ دوم از اين نظر است که در نتيجهٔ تکرار، به خوبى از عهدهٔ آن برمى‌آيند. بيشتر اوقات نقش‌هاى اصلى مانند مادر، پزشک، ناخداى کشتي، فروشنده، لکوموتيوران، راننده، خلبان و غيره نوآوران و فعالان انتخاب مى‌کنند. البته کودکان در سنين پائين‌تر براى گسترش بازى و اجراء ايدهٔ بازى هنوز به بازيچه‌هاى عادى و آشنا نياز خواهند داشت.


به‌منظور مشخص شدن شيوه‌هاى گوناگون رهبرى کودکان در بازى مى‌توان آنان را برحسب درجهٔ فعاليت آنها (به‌طور مشروط) به سه دسته تقسيم کرد:


دستهٔ اول: کودکانى هستند که همواره در بازى‌ها نقش‌هاى اصلى را به‌عهده دارند و نقش‌هاى درجهٔ دوم را نمى‌پذيرند، و خود آنها مى‌توانند يک بازى را پيشنهاد کنند. اين کودکان فقط با کسانى که ”مى‌خواهند“، بازى مى‌کنند و هرگاه پيشنهاد آنها قبول نشود، زود عصبانى مى‌شوند به‌علاوه قادر هستند لوازم و وسايل بازى را فراهم کنند و تازه‌هائى به بازى بيفزايند. والدين و مربيان موظف هستند اين قبيل کودکان را از طريق طرح پرسش‌هائى به يافتن اشکال جديد بازى و گسترش نقش‌هاى بازى تشويق کنند.


دربارهٔ اين کودکان مى‌بايست ضمن تشويق به فعاليت و خلاقيت، اين روحيه را در آنان پرورش داد که به همبازى‌هاى خود احترام گذارند؛ به واگذارى نقش‌هاى اصلى به ساير کودکان رضايت دهند و اجراء نقش‌هاى درجهٔ دوم را بپذيرند. ممکن است مربيان و والدين پيشنهاد کنند که کودکان به نوبت، اجراء نقش‌هاى اصلى را عهده‌دار بشوند. کودکان کمرو و خجول مى‌توانند در مراحل اوليه به‌عنوان کارآموز در کنار کودکان فعال‌تر، ابتکار اجراء نقش موردنظر را بياموزند. اين شيوه تأثير مثبتى در فعاليت‌هاى دوستانه ميان کودکان به‌جاى مى‌گذارد.


دستهٔ دوم: کودکانى که از لحاظ فعال بودن در اين دستهٔ دوم قرار مى‌گيرند، معمولاً از لحاظ تعداد از دو دستهٔ اول و سوم بيشتر هستند. اين کودکان همواره آمادهٔ بازى هستند و همهٔ نقش‌ها و اکثراً نقش‌هاى درجهٔ دوم را عهده‌دار مى‌شوند. فعاليت آنان بيشتر جنبهٔ تقليد دارد و ابتکار در آن کمتر به چشم مى‌خورد. مثلاً با پيروى از مربى يا کودک مبتکر، يک نوع بازى را ترتيب مى‌دهند و به‌ندرت خود آنها مبتکر بازى دسته‌جمعى مى‌شوند. در جريان بازى نيز به هرگونه تغييرى که تشکيل‌دهندگان بازى پيشنهاد کنند، رضايت مى‌دهند.


مربيان و والدين به‌منظور فعال‌تر کردن اين دسته از کودکان بايد به آنان بياموزند که چگونه موضوع بازى را انتخاب کنند. اين آموزش به يارى پرسش‌هاى زير عملى مى‌گردد:


- دوست دارى چه نوع بازى را انجام بدهي؟

- مى‌خواهى در اين بازى چه کسى باشي؟

- مى‌خواهى در اين نقش چه کارهائى را انجام دهي؟


اين پرسش‌ها به کودکانى که از خود ايده‌اى دارند امکان مى‌دهد، تا با تفکرى منطقى آن بازى را ترتيب دهند. براى کمک به اين عملکرد کودکان در سازماندهى بازى بهتر است از پرسش‌هاى يادآورى‌کننده جهت ترتيب بهتر بازى بهره جست. ضمناً بايد آنها را تشويق کرد و از موفقيت آنان در گروه، جمع و در موقعيت‌هائى که پيش مى‌آيد صحبت کرد و شخصيت آنها را نزد دوستان بالا برد.