از آنجا که در طرح موضوع تحقيق و همچنين در فرضيه‌ها، مفاهيم، اصطلاحات و واژه‌هائى به‌کار مى‌رود، اين مفاهيم بايد در بدو تحقيق به‌دقت و به‌صورت عملى تعريف گردد تا از يکديگر بازشناخته شوند و پرسشگران و ساير کسانى‌که محقق را يارى مى‌کنند با آگاهى و تسلط کامل به جزئيات موضوع به‌کار تحقيق بپردازند.


مثلاً در تحقيقات روستائي، مفاهيمى مانند: ”ده“، ”خوش‌نشين“، ”صاحب نسق“، ”زارع“، ”مالک“، ”جفت گاو“، ”آيش“ و... بايد دقيقاً تعريف شوند.


يا اگر قرار است در مورد ”گذراندن اوقات فراغت دانشجويان دانشگاه ... در سال ۱۳۷۴ در شهر تهران تحقيق کنيم بايد ”اوقات فراغت“، ”دانشجو“، “دانشگاه“ و... دقيقاً تعريف گردد. در علوم اجتماعي، تعاريف بر دو نوع هستند:


۱. تعاريف نظرى


۲. تعاريف عملى


مثلاً در مورد ”ده“ يا ”مهاجرت“ يا ”اوقات فراغت“، ”دانشگاه“ يا طبقات اجتماعى و ... کتاب‌هاى متعددى به‌منظور تعريف نظرى اين مفاهيم به رشته تحرير درآمده‌اند که هر چند مهم هستند، اما ممکن است از نظر عملي، در تحقيق چندان قابل استفاده نباشند. به‌عبارت ديگر تعاريف نظرى هر چه باشد، در تحقيق بايد مفاهيم به‌صورت عملى و کاملاً واضح (جامع و مانع) تعريف گردد.


به‌عنوان نمونه: در سرشمارى در سال ۱۳۶۵، عنوان ”ده“ به واحد سکونتى اطلاق شده که کمتر از پنج هزار نفر جميعت دارد. البته ملاک جمعيت، تعريف واقعى ”ده“ را به‌دست نمى‌دهد ولى تعريف مزبور يک راه حل عملى است که جامعهٔ آبادى‌ها: را به‌دو گروه: شهر و ده تقسيم مى‌کند. برخى در تعريف ده، ضابطه‌هائى ديگرى مانند ”نسق‌بندي“ و... را به‌کار برده‌اند.


و آيا منظور از گذراندن اوقات فراغت (استراحت، آسايش) دانشجويان در يک روز تعطيل است يا در يک روز عادى و غير تعطيل؟


همچنين منظور از دانشجو، فردى است که به‌منظور اخذ مدرک تحصيلى مورد تائيد وزارت فرهنگ و آموزش عالى براى شرکت در کلاس در يک واحد آموزشى عالى ثبت نام نموده است.


يا دانشگاه، سازمانى است که از بين دارندگان ديپلم متوسطه يا بالاتر دانشجو مى‌پذيرد و به فارغ‌التحصيلان خود مدرک کاردانى يا بالاتر مى‌دهد. اين سازمان از تعدادى واحد آموزش عالى (دانشکده) که از نظر سازمان ادارى و آموزشى مستقل مى‌باشند تشکيل شده است.


ملاحظه مى‌شود اکنون که از مفاهيم فوق ”تعاريف عملي“ به‌دست آمده، محدوده و چارچوب موضوع تحقيق و فرضيه‌ها بهتر مشخص گرديد و با آگاهى و تسلط بيشتري، پژوهشگران مى‌توانند به بررسى بپردازند. بنابراين بايد تعاريف نظرى با تعاريف عملى تطبيق گردد.


تطبيق تعاريف عملى با تعاريف نظرى:

همان‌طور که گفته شد براى آنکه بتوان تحقيقى را انجام داد بايد حتى‌الامکان تعاريف عملى با تعريف نظرى متناسب باشد. زيرا در اين صورت است که مى‌توان از آنچه تئورى متضمن است، بهره‌مند شد.


به‌طور مثال: علماى جامعه‌شناسى تعاريف متعددى از مفهوم ”طبقات اجتماعي“ به‌عمل آورده‌اند که برخى از اين تعاريف به‌طور اجمال ذکر مى‌گردد:


به‌نظر کارل مارکس، وضع طبقاتى فرد، با موقعيت وى در مراحل توليد مشخص مى‌گردد. علاوه بر اين لازم است افرادى که از اين حيث يکسان هستند، واجد شعور و يا وجدان طبقاتى نيز باشند.


به‌نظر ماکس وبر، وضع طبقاتى فرد با موقعيت وى در بازار کار مشخص مى‌گردد. در حالى‌که پارسنز، جامعه‌شناس معاصر آمريکائى و استاد دانشگاه‌ هاروارد معتقد است وضع طبقاتى فرد با موقعيت وى در سلسله مراتب اجتماعى مشخص مى‌گردد.


تعاريف نظرى مذکور هرچند مهم هستند، اما در تحقيقات عملى نمى‌توانند مورد استفاده قرار گيرند. مثلاً: اگر از اشخاص پرسيده شود: موقعيت آنان در مراحل توليد يا در بازار کار و يا در سلسله مراتب اجتماعى چيست؟ پاسخ مشخصى به‌دست نمى‌آيد. زيرا منظور از موقعيت، مراحل توليد سلسله مراتب اجتماعى و غيره مشخص نيست. بنابراين براى آنکه تعاريف نظرى فوق به‌صورت عملى درآيد، مى‌توان از گروه شغلى و منابع درآمد (سود و دستمزد) که شاخص خوبى براى تعيين طبقهٔ افراد هستند استفاده کرد زيرا موقعيت افراد در بازار کار، بستگى تام با شغل آنان دارد. اما به‌کار بردن مشاغل در مورد تعريف پارسنز، فقط در جوامع پيشرفتهٔ صنعتى جايز است. چه به‌نظر اين مؤلف، تنها در اين جوامع است که روى کارآئى مشاغل تأکيد مى‌شود و به منزله مهم‌ترين ضابطه طبقه‌بندى اجتماعى تلقى مى‌گردند. در حالى‌که در جوامع ديگر که ضوابطى غير از کار و توليد جارى است و احتمالاً ملاک طبقه‌بندي، چيزى غير از مشاغل خواهد بود. مثلاً در دوران فئوداليته، حرمت و منزلت افراد به ”نسب“ آنان بستگى داشت و غيره... .