مرحلهٔ سوم رشد ذهنى

سومين دوره که به‌نظر پياژه ۷ تا ۱۱ سالگى است، دورهٔ عمل عينى (Concrete operation) ناميده مى‌شود. در اين سنين کودکان به ابقاء کميت و عدد آگاهى پيدا مى‌کنند. آنها رابطهٔ بين کل و اجزاء تشکيل‌دهندهٔ آن را درک مى‌کنند. نحوهٔ تفکر آنها که اکثراً دربارهٔ دنياى اطراف خود آنها است، به‌‌نظر ما منطقى مى‌آيد. اما هنوز آنها نمى‌دانند چگونه با تفکر انتزاعى (Abstract thinking) مواجه شوند.

مرحلهٔ چهارم رشد ذهنى

تفکر انتزاعى در چهارمين يا در آخرين مرحلهٔ اين سنين (۱۱ تا ۱۴ يا ۱۵ سالگي) پيش مى‌آيد، يعنى دورهٔ عمل صورى (Formal operation) که به استدلال بزرگسالان منتهى مى‌گردد. يکى فرد نوجوان نه تنها مى‌تواند دربارهٔ واقعيات مشهود تفکر کند، بلکه دربارهٔ قابليت‌هاى آنها نيز قادر است فکر کند. او قادر است وضعيتى را در نظر گرفته، تمام امکانات را سنجيده و راه حل مناسب آن وضعيت را انتخاب کند.


در اينجا اين سؤال پيش مى‌آيد که: آيا عمل انتقال از يک مرحله به مرحله ديگر را مى‌توان تسريع کرد؟ به‌نظر پياژه ترتيب تحقق يافتن اين دوره‌ها ثابت، ولى ميزان رشد و پيشرفت کودک براى عبور از هر يک از اين مراحل، متغير است. رشد ذهنى او به عوامل متعددى بستگى دارد که فقط يکى از آنها يعنى رشد سلسله اعصاب مرکزي، سرشتى است. تجارب کودک از محيط خويش عامل نيرومندى است و پياژه اعتقاد دارد که اين يک کنش و واکنش متقابل است. نه فقط تجارب کودک جذب ساختمان ذهنى او مى‌گردد، بلکه همزمان با آن ساختمان ذهنى کودک با تجارب او تطابق يافته و به‌وسيلهٔ تجارب اخذ شده، ساختمان ذهنى کودک نيز تغيير پيدا مى‌کند. محيط برانگيزانندهٔ فکري، به رشد سريع‌تر منجر مى‌گردد.


از پياژه بارها سؤال شده است که آيا پيشرفت کودک را از مرحله‌اى به مرحله‌اى ديگر مى‌توان تسريع کرد؟ جواب او مثبت بوده است، ليکن او با تسريع شديد و تحت فشار قرار دادن کودک مخالف است. او معتقد است که براى رشد هر مفهوم، زمان مناسبى وجود دارد و اين زمان مناسب، نسبت به افراد مختلف متفاوت است.


کودکان در گذشتن از يک مرحله به مرحلهٔ ديگر رشد ذهني، مانند گذشتن از مرز يک کشور به کشور ديگر، يک مرتبه عمل نمى‌کنند، بلکه مفاهيم در ذهن ما يکى بعد از ديگرى ساخته مى‌شوند. انتقال به‌تدريج صورت گرفته و مرز مشخصى بين اين مراحل وجود ندارد.


انتقال از مرحلهٔ دوم به مرحلهٔ سوم که با زمان ورود کودک به مدرسه مطابقت دارد، در اين مبحث براى ما اهميت زيادى دارد. اگر دانش‌آموز کلاس اول در حدّ تفکر دانش‌آموزان کودکستانى باشد (مثلاً هنوز به مرحلهٔ ابقاء عددى نرسيده باشد) او نخواهد توانست بسيارى از کارهاى مدرسه را بفهمد و ناچار به حفظ کردن و طوطى‌وار ياد گرفتن، متوسّل خواهد شد.