مشاهده يکى از تکنيک‌هائى است که غالباً در تحقيقات مردم‌شناسى و انسان‌شناسى مورد استفاده قرار مى‌گيرد. در عين حال گاهى هم در جامعه‌شناسي، خصوصاً جامعه‌شناسى روستائي، به‌عنوان يکى از وسايل اصلى و عمدهٔ جمع‌آورى اطلاعات به‌کار برده مى‌شود.


مشاهده در مواردى استفاده مى‌گردد که نمونه‌گيرى و کاربرد پرسشنامه عملى نباشد. مثلاً زمانى‌که قصد مطالعهٔ جابه‌جائى‌هاى فصلى يکى از ايلات را داريم.


به‌نظر فيليسين شاله، مشاهده‌کننده، علاوه بر داشتن حواس سالم، دقتى توانا و ذهنى که قادر به تشخيص صحيح وقايع از يکديگر و معانى آنها باشد بايد به اندازهٔ کافى کنجکاو و داراى صبر و حوصله و شکيبائى باشد تا بتواند ملاحظات خود را به اندازه‌اى تکرار کند که ديگر جاى اشتباه باقى نماند و بالاخره مشاهده‌کننده بايد بى‌غرض و بدون تعصب باشد. به‌نحوى که بتواند از افکار خود، وقتى‌که براى او معلوم شد که آنها غلط هستند، صرف‌نظر کند. افزون بر اين، مشاهده بايد با برنامهٔ قبلى و با هدف مشخصى باشد. بدين جهت استفاده از مشاهده به‌صورت يک روش علمي، بستگى به آن دارد که مشاهده:


- به هدف تحقيق معين، مربوط باشد.


- طرح آن به‌صورت منظم تهيه شده باشد.


- از مشاهدات به‌طور منظم يادداشت‌بردارى و به مسائل کلى ديگر ربط داده شود.


- از لحاظ روائى و اعتبار، بررسى و کنترل باشد.

انواع مشاهده

به‌طور کلى مى‌توان مشاهده را به ‌دو نوع تقسيم کرد:


۱. مشاهده با مشارکت مستقيم و فعالانه محقق در جامعهٔ مورد مطالعه.

اين نوع مشاهده با شرکت مستقيم و فعالانهٔ خود محقق زندگى اجتماعى مورد مطالعه صورت مى‌گيرد و مانند فردى از افراد جامعه که در آن زندگى مى‌کند، با آنها زندگى و نشست و برخاست مى‌کند و در واقع عضوى از اعضاء آن جامعه مى‌گردد. نظير ”مالينوفسکي“ که مدت چهار سال (۱۹۱۸-۱۹۱۴) در جزاير ”تروبرياند“ در بين مردم زندگى کرد و شاهکار خود به‌نام ”آرگونات‌هاى (Argonauts of the Western Pacific.1992 آرگونات: نوعى صدف دريائى است) غرب اقيانوس آرام“ را به رشته تحرير درآورد. يا قبل از همه اينهان، ”ابوريحان بيروني“، که براى مطالعه دربارهٔ مردم هند به ميان آنها رفت با آنها زندگى کرد زبان آنها را آموخت و ”التحقيق ما للهند“ را به رشته تحرير درآورد.


خلاصه آنکه در اين نوع مشاهده، خود محقق يا عضوى از اعضاء آن جامعه است يا مدت زيادى در بين آنها زندگى کرده، بدون اينکه وانمود کند که محقق است.


در اين نوع مشاهده چون محقق خود عضوى از جامعه است، گذشته از فرصت زيادى که براى تحقيق و دقت نظر در رفتار گروهى مردم خود را دارد. از اين امتياز نيز برخوردار است که افراد جامعه مورد مطالعه، در مقابل او رفتار طبيعى خود را از دست نمى‌دهند و بنابراين مستقيماً با واقعيت‌هاى موجود آنچنان که وجود دارند، روبه‌رو مى‌گردند.


به‌عنوان مثال: محققى که خود ساکن يک روستا است و قصد مطالعه در مورد آن روستا (مونوگرافي) يا بعضى از آداب و رسوم و مراسم خاصى را دارد. غالباً بدون آنکه جلب توجه ديگران را بکند، رفتار مردم را زير ذره‌بين گذاشته و با استفاده از ابزارهائى مثل دوربين عکاسى و فيلمبرداري، اسلايد و نوار يادداشت‌بردارى (فيش‌برداري) به ثبت و ضبط زندگى مردم و رفتار واقعى آنان بپردازد.


در چنين روشى زمان جمع‌آورى اطلاعات، زمان معينى نيست، بلکه محقق در تمام مدتى که در جامعهٔ موردنظر به‌سر مى‌برد مى‌تواند به مشاهده بپردازد.


۲. مشاهده بدون مشارکت مستقيم و فعالانه محقق.

در اين نوع مشاهده، محقق عضوى از جامعه موردنظر نيست و با آنها زندگى نکرده و نمى‌کند و با مردم آشنا و صميمى نيستند. بلکه يک تازه‌وارد و ناآشنا و بيگانه است که مى‌خواهد در مورد آن جامعه تحقيقيى انجام دهد. در چنين موارد مشکلات تحقيق بسيار زياد است. زيرا ورود محقق به جامعه، عکس‌العمل‌هائى در بين افراد آن جامعه به‌وجود مى‌آورد و موجب تغيير در رفتار طبيعى آنها مى‌شود و چه بسا ساختگى مى‌گردد و عکس‌العمل‌هاى آنها ناشى از سوءظن و بدبيني، ترس و ابهام است. بدين جهت نتايج تحقيق، اعتبار و اطمينان خود را تا اندازه‌اى از دست مى‌دهد. براى برطرف کردن اين مشکل، محقق در بدو ورود خود به جامعه‌اى که قصد مطالعه آن را دارد بايستى در جالب اعتماد مردم آن جامعه کوشش کند، و ترديد، سوءظن و بدبينى را که احتمالاً با ورود در جامعه ايجاد گرديده است از ازهان بزدايد. به‌عبارت ديگر محقق بايد هنگامى کار خود را آغاز کند که افراد جامعه، به‌منظور و مقصود عمل وى پى ببرند و بدون ترس به سؤالات او جواب دهند.


بنابراين لازم است دانش‌پژوهانى که از اين تکنيک استفاده مى‌کنند، شرايط و خصوصيات جامعهٔ مورد مطالعه و مردم آن را به‌دقت در مدّنظر داشته باشند و قبل از هر نوع تماسى با مردم جوّ دوستانه و قابل اعتمادى براى ادامه کار خود ايجاد کند.