بازى عمده‌ترين شکل فعاليت کودک و مناسب‌ترين آن براى بروز و رشد استعداد ايجادگرى و خلاقيت او به‌شمار مى‌رود. بازى در کودک تحول ايجاد مى‌کند.


بازى نقشى عمده و اساسى در پرورش، رشد آفرينندگى و خلاقيت کودک ايفاء مى‌کند. کوشش و فعاليت، به‌وجود آورندهٔ خلاقيت و ايجادگرى است و فعاليت‌هاى گوناگون کودک نيز در صورت وجود شرايط لازم، نخستين جوانه‌هاى خلاقيت، ايجادگرى و آفرينندگى را پديدار مى‌کند.


پژوهش‌هائى که در حوزهٔ روانشناسي، تعليم و تربيت صورت گرفته است و تجارب گرانبهائى که کسب شده، همگى به اين تأکيد دارند که آغاز رشد آفرينندگي، ايجادگرى و خلاقيت در کودکان در سنين آمادگى پيش از دبستان است. در اين سن، خصلت فعاليت کودک نسبت به دوران خردسالي، تغيير مى‌يابد و روابط جديدى ميان تفکر و عمل وى پيدا مى‌شود. در کودکان شش - هفت ساله، معمولاً فکر و ايده به شکل انتخاب موضوع براى بازى‌ها، نقاشى‌ها و تعريف قصه‌ها تظاهر مى‌کند. کودک دو - سه ساله هنگامى که نقاشى مى‌کند و يا چيزى مى‌سازد، هدف معينى ندارد، بعدها در او تمايل به ساختن ماشين يا ترسيم خانه به‌وجود مى‌آيد. اما بعداً يعنى در سنين آمادگي، پيش از شروع بازى يا پيش از آغاز فعاليت ديگرى قصد خود را مى‌داند و به‌تدريج اعمال او تابع نقش و هدف مى‌گردد. در ابتدا، نقشهٔ کودک چندان استوار نيست و تحت تأثيرات اتفاقى تغيير پيدا مى‌کند.


در بازى‌هاى ابتکاري، کودک ضمن تقليد از بزرگسال، خاطره‌ها و تجارب شخصى خود را نيز به آن مى‌افزايد و تصورات خويش را با داستان‌ها، کتاب‌ها و فيلم‌ها و ساير معلومات کسب شده، ترکيب مى‌کند.


خلاقيت، ايجادگرى و آفرينندگى از پيروى و تقليد آغاز مى‌شود. تقليد از بزرگسال عامل مهمى در پيشرفت کودک و از جمله پيشرفت هنرى وى به‌شمار مى‌آيد. مربى يا والدين بايد از ميل کودک به پيروى و تقليد استفاده کنند و با تمرين و تکرار، در وى مهارت به‌وجود آورند. مهارت، روح استقلال و اتکاء به نفس را در کودک تقويت مى‌کند و تفکر انتقادى را در وى رشد مى‌دهد، بنابراين آموزش نقش بزرگى در فعاليت ثمربخش و ايجادگرانه و خلاقيت کودک ايفاء مى‌کند. هرگاه کودک بياموزد و بتواند دربارهٔ کيفيت کار خود قضاوت کند، در آن کار به کاميابى‌هاى تازه‌ترى دست خواهد يافت و به اين ترتيب راه براى رشد خلاقيت او هموار مى‌گردد.


تفکر خلاق در کودک به‌ويژه در بازى‌هاى ابتکارى پديد گشته و رشد مى‌کند. محرک اوليه براى بازى کودک دو يا سه ساله‌اى که هنوز دامنهٔ تصورات او گسترش کافى نيافته است، مى‌تواند اسباب‌بازى و بازيچه‌هاى مختلف و همچنين تقليد از کودکان ديگر باشد. هدف و مقصد ضمن بازى به‌وجود مى‌آيد و تحت تأثيراتى تغيير مى‌کند. با اين حال، تجارب عده‌اى از مربيان حاکى از آن است که مى‌توان به کودکان سه ساله هم آموخت هدف بازى را پيش از شروع آن معين کنند. کودک در چهارسالگى قادر به انتخاب بازى و نقش خود در آن بازى است. اما در اين سنين هنوز ميل به‌ کار و فعاليت بر ميل به پيگيرى هدف غلبه دارد.


در بازى‌هاى جمعى اين ضرورت به‌وجود مى‌آيد که هدف بازى به روشنى معلوم باشد و نقش‌ها نيز باهم هماهنگ باشند. اما براى کودکان خردسال که اغلب يکديگر را درک نمى‌کنند و اکثراً نمى‌توانند باهم هماهنگى داشته باشند، اين کار بسيار دشوار است. در اينجا وظيفهٔ مربى آن است که نخست تمامى توجه اين خردسالان را روى يک فکر و نقشه متمرکز سازد تا گسترش همين فکر و نقشه به موضوع معينى منتهى گردد.


تجربه نشان داده است که کودکان پنج ساله (و گاهى هم چهارساله) را مى‌توان عادت داد که نه تنها با تفکر، بازى خود را انتخاب و هدف آن را از پيش تعيين سازند بلکه نقش‌ها را نيز ميان خود تقسيم کنند. در آغاز، دورنماى بازى محدود است، مثلاً تزئين سفرهٔ هفت‌سين براى جشن سال نو عروسک‌ها، يا بردن عروسک‌ها به ييلاق و غيره. در اينجا نکتهٔ حائز اهميت آن است که توجه تک تک کودکان به عملى ساختن نقشهٔ معين شده جلب شود.


در ابتدا، کودکان فقط هدف کلى بازى را معين مى‌کنند، و موضوع آن در حين بازى پديد مى‌آيد که غالباً به اندازهٔ کافى هماهنگ و موزون نيست و به‌نظر بزرگسالان منطقى نمى‌آيد. ولى با رهبرى مربى به‌تدريج مى‌آموزند که جريان عمومى بازى را معين کنند و تسلسل و توالى حرکات را در نظر بگيرند. بسط و گسترش نقشهٔ بازي، بستگى به ميزان رشد عقلانى کودک دارد.


کودکان پنج تا هفت ساله، علاقهٔ فراوانى به حرفه‌هاى گوناگون از خود نشان مى‌دهند و کار قهرمانان محبوب خود را تقليد مى‌کنند. اشتياق فزايندۀ کودکان به يادگيرى و فراگيري، موضوع بازى‌هاى آنان پربارتر و نقشه‌هاى اين بازى‌ها را، که گاهى زمانى طولانى در مرکز توجه آنها باقى مى‌ماند، با ثبات‌تر مى‌سازد. بسيارى از بازى‌ها هستند که هفته‌ها به طول مى‌انجامد، ضمن اينکه رفته‌رفته پيچيده‌تر شده و با مضمون‌هاى تازه‌اى پربارتر مى‌گردد (مانند بازى‌هاى دريانوردان، خلبانان، فضانوردان).


پيدايش بازى‌هاى طولانى گوياى مرحلهٔ تازه و عالى‌تر رشد خلاقيت کودکان در بازى است. ضمناً کودکانى که چندبار در يک نقش باقى مى‌مانند، عميق‌تر به هدف چهره‌اى که ارائه مى‌کنند، پى مى‌برند.


رشد انديشهٔ خلاق در کودکان آنجا قابل مشاهده است که بازى‌هاى خود را با خاطره‌ها و تجربه‌هاى تازه ترکيب مى‌کنند.


رشد انديشهٔ خلاق در کودکان از آنجا نيز ديده مى‌شود که اکثراً بازى را با حوادث گوناگونى که خود ديده و يا شنيده‌اند ترکيب مى‌کنند. در سن چهار - پنج سالگى افزودن حوادث تازه و نقش‌هاى جديد به بازى‌هاى محبوب، امرى عادى است. عادي، تا اين سنين، کودکان به‌وسيلهٔ مربى با حرفه‌هاى گوناگون (آشپزي، سيم‌کشى برق، رانندگى وسايل نقليهٔ شهرى و غيره) آشنا شده‌اند و اکنون اين نوع کارها را در بازى‌‌هاى مختلف خود، منعکس مى‌سازند. در بازى ”خانواده“ يا ”کودکستان“، غذا مى‌پزند، سيم برق مى‌کشند، عروسک‌ها را با اتوبوس به گردش مى‌برند و ... آنان همچنين حوادثى را که در فيلم‌هاى کودکان ديده و يا داستان‌هائى را که از مادر يا مربى شنيده‌اند به بازى‌هاى خود مى‌افزايند. مثلاً کودک در نقش ”مربي“ با کودکان خود (عروسک‌ها) براى گردش به جنگل مى‌روند و در آنجا ناگهان با سه خرس برخورد مى‌کنند.