تعريف روش

روش عبارت از: مجموعه شيوه‌ها و تدابيرى است که براى شناخت حقيقت و برکنارى از خطا به‌کار مى‌رود. به‌طور دقيق‌تر روش به سه چيز اطلاق مى‌شود:


- مجموعه راه‌هائى که انسان را به کشف مجهولات و حل مشکلات هدايت مى‌کند.


- مجموعه قواعدى که هنگام بررسى و پژوهش واقعيات بايد به‌کار رود تا آدمى از خطا مصون ماند و به حقيقت برسد.


- مجموعه ابزار يا وسايل و يا تکنيک‌هائى که انسان را در طى اين مسير از مجهولات به‌طرف معلومات يارى مى‌کند.


با توجه به تعريفى که دربارهٔ روش به‌عمل آمده معلوم مى‌شود که اهميت آن در همهٔ علوم، به‌خصوص در جامعه‌شناسى بسيار است. زيرا از يک نظر، اعتبار داده‌هاى تحقيق، وابسته به آن روشى است که در کسب داده‌ها و به‌کار گرفته‌‌ايم و از نظر ديگر، اساساً پيدايش دانش انسان به معنى واقعى کلمه، با پيدايش و تکوين روش‌ها همراه بوده است.

قواعد تحقيق

کويليه (A.Cuvillier) جامعه‌شناس فرانسوي، معتقد است براى شناخت واقعيات در يک تحقيق اجتماعي، محقق بايد قواعدى را به‌کار بندد تا از هرگونه لغزش و خطائى به دور ماند.

قاعده واقعيت‌نگرى

در يک تحقيق اجتماعي، محقق بايد از مشاهده مستقيم يا غيرمستقيم امور واقعى آغاز کند و به تجربهٔ اجتماعى بپردازد تا بتواند به هدف‌هاى مورد نظر خود برسد. براى اين کار محقق بايد، شخصاً در جامعهٔ مورد مطالعه حاضر شود. سپس به‌عنوان عضوى از آن جامعه و با تماس مستقيم با مردم و مشارکت در فعاليت‌‌هاى اجتماعى و فرهنگي، مطالعات خود را شکل دهد تا بتواند به نتايج منطقى برسد.

قاعده تجاهل

در اين قاعده، محقق بايد بداند که هر عمل اجتماعي، با شناسائى عملى واقعيت اجتماعى يکى نيست و مفاهيم، دربارهٔ زندگى اجتماعي، موانع بزرگى در راه مطالعهٔ علمى پديده‌هاى اجتماعى به شمار مى‌روند، از اين‌رو محقق بايد ذهن خود را از مفاهيمى که از روى تجربه و اطلاعات سطحى درباره پديده‌هاى اجتماعى به‌دست آورده است به‌کلى پاک کند و اصل را بر اين قرار دهد که دربارهٔ صفات و علل آنها هيچ‌چيز نمى‌داند. تا به اين وسيله بتواند بر واقعيت امور دست يابد و از هرگونه لغزش و خطائى که از بينش واحدى به‌وجود مى‌آيد بر حذر بماند.

قاعده عينيت يا قضاوت عينى

منظور اين است که محقق بايد آنچه را مى‌بيند ملاک عمل قرار دهد و در برابر واقعيت اجتماعي، همانند علوم از شيوه عينى استفاده نمايد. همچنان‌که دورکيم قبل از همه بدان اشاره کرده است. وى مى‌گفت بايد امور اجتماعى را ”به منزلهٔ اشياء“ دانست. منظور از شيء‌نگرى به‌نظر وى معرفتى است که به غرض آميخته نشود.


منظور دورکيم از شيء، چيزى است که ذهن به فهم آن نائل نمى‌گردد مگر اينکه به يارى مشاهده و آزمايش، از خود به‌در آيد و از راه بررسى تدريجي، از خارجى‌ترين و محسوس‌ترين امور بگذرد و به پنهانى‌ترين و عميق‌ترين خصوصيات آن برسد. امروزه محققين اجتماعى به اين نتيجه رسيده‌اند که بايد در جمع‌آورى اطلاعات و مطالب مورد بررسى از قاعدهٔ عينيت استفاده کرد و تنها در مرحلهٔ تجزيه و تحليل است که بايد روش ذهنى را هم به‌کار بست.

قاعده تعيين امر اجتماعى

براى جلوگيرى از دخالت عوامل خارجى در امر تحقيق، جامعه‌شناس بايد در مطالعهٔ دسته‌اى از امور و وقايع اجتماعي، به دقت و درستي، حدود آنها را معين و مشخص نمايد.