با توجه به اينکه کودکان زير ۵ سال به چيزها و رويدادهاى دنياى فيزيکى علاقهٔ زيادى نشان مى‌دهند بايد براى اين قبيل کودکان محيطى فراهم نمود که حس کنجکاوى و تخيّل آنها بر اساس نيازهاى آنها تحريک و ارضاء شود لذا در طراحى کلاس‌هاى اين قبيل کودکان براى بازى بايد شرايطى فراهم شود که کودک احساس آزادى نمايد. از هر وسيله و اسباب‌بازى و مواد مختلف استفاده نموده، آنها را آزمايش کند، از مناطق مختلف بازديد به‌عمل آورد و حس و لمس و تجربهٔ مستقيم و شرکت فعالانه در اولويت توجه مربيان باشد. بايد توجه داشت که غنى بودن محيط کودک و افزودن دامنهٔ لغات در اين سنين با تحرک بيشتر و فعاليت آزاد، بر رشد تفکر کودک و شکل‌گيرى ساخت فکرى او تأثير مى‌گذارد.


”اريک اريکسون - Erik - Erikson“ در توضيح مراحل هشتگانهٔ رشد روانى - اجتماعى خود، اين مرحله يعنى سنين ۳ تا ۵ سالگى را ”سن بازي“ نامگذارى کرده است چرا که در اين سنين کودک به وسايل بازى اعم از موجود زنده و غيرزنده مانند حيوانات، همبازي، عروسک و ساير اسباب‌بازى‌ها علاقه‌مند مى‌شود و با استفاده از اين وسايل بازى با محيط و اجتماع خود ارتباط برقرار مى‌کند و براى آينده نقشه مى‌کشد علاوه بر اين، گسترش و توسعهٔ مهارت‌هاى فردى با اين بازى و ارتباط ميسر مى‌گردد. والدينى که در اين سنين به کودکان خود اجازه و فرصت بازى نمى‌دهند ابتکار، خلاّقيت، استقلال و کنجکاوى را در آنها خفه مى‌نمايند اين قبيل کودکان در بزرگسالى ضمن وابستگى به بزرگترها از شرکت در جمع مى‌هراسند و اکثراً زندگى حاشيه‌اى پيدا مى‌نمايند کودک در اين سنين با ابتکار و استقلالى که در جريان بازى به آن دست مى‌يابد با ”احساس گناه“ مقابله مى‌کند و به رشد سالم دست مى‌يابد.


مربيان پيش دبستانى و مربيان کودکستان‌ها در کمک به دانش‌آموزان جهت ورود سالم به مدرسه و انتقال بدون بحران به دنياى مدرسه نقش اساسى دارند و به همين منظور براى آماده کردن کودکان پيش دبستانى جهت ورود به دبستان استفاده از بعضى از بازى‌ها و تحريک احساسات آنها و آشنا شدن با بعضى قوانين حاکم بر مدرسه لازم و ضرورى است و معلمان و دبيران به‌ويژه معملان ابتدائى و پيش‌ دبستانى بايد با انواع اين بازى‌ها آشنا باشند و با مطالعه در روانشناسى کودک بر پشتوانهٔ علمى فعاليت‌هائى که خود هدايت‌کنندهٔ آن هستند بيفزايند. بديهى است که هر چقدر ميزان معلومات کودکان در رابطه با معلم و شاگرد مدرسه بيشتر باشد بازى‌هائى از قبيل ”معلم“ بازي، ”مدرسه“ بازى و ... رونق و تنوع بيشترى خواهد داشت لذا معلم يا مربى مى‌تواند در اين موارد کودک را راهنمائى نمايد و بازى کودکان را جهت دهد. بايد توجه داشت که صرف داشتن معلومات براى شروع و ادامهٔ بازى کافى نيست بلکه بايد دانش‌آموزان پيش‌ دبستانى نسبت به اين‌گونه بازى‌ها تحريک بشوند. مربى کودک در اين رابطه مى‌توان از کودکان سؤالاتى بپرسد و آنها را به بازى سوق دهد مثلاً شاگرد اول چه خصوصياتى دارد؟ يک دانش‌آموز فعال در دبستان چه کارهائى انجام مى‌دهد؟ و ... پاسخ کودکان به اين قبيل سؤالات براى ورود آنان به بازي، محرک مناسبى است.


بازى ”مدرسه“ يا ”دبستان بازي“ در تمام مدت سال اجراء مى‌شود و جهت پربار کردن آنان با توجه به اطلاعات دانش‌آموزان در کنار بازى ”دبستان“ مؤسسات ديگرى که جزو مدرسه مى‌باشد موضوع بازى قرار مى‌گيرد مثلاً دانش‌آموزان ”کتابخانه‌بازي“ راه مى‌اندازند، موزه درست کرده، آزمايشگاه تأسيس مى‌کنند و ... با توجه به اينکه اطلاعات نوآموزان پيش‌ دبستانى در مورد مدرسه، معلم و آموزش و ساير مقررات مدرسه کمتر مى‌باشد و اين کمبود را معمولاً در هنگام بازى احساس مى‌نمايند مربى در اين قبيل موارد به کمک نوآموزان مى‌آيد و با راهنمائى‌هاى جزئى خود بازى کودکان را جهت مى‌دهد. يکى از نقش‌هائى که کودکان در جريان بازى ”مدرسه“ به‌عهده مى‌گيرند نقش ”معلم“ است که در اين نقش بازيگر دستور دهنده‌اى است که بايد دستورات او اجراء بشود بنابراين مربى در اين قبيل موارد نکات مبهم شناخت دانش‌آموز را از معلم به کودکان تصريح مى‌نمايد. ضمناً نبايد نقش‌هاى غالب چون معلم، نمايندهٔ کلاس و ... توسط عده‌اى از نوآموزان فعال و مسلط اجراء شود، عوض کردن نقش ضمن اينکه فرصتى در اختيار ساير دانش‌آموزان قرار مى‌دهد در يادگيرى نقش‌هاى جديد هم مؤثر است.


تقليد در سنين ۳ الى ۵ سالگى امر مهمى است که در بازى کودکان نيز متجلى مى‌شود، کودکان به‌ويژه نقش آنهائى را تقليد مى‌کنند که براى آنها مهم است و آنها را دوست دارند. نقش تربيتى اين تقليد به مراتب بيشتر است و بايد به‌صورت جدى با آن برخورد نمود و چون کودکان اکثراً رفتار قهرمانان محبوب خود را تقليد و اجراء مى‌نمايند بايد در جامعه الگوهاى مناسبى براى کودکان معرفى شود چرا که در صورت عدم شناسائى الگوهاى مناسب به کودکان، آنها مجبور مى‌شوند که با قهرمانان فيلم‌هاى سينمائى و افراد غيرواقعى همانند سازى نمايند.


کودکان در ”دبستان‌بازي“ با انواع مشاغل موجود در مدرسه آشنا مى‌شوند هر چند که کودکان تا سنين ده سالگى يعنى چهارم ابتدائى عملاً در رابطه با مشاغل آيندهٔ خود فکر نمى‌کنند و فقط از اين سن به بعد است که توجه به شغل آينده به‌صورت احساسى در فکر کودک نقش مى‌بندد ولى دبستان‌بازى فرصتى مناسب جهت يادگيرى مشاغل نيز مى‌باشد ولى نبايد در سنين پيش‌دبستانى مستقيم آموزش داده شود.


مربى مى‌تواند در بازى کودکان پيش‌دبستانى شرکت نمايد اين شرکت زمانى مفيدتر خواهد بود که خود کودکان خواستار آن باشند در اين حالت مربى از نقشى که به‌عهده مى‌گيرد مى‌تواند براى پيشرفت بازى کمک کند و بازى را به سوى هدف‌هاى جديدترى سوق دهد.


مربى در بازى‌هائى که موضوع آن دبستان است در نقش هدايت‌کننده ظاهر مى‌شود و با پرسش‌هائى که از کودکان در جريان بازى به‌عمل مى‌آورد و مطرح مى‌نمايد نقصان معلومات کودکان را از محيط مدرسه مشخص، حس کنجکاوى آنها را تحريک مى‌کند.


يکى از روش‌هاى جالب ساختن بازى ”مدرسه“ يا ”دبستان‌بازي“ دعوت از کودکان دبستانى جهت شرکت در بازى‌ بچه‌هاى پيش دبستانى است و آنها با گرفتن نقش دانش‌آموز، رفتار معلم، دانش‌آموزان و مقررات مدرسه را غيرمستقيم به کودکان آموزش مى‌دهند.


به‌نظر پياژه بازى غالب کودکان در اين سنين بازى‌هاى نمادين يا سمبوليک است يعنى بازى‌هائى که خود کودکان آن را ابداع مى‌نمايند. کودکان به‌ويژه در اين سنين، با تغييراتى که در محرکات محيط بيرون ايجاد مى‌نمايند آنها را با نيازهاى خود همسان مى‌نمايند لذا با استفاده از تخيّل به بازى‌هاى انفرادى گرايش بيشترى نشان مى‌دهند تحميل بازيگر يا دوستان جديد به کودکان اين سنين صحيح نيست و خود کودکان بايد بازيگران جديد را بخواهند.