به اعتقاد پياژه، نوزاد، موجودى فعال و مبتکر رفتار است. طفل به‌سرعت تمايز بين خصوصيات محيط نزديک خويش را مى‌آموزد و به انطباق رفتار خويش در جهت الزامات آنها مى‌پردازد (جينزبرگ.اچ، اوپر.اس (۱۳۷۱). ”رشد عقلانى کودک از نظر پياژه“).


بازى تفکر کودک است. کودک در طى بازى به آزمايشگري، تمرين، تقليد، مذاکره، آمادگى و مرور ذهنى موقعيت‌هاى زندگى واقعى مى‌پردازد. بازى شايستگي، استقلال، عزت نفس و مهارت‌هاى ديگر را گسترش مى‌دهد. بازى عامل مهمى در پرورش عقلى کودک به‌شمار مى‌رود. کودک آنچه را در خانه مى‌آموزد، ضمن بازى تکرار مى‌کند و هنگام تکرار دربارهٔ آنها مى‌انديشد و معناى بسيارى از اين پديده‌ها براى او قابل فهم‌تر مى‌گردد.


مشاهدات مختلف گوياى اين امر است که کودکان از بدو تولد شروع به بازى مى‌کنند و آنگاه با افزايش سن و کسب تجربه، نوع بازى خود را تغيير مى‌دهند. در اوايل تولد، بدن کودک مرکز بازى‌ها است. کودک با اعضاء بدن خود به بازى مى‌پردازد و در واقع بيش از آنکه ما به حرکات او به‌عنوان بازى نگاهى بيندازيم، او بازى خود را همراه با مجموعه‌اى از اکتشافات و تکرارها، تکان دادن اعضاء حرکتي، ادراکات حسيِ همراه با حرکات محيطى از قبيل صداها، مزه‌ها و غيره، شروع مى‌نمايد و از تجربهٔ آنها لذت مى‌برد. حرکت چشم‌ها، صدا درآوردن‌ها، همگى آغازگر بازى کودک است، با اين تفاوت که بسيارى از آنها در ابتدا حالت بازتابى داشته و سپس با کسب لذت و در نتيجه تکرار آن، جنبهٔ بازى مى‌يابد (مهجور. س (۱۳۷۰). ”روانشناسى بازي“).


به اعتقاد روانشناسان، اطلاعاتى که کودک از طريق بازى کسب مى‌کند نه تنها براى زندگى فعلى او، بلکه به زندگى آيندهٔ او ارتباط مى‌يابد. بازى فرآيندى است که آماده‌سازى کودک را براى آينده مشخص مى‌کند. چگونگى برخورد کودک با بازي، انتخاب بازي، اهميت بازى و غيره، همگى نشانى از چگونگى نگرش کودک به محيط اطراف خود و راهنمائى براى وابستگى و ارتباط با محيط است.


بازى براى تحول شناختي، عاطفي، اجتماعى و جسمانى کودک ضرورت تام دارد. بازى طريقهٔ يادگيرى کودک دربارهٔ بدن خود و دنياى پيرامون آن است. بازى وسيله‌اى براى سازندگى کودک است. او از طريق بازى ياد مى‌گيرد، ابداع مى‌کند و تجربه مى‌نمايد. کودک از طريق بازى مى‌تواند به استعدادها، توانائى‌ها، خواست‌ها، ضعف‌ها و نکات مثبت و منفى خود پى ببرد و لذا با شناخت ويژگى‌هاى خود، ساخت شخصيتى خود را تحکيم بخشد.


بازى رشد هوشى را تسريع مى‌کند. در اين‌صورت آشنا کردن کودکان با بازى و محرک بازى يکى از عواملى است که رشد شناختى کودک را تسهيل مى‌کند. بازى براى رشد مهارت‌هاى ذهنى اساسى است. کودکان در بازى مى‌توانند بدون دخالت ديگران تجربه بيندوزند و در اين ضمن توانائى‌هائى را کسب کنند (ماسن پى و همکاران (۱۳۷۰). ”رشد شخصيت کودک“).


نقش بازى در گسترش زبان نيز از اهميت شايان توجهى برخوردار است. از آن‌رو که زبان جزء مهارت‌ها و يادگيرى‌هاى اکتسابيِ انسان مى‌باشد، لذا کسب تجربه در اثر کنش متقابل بين فردى از ضروريات آموزش زبان است.


همان‌طور که بهبود شرايط تغذيه‌اى مى‌تواند براى رشد جسمانى فرد نافذ بوده و آن را روز به روز بهتر گرداند، بهبود شرايط محيطى نيز امکان رشد هوشى کودک را هرچه بيشتر فراهم مى‌سازد؛ به اين معنى که شرايطِ محيطى مساعدتر، امکان استفاده از توانائى‌هاى بالقوهٔ وراثتى را افزون‌تر و ساده‌تر مى‌سازد. در اين راستا، بازى يکى از عواملى است که بايستى موردنظر قرار گيرد.


اکتشاف در قلب بازى قرار دارد و در ذهن کودک هر تجربه‌اى مهم تلقى مى‌شود، حتى پرتاب کردن يک کاسهٔ پُر از روى سيني.


همچنان که نوزاد بزرگتر شده و به يک کود نوپا مبدل مى‌شود، بازى‌هاى او پيچيده‌تر و خيالى‌تر مى‌گردد. در اين سن، بازى طريقه‌اى مهم براى تمرين مهارت‌هاى کليدى کيفيتى از قبيل استقلال، خلاقيت، کنجکاوى و مسئله‌گشائى است. بازى همچنين پايگاه مهمى براى کشف احساسات و ارزش‌ها بوده و مى‌تواند مهارت‌هاى اجتماعى را گسترش بخشد.