بازى فعاليتى است معمولى و همگانى و لذا در تمام جوامع اجراء مى‌گردد و ريشه در فرهنگ و باورهاى اجتماعى و دينى هر جامعه دارد. به‌عبارت ديگر بازى بازتاب فرهنگ اجتماعيِ هر جامعه است.


بازى کردن يک فعاليت لذت‌بخش است که دربرگيرنده‌ٔ افراد، اشياء يا تحرک مى‌باشد. هر چيزي، از فوت کردن حباب‌هاى صابون به اطراف گرفته تا خواندن يک قطعه شعر نوعى بازى محسوب مى‌شود. تمامى والدين از اين حقيقت آگاه هستند که بازى مى‌تواند شامل هر فعاليتى باشد که کودک با اشياء اطراف خود انجام مى‌دهد.


بررسى فرآيند بازى و در نظر گرفتن آن به منزلهٔ يکى از فعاليت‌هاى انسان، به‌خصوص فعاليت کودکان، از مسائلى است که روانشناسان همواره به آن توجه کرده‌اند. بازى مانند کُنش‌هاى روانى ديگر در شمار فعاليت اساسى سازمان روانى انسان قرار دارد.


روانشناسان امروزه ديدگاه گسترده‌ترى از جهان کودک و آنچه در آن مى‌گذرد را عرضه داشته و تأکيد خاصى بر آموزش و پرورش دوران کودکى و نقش مهم آن در زندگى آينده دارند. به‌طور مثال بلوم از پژوهش‌هاى خود نتيجه مى‌گيرد که حدود ۵۰ درصد از رشد هوشى کودک از بدو تولد تا ۴ سالگي، حدود ۳۰ درصد از ۴ سالگى تا ۸ سالگى و ۲۰ درصد باقى‌مانده در فاصلهٔ ۸ تا ۱۷ سالگى شکل مى‌گيرد.


نتيجهٔ پژوهش‌ها در مورد رشد هوش کودک نشان مى‌دهد همان‌طور که بهبود شرايط بهداشتى و تغذيه‌اى مى‌تواند بر روى رشد جسمانى فرد نافذ بوده و آن را روز به روز بهتر گرداند، بهبود شرايط محيطى نيز امکان رشد هوشى کودک را هرچه بيشتر فراهم سازد؛ به اين معنا که شرايط محيطى مساعدتر، امکان استفاده از توانائى‌هاى بالقوهٔ وراثتى را افزون‌تر و ساده‌تر مى‌سازد. در اين راستا بازى يکى از عواملى است که بايستى موردنظر قرار گيرد.


حال اگر بر اهميت شرايط محيطى اتفاق‌نظر داشته باشيم، اين سؤال پيش خواهد آمد که چگونه مى‌توان از امکانات موجود به بهترين نحو استفاده نمود؟ از نظر ما بازى يکى از مهمترين عواملى است که بايد موردنظر قرار گيرد، زيرا کودک آنچه را در اثر برخورد و تعاملات با محيط مى‌آموزد، ضمن بازى تکرار کرده و با اين تکرار دربارهٔ آن به بازانديشى پرداخته و از اين طريق آنها را بهتر درک مى‌کند. بازى امکان تجربه و تعاملات مستقيم با عوامل محيطى را براى کودک فراهم مى‌سازد. او با دستکارى کردن و تجربهٔ مستقيم اشياء و رويدادهاى محيطي، به دانسته‌ها و دانش خود مى‌افزايد.