شور و عشق از آسيب‌پذيرى مصون نيست. حتى کودکانى که داراى انگيزه‌اى بسيار قوى هستند. ممکن است در نتيجهٔ محيط منع‌کننده به‌شدت تضعيف شده و در نتيجه خلاقيت آنان کشته شود. چنين محيطى در کجا وجود دارد؟ آيا نمونهٔ آن در سيستم‌هاى متداول آموزشى سنتى و سخت‌گير و محيط خانه‌اى که محافظه‌کار، کهنه‌پرست و آمرانه است ديده مى‌شود؟ متأسفانه فقط چنين شرايطى غيرقابل انعطاف و محافظه‌کارانه مقصر به حساب نمى‌آيند. حتى کسانى که کاملاً تمايلات خوب دارند، ناخودآگاه وضعيتى به‌وجود مى‌آورند که براى سلامت خلاقيت کودکان مضر است.


مسئلهٔ اصلى اين است که وقتى هدف، کمک به کودک در تشخيص توانائى بالقوهٔ خود باشد آنان مجبور به يادگيرى و انجام کار مى‌شوند. اجبار فقط به معنى تنبيه تهديدآميز و يا وضع قوانين خشک نيست، بلکه به معنى استفادهٔ تأکيد بيش از حد از جايزه و تشويق نيز مى‌باشد. چنانچه آلبرت انيشتين در سرگذشت زندگى خود مى‌گويد هر نوع اجبار، لذت صرف را که از به‌دست آوردن معلومات و استفاده از آن به طريق خلاق ايجاد مى‌گردد تضعيف مى‌سازد.


اشتباه بزرگى است که فکر شود لذتِ مشاهده و جستجو از راه‌هاى اجبار و حس وظيفه برانگيخته مى‌گردد. اما آن راه‌هاى اجبار کدام‌ها هستند که انگيزهٔ درونى خلاقيت را مى‌کشند؟


- اضطراب: هيچ چيز مثل اضطراب، از بين برندهٔ خلاقيت نيست. اضطراب، روند فکرى را مختل مى‌کند؛ جريان فکر را به يک نقطهٔ ثابت مى‌دوزد و از حرکت بازمى‌دارد. به‌طورى‌که جريان فکري، تمرکز خود را از دست مى‌دهد. بچه‌ها اضطراب‌پذير هستند و به‌تدريج در دوره‌هاى بعدى و ميانسالى اضطراب يکى از عوامل آزاردهندهٔ انسان به حساب مى‌آيد.


- تحقير: مربيان و والدين اين نکته را مدّنظر داشته باشند که اگر کودک تحقير شود نمى‌تواند از خود خلاقيت نشان دهد. تحقير کردن يعنى جلو پرواز را گرفتن. تحقير باعث مى‌شود که جرأت و جسارت از کودک سلب شود. تحقير کردن به معناى کشتن شخصيت کودک و در مجموع، يکى از عوامل بازدارندهٔ خلاقيت کودکان محسوب مى‌شود.


- خفقان: ترس و خفقان عاملى براى جلوگيرى از تفکر و محروميت کودک از تخيل است. يعنى محروميت او از خلاقيت. بنابراين مربيان و والدين بايد در موقعيت‌هائى که به‌دست مى‌آورند کودک را به دور از محيط خفقان‌آور، مورد آموزش و تربيت قرار دهند. چرا که اين امر، فراهم آوردن زمينه‌هاى بروز خلاقيت در کودک است.


- زمانى انگيزه و خلاقيت کودک از ميان مى‌رود که از ارزيابي، جايزه و رقابت به طرزى غلط استفاده شود و يا هنگامى که موارد انتخاب خيلى محدود باشد.


- قوانينى که به‌جاى آگاه کردن کودک او را کنترل نمايد نيز خلاقيت را از بين مى‌برد.