نقشى است که جامعه به فرد تفويض مى‌کند و برعهده او مى‌گذارد. مى‌توان آن را انتخاب، کسب کرد و يا حتى به چنگ آورد. مانند شغل: معلمي، مهندسي، پزشکي، کارگرى يا تجارت و ... البته منظور اين است که ما آزادى کامل داريم که هر شغلى را که بخواهيم بتوانيم برگزينيم. بلکه مقصود اين است که روى‌هم رفته در يک مورد، يعنى ”زن“ يا ”مرد“ بودن نقش ما، نقش تحميلى است در حالى‌که شغل را خود انتخاب کرده‌ايم خواه با آزادى کامل و خواه با توجه به وضعيتى که در آن قرار داشته‌ايم. اما بايد دانست که امکانات همهٔ اعضاء جامعه، براى اجراء نقش‌هاى محقق خود، برابر نيستند و در هر جامعه‌اى نقش‌هاى اجتماعى موافق موازين معين، بين اعضاء جامعه تقسيم مى‌شوند. قديمى‌ترين موازين در اين‌باره سن و جنسيت است ولى وضع اجتماعى شخص بيش از سن و جنس در اين مورد اهميت دارد.

سن و جنسيت

در هر جامعه‌اى مخصوصاً جوامع ابتدائى به مقتضيات هر يک از ادوار عمر و جنس افراد فعاليت معينى برعهده دارند. در بيشتر جامعه‌ها مرحلهٔ بلوغ از دو مرحلهٔ قبل و بعد از آن مشخص نيست ولى در برخى جوامع مانند قبائل ”پولى نه‌زي“ و ”اوژيب‌وي“ و تاسماني، بوشمن، ماسائي، هوتن توت مرحلهٔ بلوغ کاملاً از مرحلهٔ کودکى و مرحله بزرگى مشخص است و مانند نوجوانان متمدن ناگهان بر اثر قبول مسئوليت‌هاى متعدد اجتماعى دچار بحران و پريشانى نمى‌شوند. در اينگونه جامعه‌ها، انتقال از يک مرحله عمر به مرحلهٔ ديگر حادثه‌اى مهم و با جشن و سرور همراه است که به آن ”مناسک گذر“ مى‌گويند.

وضع اجتماعى شخص

نقش‌هائى که شخص برعهده مى‌گيرد، نه تنها با وضع نسبى و جنسى تناسب دارند، بلکه با وضع اجتماعى او نيز متناسب هستند. بدين معنى که چه بسا، توانگر زادگان، که با گروهى از کارگرزادگان، هم‌جنس و هم‌سن هستند، ولى با وجود اين همانندي، از لحظ نقش اجتماعى از يکديگر بسيار متفاوت هستند. بنابراين وضع اجتماعى شخص به مراتب از وضع سنى و جنسى افراد در نقش‌هاى اجتماعى آنان مؤثر است.