رشد فرد از تشکيل نطفه تا پايان عمر به مراحل معين و مشخصى تقسيم مى‌شود که هر يک ويژگى‌ها و خصوصياتى دارند. مراحل رشد در جنبه‌هاى مختلف زندگى به‌صورت متوالى و پى‌درپى پديدار مى‌شود. چنان‌که راه رفتن کودک از مراحل نشستن، خزيدن، چهار دست و پا رفتن، ايستادن و بالاخره راه رفتن تشکيل مى‌شود، يا در مورد سخن گفتن (تکلم) نيز اين توالى و جريانِ مرحله‌اى ديده مى‌شود؛ بدين ترتيب که کودک ابتدا الفاظ نامفهومى را بيان مى‌کند، بعد واژه‌ها را به‌طور ناقص ادا مى‌کند، سپس کلمه را به‌کار مى‌برد و آنگاه به جمله‌سازى مى‌پردازد. موضوع مراحل رشد در طول دو قرن اخير از نظر صاحب‌نظران روانشناسى رشد و تعليم و تربيت به‌صورت علمى‌تر و مشخص‌ترى مورد بررسى و تحقيق قرار گرفته است.


روسو مى‌گويد: هر سن و هر حالت از حيات، کمال و بلوغ متناسب با خود دارد که مخصوص آن است. آموزش و پرورش بايد اين پيشرفت را آسان کند و به اين کمال برسد.


موريس دبس استاد روانشناسى و تعليم و تربيت در دانشگاه سوربن فرانسه در ابتداى کتاب مراحل تربيت مى‌نويسد:


رشد کودکان از روزى که به دنيا مى‌آيند تا موقعى که به درجهٔ کمال مى‌رسند از مراحل متوالى و به‌هم پيوسته‌اى عبور مى‌کند که مى‌توان آنها را فصول مشخص يک تاريخ دانست. اين رشد گرچه ظاهراً ترقى دائم و يکنواختى است ولى در واقع کند و تند مى‌شود و گاه دوره‌هائى پرجوش و خروش و زمانى آرامتر دارد. اين تغييرات، به ظاهر دائم و پيوسته است، اما در واقع، موجودى است که مى‌بالد و مراحل معينى را طى مى‌کند. هر يک از مراحل، ساختمان روانى خاصى دارد که مى‌توان آن را در رفتارى که مخصوص اين مراحل است مشاهده کرد. پرورش حتى‌الامکان بايد بر طبق مراحل روانى رشد صورت گيرد و تنها در اين‌صورت است که مى‌تواند همهٔ استعدادهاى شاگرد را به ظهور رساند (دبس، مراحل تربيت، ص ۸).


مفهوم مراحل رشد در روانشناسى جديد به گونه‌اى مشخص و به‌صورت جريانى از تغييرات و تحولات ناشى از ساخت نيروهاى درونى شکوفاشونده و متأثر از محيط و يادگيرى تعبير مى‌شود. در اين‌صورت رشد، جريان است که به‌صورت مراحل پيوسته ظاهر مى‌شود. به‌نظر اريکسون، رشد جريان مداوم مرحله به مرحلهٔ تحولات زيستي، روانى و اجتماعى است.


انسان، در اين ديدگاه، هرگز شخصيت کاملاً ثابت و بدون تغيير ندارد، بلکه هميشه در حال رشد است؛ هرچند که اين رشد يک سلسله قوانين پايه‌اى دارد. نوزاد ويژگى‌هاى کلى و عمومى دارد که به‌تدريج در جريان رشد مرحله به مرحلهٔ خود به‌صورت‌هاى خاص تحول مى‌يابد. او بايد در هر يک از اين مراحل با بحران‌هائى که خاص هر مرحله است روبه‌رو شود و در مسير اين روياروئي، شخصيت خاص مرحله‌اى خود را پيدا کند. به‌نظر اريکسون عواملى که چگونگى رشد مرحله‌اى کودک را معين مى‌کند، عبارتند از:


- قوانين ذاتى رشد که از طبيعت کودک ناشى مى‌شوند و بازگشت‌ناپذير هستند؛


- تأثيرات فرهنگى که بيشتر متناسب با ظرفيت‌هاى درونى رشد کودک در جريان تاريخ زندگى انسان پديد آمده‌اند؛


- خصوصيات ويژهٔ هر کودک که به اقتضاء وضعيت اجتماعى وي، موجب واکنش‌هاى معين او در برخورد با رويداد‌هاى زندگى مى‌شود.


پياژه مراحل رشد را بيش از همه مورد تأکيد قرار داده است. بنا به اعتقاد او نظام تغيير و تحول در موجودات زنده و غيرزنده از يک نظم برخوردار است. بنابراين تمام علوم نيز در يک ارتباط درونى با يکديگر هستند؛ يعنى قوانين پايه‌اى هر علم با اصول و قوانين ساير علوم ارتباط دارد. جريان نظم طبيعى بر مبناى سازمان خودانگيخته و فعاليت‌هاى خودجوش قرار دارد. همين عملکرد خودانگيخته است که محرک اصلى رشد موجود زنده در جهت حرکت‌هاى بزرگتر، پيچيده‌تر، متنوع‌تر و افزايش وحدت اجزاء و ايجاد تعادل‌هاى پيش‌روندهٔ دائمى است. پياژه جريان رشد آدمى را امرى ذاتي، غيرقابل تغيير، تحول‌يابنده و تداومى مى‌داند. به‌نظر وى هر مرحله از رشد کودک ساختمان اساسى معينى دارد که برپايهٔ مراحل قبلى و به‌صورت زمينه‌ساز مرحلهٔ بعدى بنا مى‌شود. تمام شدن هر مرحله به معناى گذشتن از يک تعادل و آغاز ناموزونى‌هاى مرحلهٔ جديد است. توالى مراحل رشد امرى اجتناب‌ناپذير است. مفهوم مراحل رشد از نظر پياژه را مى‌توان داراى خصوصيات زير دانست:


- تمام جريان‌هاى رشد پيوستگى مطلق دارند؛


- رشد فرد از طريق جريان مداوم درون‌سازى و برون‌سازى حاصل مى‌شود؛


- تداوم رشد به‌صورت شکوفائى مداوم واقع مى‌شود؛ يعنى هر سطح از رشد، ريشه در مرحله يا مراحل قبلى دارد و در مرحلهٔ بعدى نيز ادامه مى‌يابد؛


- هر مرحله به‌صورت طرح و سازمان متفاوتى از تکرار جريان‌هاى مرحلهٔ قبل است.


الگوهاى قبلى را مى‌توان مقدمه‌اى دانست که به‌عنوان جزئى از سطح رشد بعدى درمى‌آيند؛


- تفاوت‌هاى موجود در الگوى سازمان‌يافتهٔ رشد در هر فرد باعث ايجاد مراتبى از تجزيه و عمل مى‌شود؛


- اين مراتب تجربه و عمل باعث مى‌شود که افراد مختلف به سطوح متفاوتى از رشد برسند. هرچند در ظرفيت‌هاى مغزى افراد، امکان رسيدن به رشد متناسب با هر مرحله وجود دارد، اما تمام اين ظرفيت‌ها شکوفا نمى‌شوند.


البته برخلاف نظريه‌هاى اريکسون و پياژه در خصوص ذاتى بودن ساخت مرحله‌اى رشد، افکار ديگرى مانند نظريه‌هاى رفتارگرايان وجود دارد که هر کدام درجات مختلفى از تأکيد بر تجربه و يادگيرى را اساس رشد آدمى مى‌دانند. از معروف‌ترين رفتارگرايان کنوني، رابرت سيرز آمريکائى است. چارچوب اصلى تحليل‌هاى رفتارگرايان و از جمله سيرز، ترادف محرک و پاسخ است. به اعتقاد آنان محرک‌هاى محيطى بر فرد اثر مى‌گذارد و چگونگى پاسخ‌هاى او را مشخص مى‌سازد؛ به اين جهت روانشناسى نيز بايد صرفاً بر پژوهش‌هاى کاملاً تجربى مبتنى باشد تا ارتباط‌هاى محرک و پاسخ را که تعيين‌کنندهٔ رشد و شخصيت آدمى است، مشخص کند. به‌نظر سيرز، رشد زنجيرى به‌هم پيوسته از وقايع افزايش‌يابنده است. رشد کودک نتيجهٔ يک جريان تداومى است. هر لحظه از زندگى کودک که در برخورد با والدين و نزديکان و اشياء پيرامون او مى‌گذرد، تأثيراتى در بر دارد که هم در رفتار کنونى وى و هم در زمينه‌سازى رفتار آيندهٔ او نقش به‌ تعيين‌کننده‌اى دارد. بنابراين جريان رشد در نظر وى به معناى ترادف منظمى از موقعيت‌ها است که موجب عمل، انگيزه‌هاى تازه براى عمل و الگوهاى بعدى رفتار مى‌شود. از اين‌رو موقعيت‌هاى اجتماعي، تعيين‌کنندهٔ سطوح رشد آدمى است. بدين ترتيب نظريه‌هاى رفتارگرايان هرچند بر تداوم رشد تأکيد دارد، ولى ساختمان ذاتى و خودانگيختهٔ مرحله‌اى رشد را نفى مى‌کند. در اينجا بايد اشاره کرد که مطالب اين مبحث اساساً با بهره‌گيرى از پژوهش‌هاى مبتنى بر رشد تداومى مرحله به مرحله، که تجلّى ظرفيت‌ها و ساخت روانى - شناختى درونى و در عين حال متأثر از يادگيرى و محيط فرهنگي، اجتماعى و خانوادگى است، تدوين شده است. رشد در هر مرحله داراى هدف، کيفيت، تظاهرات و نيازهاى مربوط به خود است که آن را از ساير مراحل جدا مى‌کند. وظيفهٔ عوامل محيطى و تربيتى آن است که در هر مرحله، ظرفيت‌ها و توانائى‌هاى نهفتهٔ کودک را آشکار و امکان شکوفا شدن امکانات طبيعى کودک را فراهم کند. کاملاً بديهى است که محيط و مجموعهٔ عوامل تربيتى مى‌تواند عامل مهمى در تسريع و تسهيل و يا تأخير ويژگى‌هاى رشد باشد.


مراحل رشد، به‌صورت‌هاى گوناگون تقسيم‌بندى شده که هر کدام با تأکيدى که بر جنبه‌اى از رشد دارد قابل توجه است؛ ولى در مبحث بر مبناى زمينه‌هاى روانشناسى رشد کودکان و تحولات ساختمان روانى - شناختى - اجتماعي، مراحل رشد به‌صورت زير تقسيم‌بندى شده است. در اين تقسيم‌بندى که تا پيش از آغاز نوجوانى را در بر مى‌گيرد چهار مرحله مشخص شده است؛ هرچند که هر يک از اين مراحل داراى مرحله‌هاى کوچکترى است:


۱. مرحلهٔ پيش از تولد يا دورهٔ جنينى (از آغاز تشکيل نطفه تا هنگام تولد)

۲. مرحلهٔ شيرخوارگى يا دورهٔ طفوليت (از ابتداى تولد تا پايان دو سالگي)

۳. مرحلهٔ کودکى اول يا دورهٔ پيش‌دبستانى (از سه تا هفت سالگي)

۴. مرحلهٔ کودکى دوم يا دورهٔ دبستانى (از هفت تا يازده سالگي).


بايد توجه داشت که ممکن است کودکان با تفاوت‌هاى فردى که دارند، رشد خود را دقيقاً مطابق با اين دوره‌هاى سنى و خصوصيات آنها به انجام نرسانند، اما به‌هر حال در تقسيم‌بندى مذکور، رشد متوسط کودکان موردنظر بوده است. بنابراين بايد توجه داشت که هرگاه رشد تداومى و پيوستهٔ کودک با تحولات تازه‌اى در ساخت روانى - شناختى - اجتماعى او همراه شود - که با ساخت قبلى او تفاوت کيفى دارد - و ما با وظايف جديدى در چگونگى رشد و پرورش او روبه‌رو شويم، بايد بگوئيم که مرحلهٔ تازه‌اى از رشد آغاز شده است.