پايگاه اجتماعي، ارزشى (Value) است که يک گروه اجتماعى براى يک نقش اجتماعى قائل است“. به عبارت ديگر وقتى نقشى اجتماعى فرد در گروه يا جامعه، با نقش‌هاى ديگر مورد ”ارزش‌گذاري“ (Valuation) و مقايسه قرار گيرد و برحسب درجه اهميت ”رتبه‌بندي“ (Ranking) گردد، پايگاه و موقعيت آن نقش معلوم شود. پس پايگاه اجتماعى يک نقش، ”ارزش‌گذاري“، اجتماعى آن نقش است. که هر جامعه‌اى مطابق مقتضيات خود آنها را ”رتبه‌بندي“ مى‌کند. مثلاً نقش يک آموزگار، دبير، استاد دانشگاه، پزشک، کارگر، دهقان يا يک راننده با هم فرق دارد و پايگاه اجتماعى آنها متفاوت است. برخى مهم‌تر و از ”پايگاه اجتماعي“ بالاترى برخوردار هستند و برعکس. که البته عواملى در اين مورد مؤثر هستند.


چون هرکس عهده‌دار نقش‌هاى گوناگون است، از اين‌رو، پايگاه‌هاى اجتماعى متعددى را هم احراز مى‌کند. نظريهٔ ”مجموعه نقش‌ها“ بيانگر آن است که هر پايگاه اجتماعى فقط با يک نقش همراه نيست، بلکه با دسته‌اى از نقش‌ها پيوسته است. از اين‌رو، هر پايگاه اجتماعي، مناسبات معينى را به همراه دارد.


مثلاً، پايگاه اجتماعى يک معلم مدرسه، مجموعهٔ نقش‌هاى ويژهٔ خود را به همراه دارد که توسط آنها با شاگردان، مدير مدرسه، اولياى دانش‌آموزان، ادارهٔ آموزش و پرورش و ساير همکاران او در تماس است. لازم به يادآورى است که بين مجموعهٔ نقش‌ها و آنچه که جامعه شناسان، به نام نقش‌هاى متفاوت، مى‌نامند بايد فرق گذاشت. مثلاً يک فرد ممکن است نقش‌هاى متفاوتى داشته باشد. مثل يک معلم، که علاوه بر نقش‌هاى ويژه‌اش، نقش‌هاى ديگرى چون پدر يا مادر بودن، ورزشکار بودن، عضو حزب يا انجمن، مالک زمين بودن و غيره را دارد. هر يک از اين نقش‌ها خود داراى پايگاهى است که با مجموعهٔ نقش‌هاى ويژه او (يعنى مناسباتى که با مدير، اولياء بچه‌هاى آموزش و پرورش و همکاران) براى هر شخص ”مجموع پايگاهي“ مى‌سازد.


همچنين پايگاه اجتماعى يک پزشک، يا يک قاضي، از يک طرف، مجموعهٔ نقش‌هاى ويژهٔ خود را به همراه دارد. (چون تماس با مريض يا متهم و مراجعه‌کنندگان با وزارت بهداشت و درمان و يا وزارت دادگسترى و ساير همکاران) و از طرف ديگر نقش‌هاى متفاوتى چون پدر و مادر بودن، مالک زمين و ساختمان بودن، عضو نظام پزشکى يا کانون قضاوت، يا انجمن خيريه و حزب بودن و غيره که همه اينها مجموع پايگاهى يک پزشک يا يک قاضى و... را مى‌سازد.


بنابراين ”پايگاه اجتماعي“ مقامى است که از لحاظ اجتماعى شناخته شده و در واقع يک محل معين در فضاى ”اجتماعي“ است که در مقابل فضاى جغرافيا قرار دارد و مى‌توان آن را به‌عهدهٔ واجدان شرايط قرارداد و داراى حقوق وظايف خاصى است.

پايگاه محول (Assigned Status)

پايگاه معينى است که جامعه براى نقش معينى مقرر مى‌دارد. مانند نقش‌هاى محول، زن و شوهر، پدر، مادر و... بعضى از پايگاه‌هاى اجتماعى نيز به هنگام تولد به فرد محول مى‌شود و فرد نقشى در انتخاب آن ندارد. سن، جنس، رنگ پوست، طبقه، اصليت خانوادگى و مذهب در طرز واگذارى اين نوع مقام تأثير فراوان دارد. مثلاً پايگاه يک دهقان‌زاده يا روستا‌زاده يا آهنگرزاده و... که جامعه به فرد تفويض کرده از اين قبيل هستند.

پايگاه محقق

هرکس ممکن است برخلاف نقشى که جامعه به او محول کرده است، نقش‌هاى ديگرى را براى خود تعيين مى‌کند. در نتيجه در مقابل پايگاه‌هاى محول خويش حائز پايگاه‌هاى ديگرى هم مى‌شود. اينگونه پايگاه‌ها، پايگاه محقق يا اکتسابى نام گرفته است. در جامعهٔ ما، مشاغل ادارى و حرفه‌اى از قبيل: کارمندان مشاغل گوناگون اداري، معلم، دبير، استاد دانشگاه، پزشک، مهندس، بنا، نجار، راننده و غيره از نمونه‌هاى پايگاه محقق به شمار مى‌رود. همچنين ممکن است همان دهقان‌زاده يا آهنگرزاده برخلاف نقشى که جامعه به او محول کرده است از راه تحصيل به موازات توانائى و استعداد او و بالارفتن سن و افزايش درجهٔ تحصيل، شغلى غير از شغل کشاورزى يا آهنگرى و... (شغل پدران آنها) از قبيل پزشکي، مهندسي، کارگر فنى و... احراز کند و يا با کسب درآمد به شغل تجارت و بازرگانى و يا مشاغل خدماتى ديگر بپردازد که در نتيجه به تناسب نقشى که به‌دست آورده است پايگاه اجتماعى او هم تغيير مى‌کند و پايگاه اجتماعى ديگرى که متناسب با نقش جديد است کسب کند. يا به عبارتى ديگر ”تحرک اجتماعي“ که ”منظور انتقال فرد يا يک گروه از يک پايگاه اجتماعى به پايگاه اجتماعى ديگر است“ صورت گيرد.


خلاصه آنکه پايگاه محول و يا مقام پايگاهى ”محوّل“ مقامى است که خودبه‌خود و برمبناى رويدادهاى زمان و به هنگام تولد به فرد محول مى‌شود و افراد نقشى در انتخاب آن ندارند و پايگاه محقق يا ”مقام پايگاهى تحقق“ مقام‌هائى است که مى‌توان انتخاب کرد، کسب کرد و يا حتى به چنگ آورد يعنى براى به‌دست آوردن آن بايد تلاش و کوشش ورزيد.


به‌نظر برخى از پايگاه‌هاى محقق ممکن است تنها به افرادى که پايگاه‌هاى محوّل مناسبى داشته باشند، واگذار گردد و برعکس ممکن است بسيارى از پايگاه‌هاى محقق که از طرف گروه‌هاى مخصوصى اشغال شده است به‌صورت پايگاه محوّل و يا يک ”نهاد“ درآيد.