تأثير کتاب و تصاوير

تأثير کتاب و تصاوير بر صورت‌هاى بازى به شکل حمايت از قهرمان اثر در فکر و انديشه، پيروى از رفتار و خصايل خود و اعتماد نسبت به وى تظاهر مى‌کند.


استفادهٔ همزمان از متن داستان و تصاوير مربوط به آن تأثير عميق بر خصلت و محتواى صورت‌هاى بازى مى‌گذارد.


کودکان با تماشاى تصاوير به آسانى به مضمون داستان پى مى‌برند، و متن داستان نيز به‌نوبهٔ خود به درک صحيح تصاوير کمک مى‌کند. تصاوير به درک هرچه عميق‌تر مضمون کتاب و فراگرفتن هرچه بهتر نقش يارى مى‌رساند.


داستان ”پست“ اثرس.مارشاک را بهتر است پس از بازديد کودکان از يک شعبهٔ پست، و آغاز بازى جديد که تحت تأثير اين ديدار ملموس‌تر شده است، براى آنها خواند. کودکان پس از شنيدن اين داستان و تماشاى تصاوير مربوط به آن افق ديد آنها وسيعتر شده بازى را با مضامين تازه‌ترى پربارتر مى‌سازند. اگر کودکان در ابتدا تنها به قبول نامه، تلگرام و رسانيدن آنها به اشخاص معين اکتفاء مى‌کردند، اينک محموله‌هاى پستى را به شهرهاى ديگر و حتى کشورهاى ديگر نيز ارسال مى‌دارند. مثلاً [رئيس پست نامه‌اى را به نامه‌رسان مى‌دهد و خواهش مى‌کند آن را به ايتاليا برساند. نامه‌رسان با ماشين پست به فرودگاه مى‌رود، سپس سوار هواپيما مى‌شود و پس از آن با کشتى سفر خود را ادامه مى‌دهد ... اين واقعه بازى را تکامل بخشيده و گسترش مى‌دهد. از اين پس نامه تنها به نشانى عروسک‌ها نبوده بلکه به نشانى‌هاى ديگر، به شهرها و کشورهاى ديگر و به‌عنوان قهرمان‌هاى قصه‌ها و داستان‌ها نيز نوشته مى‌شود].


اين داستان کودکان را به اين فکر نيز مى‌اندازد که مى‌توانند در بازى از وسائط نقليهٔ گوناگون مانند اتومبيل، هواپيما، موتورسيکلت استفاده کنند.



کودکان همچنين همچنين با ديدن تصاوير مربوطه نسبت به وضع لباس نامه‌رسان که عبارت است از کلاه کاسکت، کمربند، کيف ضخيم بنددار، توجه مى‌کنند.


با کمک تصاوير علاوه بر تعيين دقيق اوضاع محيط، جزئيات لباس و خصوصيات شخصيت‌ها، مى‌توان به طرز رفتار و سلوک و مناسبات آنها با ديگران نيز پى برد. مثلاً در يک تصوير نامه‌رسان را مى‌بينيم که جلو در خانه‌اي، با برداشتن کلاه کاسکت از سر، به ساکنان خانه سلام مى‌‌گويد. مربى ضمن توصيف رفتار و اخلاق نامه‌رسان از کودکان مى‌پرسد که آيا آنها هم ‌زمانى‌که نقش نامه‌رسان را بازى مى‌کنند، هنگام تسليم نامه و يا روزنامه سلام مى‌کنند. يا خير؟ و اين در حقيقت درس آداب معاشرت به کودکان است.


هنگام تماشاى تصاوير، کودکان بايد با محتواى کار و فعاليت افراد آشنا گردند. مثلاً نامه‌رسانان تمام شب را مشغول جدا کردن نامه‌ها و تقسيم‌بندى آنها هستند و نامه‌ها و امانات پستى هر بخش و ناحيه را در جاى معينى در قفسه قرار مى‌دهند.


به کمک تصاوير مربوط به داستان‌ها، کودکان بسيارى از خصوصيات شخصيت اصلى اثر را درک مى‌کنند و مى‌توانند تصورات معينى از شکل ظاهرى قهرمان و لباس او به‌دست آورند، حتى اگر در متن يادى از آن نشده باشد. مثلاً از تصاوير مربوط به مرزبانان، کودکان متوجه مى‌شوند که آنها در زمستان لباس بسيار گرم مى‌پوشند و همچنين درمى‌يابند که براى بازى ”مرزبانان“ علائم مرزى که خطوط سياه و سفيد بر آنها نقش شده لازم است. با کسب مهارت‌هاى لازم، بازى مرزبانان مى‌تواند يکى از بازى‌هاى محبوب کودکان بشود.


نقاش هنرمند مى‌کوشد وقايع را گويا، روان و با تحرک عرضه دارد و اين کار را با اسلوب گوناگون مانند ترسيم حالات شخصيت‌ها، تلفيق تابلو و به‌کار بردن رنگ‌هاى مختلف و غيره استفاده مى‌کند.


به‌منظور درک حرکت در تابلو کودک بايد از تجربه و آموزش لازم برخوردار باشد. کودک پنج‌ساله، ديگر در حالات و رفتار افراد تصوير شده دقت مى‌کند. او از روى ژست و حالت شخص تصوير شده، مى‌تواند وضع روحى او را به‌درستى توصيف کند، مثلاً مى‌تواند بگويد که شخص تصوير شده غمگين، خوشحال و يا خشمگين است. کودکان شش - هفت ساله قادر هستند به جهان درونى شخص، روحيه و حالات و مناسبات او با ساير افراد تصوير شده پى ببرند.


براى اينکه تصاوير عميقاً بر صورتى که کودکان مى‌آفرينند تأثير گذارند و آن را کامل‌تر و پرمحتوى‌تر سازند، بايد در انتخاب آنها دقت کرد.


تصاوير بايستى از لحاظ مضمون براى کودکان جالب و فهما و از لحاظ اجراء گويا، واضح و پر آب و رنگ باشند.



براى آشنا ساختن کودکان با تصاوير هنرى روش‌هاى گوناگون وجود دارد. مثلاً مربى مى‌تواند تابلو را در غياب کودکان در محل نصب کند و سپس با تماشاى آن توجه آنها را جلب کند. و مى‌تواند در جريان صحبت آنها را با تصوير آشنا سازد. بحث و گفتگوى زنده دربارهٔ تصوير کودکان را ناگريز مى‌سازد که با دقت تصوير را تماشا کنند و دربارهٔ آن اظهارنظر کنند.


مربي، به‌منظور علاقه‌مند ساختن کودکان به مضمون تصوير، ابتدا نظر خود را نسبت به آن بيان مى‌دارد و سپس پرسش‌هائى را مطرح مى‌سازد و دربارهٔ ژست‌ها و خطوط چهرهٔ شخصيت‌هاى تصوير شده با آنها گفتگو مى‌کند.


پس از آنکه کودکان با الهام از تصوير، يک بازى را اجراء کردند، تماشاى مجدد همان تصوير و صحبت دربارهٔ آن از طرف مربي، بسيار ثمربخش خواهد بود. اين‌بار آنها مى‌توانند بهتر و با اطمينان بيشتر حرکات و انديشه‌هاى قهرمانان تصوير را پيش خود تصوير را پيش خود تصور کنند، زيرا خود آنها نقش همين قهرمانان را در بازى اجراء کرده‌اند.


هرگاه محتواى تصوير حافظهٔ کودکان را فعال سازد و تصوّرات معينى را به‌وجود آورد، تماشاى آن براى آنها خوشايند خواهد بود عکس‌هاى مجموعهٔ ”غنچه‌ها در طوفان“ اثر کاوه و هنگامه گلستان، يک حادثهٔ جنگى را نشان مى‌دهد. در دقايق آرامش پس از حمله، بانوى پرستار رزمندهٔ زخمى را پانسمان مى‌کند.


اين عکس‌ها خوشايند کودکان است و براى ايجاد صورت‌هاى بازى معلومات خوبى در اختيار آنها مى‌گذارد.


در صورتى‌که کودکان نتوانسته باشند محتواى تصوير را به خوبى درک کنند، مربى از شيوهٔ مؤثرى که همانا گفتگوى کودکان دربارهٔ قهرمان تصوير موردنظر است، استفاده مى‌کنند. با اين وسيله استعدادهاى فردى کودکان و توانائى آنان در درک عميق مضمون اثر آشکار مى‌گردد. بديهى است که پيش از گفتگوى کودکان، خود مربى چهرهٔ اصلى تصوير و حادثهٔ اساسى آن را براى کودکان تشريح مى‌کند.


بعضى از تابلوها و تصاوير براى کودکان جالب و بحث‌انگيز است و برخى ديگر آنها را جلب نمى‌کند. هرگاه تابلوئى براى آنها خوشايند باشد و انديشه‌اى را به آنها تلقين کند، در همان جريان تماشا، نقش‌هاى بازى آينده در ذهن آنها تعيين مى‌گردد.


مربى همچنين مى‌تواند تشکيل بازى از روى تابلو معينى را پيشنهاد کند. در اين‌صورت کودکان بازى را با تقليد از تابلو آغاز مى‌کنند و به‌تدريج در آن ابتکارات تازه خود را به‌کار مى‌برند. گاهى نيز در حين بازى يادآورى تصوير براى گسترش بازى مفيد واقع مى‌شود. مثلاً پسر بچه‌اى از قطعات چوب براى خودش اسب درست مى‌کند و با آن به ”گردش“ مى‌رود، بدون آنکه هدف معينى داشته باشد. مربى مى‌گويد: ”من فکر کردم تو يکى از ”پهلوان‌ها (۱)“ى شاهنامه هستي“. با اين يادآورى محتواى بازى پسرک تغيير کرد. او ”شمشير“ى هم از چوب ساخت و خود را به نام يکى از پهلوانان حماسه‌اى ناميد و از دوست خود هم دعوت کرد که پهلوان ديگرى باشد. پهلوانان شمشيرهاى خود را تيز مى‌کردند، به اسب‌ها خوراک مى‌دادند و به سفرهاى جنگى مى‌رفتند.


(۱) در اين مورد مربى قبلاً تصاوير شاهنامه را به کودکان نشان داده است.


تابلوها و تصاوير هنرى به شکل‌هاى متفاوت بر بازى کودکان تأثير مى‌گذارند. بعضى از آنها فکرهاى تازه‌اى به کودکان براى بازى مى‌دهند، برخى نيز صورت‌ها و وقايع بازى‌هاى پيشين آنها را تصحيح و تکميل مى‌کنند.


ژست و حرکات بازيکنان تحت تأثير تماشاى تابلوها و تصاوير طبيعى‌تر و گوياتر مى‌گردد و وسايل دکور بازى متنوع‌تر مى‌شود. اشتياق کودکان به شباهت داشتن بازى آنها با تصاوير به قدرى است که حتى در جريان بازى ممکن است چند بار تصوير را تماشا کنند تا در ايفاء نقش‌ها کمبودى پيدا نشود.


درک و دريافت تصاوير و انعکاس آن در بازى به صفات شخصى کودک مربوط مى‌گردد. بعضى‌ها به جزئيات لباس توجه دارند، برخى مناسبات بين قهرمانان را منعکس مى‌سازند، ديگرى احساسات آنان را و يکى ديگر فعاليت و حرکات جسمانى آنها را. کودک به تناسب نقشى که بر عهده گرفته است صورت مى‌آفريند، ولى در اينجا خصوصيات شخصى و تخيّلات هنرى او در آفرينش اين صورت تأثير خواهند کرد.



به اين ترتيب کتاب‌ها و تصاوير، بازى‌هاى ابتکارى کودکان را پربار مى‌سازند و در آنها علاقهٔ شديد به بازى‌هاى موضوع‌دار به‌وجود مى‌آورند. به‌منظور آفرينش نقشى در بازى کودک فکر مى‌کند و از داستان‌ها و تصاوير الهام مى‌گيرد. اطلاعات ماهيتاً جديدى را که در نتيجهٔ آشنائى خود با آثار هنرى به‌دست آورده است در بازى به‌کار مى‌بندد، اين کار افق ديد او را گسترش مى‌دهد و معلومات او را دربارهٔ فعاليت واقعى افزون مى‌سازد.


تصاوير و کتاب‌ها کمک مى‌کنند تا کودک نقش خود را در بازى آزادانه و آگاهانه انتخاب کند و نسبت به آن علاقه‌مند گردد. تکرار اين نقش سبب مى‌شود که او به کُنه خصوصيات قهرمانان کتاب‌ها و تصاوير پى ببرد و هرچه بيشتر به آنها نزديک گردد.


انتخاب آگاهانهٔ نقش، به پرورش انديشهٔ ايجادگرانه در کودک کمک مى‌کند. کودکان در جريان آفرينش صورت‌هاى بازى قادر هستند به تجسس نکات تازه بپردازند. دانستنى‌ها و خاطراتى که از منابع گوناگون و از جمله از کتاب‌ها و تصويرها کسب کرده‌اند به‌کار گيرند. آنها از نشان دادن شکل ظاهرى قهرمانان و برخى حرکات آنها، به توصيف احساسات و خصايل فردى و معناى فعاليت آنها پى مى‌برند.


آثار هنرى بر پرورش حس زيباشناسى کودک تأثير مى‌گذارد و حس تشخيص را در وى رشد مى‌دهد. آشنائى با کتاب‌ها و تصاوير هنرى احساسات کودک را تحريک مى‌کند، دقت او را افزايش مى‌دهد، در وى نياز به کسب معلومات جديد دربارهٔ انسان‌ها را از طريق آثار هنرى پديد مى‌آورد. همهٔ اينها در بازى منعکس مى‌گردد و در توانائى کودک به ايفاء و جا افتادن در نقش چهرهٔ مطلوب او ظاهر مى‌شود.