يکى ديگر از موضوعاتى که بر پيچيدگى مطالعهٔ بازى اضافه مى‌کند اين است که وقتى اشخاص بزرگتر مى‌شوند، بازى هم تغيير شکل مى‌دهد. شمار قابل ملاحظه‌اى از پژوهشگران و صاحب‌نظران در زمينهٔ رشد کودک به اين موضوع اشاره کرده‌اند. ميلدرد پارتن (Mildred parten)، (در سال ۱۹۳۲) بازى اجتماعى کودکان کمسال را در قالب‌هاى گوناگون بررسى کرده که از جمله مى‌توان به بازى نکردن، بازى کردن به تنهائي، تماشاى کودکان ديگر در حال بازي، بازى کردن در کنار ساير کودکان و بازى با بچه‌هاى ديگر اشاره کرد. از نظريات پارتن امروزه نيز استفاده مى‌شود، هرچند نظريات جديدتر، برخى از جنبه‌هاى نظريات پارتن را زير سؤال برده‌اند.


ژان پياژه مراحل نخستين در رشد بازى را با عناوين تمرين بازي، بازى نمادى و بازى با قانون و مقررات توضيح داده است. اسميلانسکى (Smilansky) مراحل مورد استفادهٔ پياژه را در بررسى‌هاى او دربارهٔ کودکان کمسال به‌کار برد. خانم اسميلانسکى بازى تبعى را، فعاليت سادهٔ حرکت و يا استفادهٔ عادى از مواد معرفى مى‌کند. به اعتقاد او بازيِ سازنده، فعاليتى هدفمند است که به يک چيز ساخته شده تبديل مى‌گردد. به اعتقاد اسميلانسکى بازى نمايش نوعى نقش‌گذارى است که به تغيير شکل موقعيت‌ها يا اشياء منجر مى‌گردد.