منظور از حرکت، حرکت و فعاليت است که زادهٔ خود کودک باشد، يعنى حرکتى که خود کودک در آن سهم داشته باشد مى‌تواند براى تفکر و يادگيرى مفيد باشد بر اساس نظر ژان پياژه حرکت پايهٔ هوش است يعنى هر چقدر کودک در فعاليت و حرکت باشد بيشتر و بهتر مى‌تواند در رسيدن به سازگارى که نتيجهٔ درون‌سازى و برون‌سازى است موفق بوده، تجربهٔ بيشترى کسب نمايد و در گذر از مراحل رشد موفقيت‌آميز عمل کند. اين نظر پياژه که حرکت اساس هوش است مورد انتقاد هم وارد شده است مثلاً نمى‌تواند اعمال هوشى و حرکت هوشمند کودکان بدون دست و پا و يا ضعف بدنى بعضى از افراد باهوش را توجيه نمايد ولى بايد توجه داشت که از نظر شناختى فعال بودن به اين معنا نيست که کودک فقط بايد با دست کار کند ... او مى‌تواند بدون اينکه به‌صورت بدنى و با دست فعال باشد از جهت ذهنى فعال باشد اضافه مى‌شود پياژه معتقد است که يک عمل فقط موقعى سودمند است که کودک خود در آن شرکت کند.


حال اين فعال بودن چه ذهنى باشد و چه جسمى در چگونگى يادگيرى تأثير مى‌گذارد و بايد در جهت فعال نگهداشتن کودک در جريان آموزش، ياددهى و يادگيرى اقدام نمود و نه در شعار بلکه در عمل نيز از اصول اساسى آن استفاده کرد البته تحرک و فعال بودن فقط تأثير يک‌طرفهٔ جسمى ندارد بلکه در شادابى و احساس نشاط آدمى نيز تأثير مثبت دارد و اين مى‌تواند محرک يادگيرى باشد. برنامه‌اى منظم براى ورزش مثل راه رفتن سريع به‌مدت ۱۵ الى ۲۰ دقيقه در هر روز احساس نشاط را تقويت مى‌کند و اين احتمالاً فرضيه‌اى را تأييد مى‌کند که مدعى است بخشى از احساس نشاطى که در پى ورزش سبک مى‌آيد به احتمال ناشى از کارکرد خلسه‌آور افزايش ميزان ”اندروفين - Endorphin“ مى‌باشد. ”اندورفين‌“ها مخدرهاى طبيعى هستند که در هيپوفيز توليد مى‌شوند. واژهٔ اندروفين مرکب از دو واژهٔ ”اندوژن“ و ”مورفين“ مى‌باشد، اندوژن به معناى ”درون‌زاد“ و مورفين نيز به معناى تسکين‌دهنده مى‌باشد و اندورفين نوعى مورفين است که در درون بدن توليد مى‌شود، به هنگام ورزش و فعاليت ميزانى از اين مواد که به‌صورت طبيعى موردنياز بدن مى‌باشد توليد مى‌شود و براى بدن ضررى ندارد و حتى اخيراً متخصصان تربيت بدنى درصدد برآمده‌اند که از اثرات اين شيوه در جهت تقويت انرژى ورزشکاران استفاده نمايند بسيارى از افراد ورزشکار در صورت استفاده از اين شيوه ديگر نيازى به دوپينگ با ساير داروها غيرمجاز نخواهند داشت.


علاوه بر اين ورزش و حرکات بدنى حتى اگر به مدت بيست دقيقه باشد موجب تسريع حرکات قلب مى‌شود که به‌طور محسوسى باعث افزايش ميزان اکسيژن وارده به بدن مى‌شود و مآلاً تمام اعضاء بدن از جمله مغز از اکسيژن کافى استفاده مى‌نمايد و تمام علائم ناراحتى و خستگى و بى‌حالى از بدن مى‌روند و مغز بر اى انجام کارهاى فکرى آمادگى بيشترى پيدا مى‌کند.


نظريه‌پردازانى چون ”ورنر - Werner“ ، ”پياژه“ و ”برونر - Bruner“ بر اساس نتايج مطالعات و تحقيقات خود مدعى هستند که رشد مهارت‌هاى کلامى و ذهنى بعد از رشد مهارت‌هاى غيرکلامى و حرکتى به‌وجود مى‌آيد. به‌عبارت ديگر رشد فعاليت‌هاى غير کلامى و حرکتى را زير بناى رشد فعاليت‌هاى ذهنى مى‌دانند. اين افراد اعتقاد دارند که اگر فرد بنا به عللى در کسب مهارت‌هاى حرکتي، رشد و پرورش کافى نداشته باشد يادگيرى مهارت‌هاى ذهنى براى او مشکل خواهد بود. چرا که ابتدائى‌ترين پاسخ‌هاى رفتارى فرد در اوان زندگى از نوع حرکتى است و با استفاده از اين حرکات به درک خود و دنياى اطراف، تشخيص جوانب، تصوير ذهنى از خود و بسيارى از مهارت‌هاى شناختى نائل مى‌آيد. بنابراين پيش‌نياز هر نوع رفتار، کنش‌هاى حرکتى و عضلانى است که قبل از بروز آن رفتار به فعاليت درمى‌آيد ”شرينگتون - Sherrington“ در اين مورد مى‌گويد ”اگر به روند رشد جنين انسان هم به لحاظ زمان و هم از نظر نظم توجه کنيم درمى‌يابيم که عضلات قبل از عصب، عصب قبل از مغز (مغز قابل تشخيص) حاصل مى‌آيد، به‌عبارت بهتر عضلات گهواره و نگهدارندهٔ سيستم اعصاب است“ و بدين دليل مى‌توان گفت تفکر و انديشه که نوعى فعاليت ذهنى مى‌باشد نمى‌تواند از توانائى‌هاى حرکتى جدا باشد و مؤخر بر آن است.


نتايج تحقيق ديگرى در ايران همبستگى بين توانمندى‌هاى حرکتى و پيشرفت تحصيلى را نشان مى‌دهد اين پژوهش که در سال ۱۳۷۳ در دانشگاه علامهٔ طباطبائى و توسط آقاى ناصر سليمانى صورت گرفته است بين توانمندى‌هاى حرکتى و نمرات پيشرفت تحصيلى همبستگى ۷۴/ را نشان مى‌دهد.


از نتايج تحقيقاتى که پيشتر مطرح گرديد اين نتيجه به‌دست مى‌آيد که مسئولان و مربيان تعليم و تربيت در جهت کمک به افراد در نيل به مراتب بالاترى از سطح ادراکى و حسى و حرکتى اقدام نمايند.