ساخت (يا استروکتور) هر سيستم عبارت از روابط نسبتاً محکم و پايدار بين عناصر و اجزاء متشکله يک سيستم است. ساخت هر سيستم پايداري، استحکام و تداوم يک سيستم را مشخص مى‌کند. با تغيير ساخت و نابودى آن، سيستم نيز تغيير مى‌کند و يا به سمت فروپاشى مى‌رود.


سيستم (يعنى عناصر به‌هم پيوسته و مرتبط با يکديگر)، در حقيقت بر پايه ساخت استوار بوده و حيات مى‌يابد. ساخت قانونمندى و نظام درونى سيستم را مشخص مى‌کند و بقاء آن را تضمين مى‌نمايد.


فونکسيون (يا کارکرد) سيستم عبارت از چگونگى رفتار سيستم است. ساخت و کارکرد (استروکتور و فونکسيون) دو مفهوم و دو مقوله به هم پيوسته هستند، اما ساخت سيستم نسبت به مجموع عملکرد سيستم پايدارتر و بادوام‌تر مى‌باشد. در حقيقت استروکتور (يا ساخت) حامل فونکسيون يا عملکرد سيستم است، هر ساختى عملکرد ويژه‌اى دارد و هر عملکردى نيز به نوبه خود مخصوص ساخت خاصى است.


تفکيک ساخت سيستم از کارکرد سيستم، روشى غيرعلمى به حساب مى‌آيد و مطلق پنداشتن يکى از اين دو مقوله نيز منطقى و اصولى نيست. در تحليل پديده‌هاى طبيعى و اجتماعى از ديدگاه سيستمى بايد (اسلوب ساختى و کارکردي) را مکمل دانست ولى بايد توجه داشت که شناخت واقعى يک پديده از کارکرد (فونکسيون) به سمت ساخت (يا استروکتور) سيستم سير تکاملى خود را طى مى‌کند.


عده‌اى از صاحب‌نظران و محققين معتقد هستند که تبيين و تفسير ويژگى‌هاى امور و پديده‌هاى مختلف از ديدگاه سيستمي، بايد از سه جنبه صورت پذيرد:


۱. از نقطه‌نظر جامعيت و کليت خارجي.


۲. از نظر ساختمان داخلى سيستم و سهم و نقشى که عناصر درونى سيستم در کليت و تشکل آن دارند.


۳. از نظر جايگاه سيستم در رابطه با ساير سيستم‌ها.


نگرش سيستمى که يکى از چارچوب‌هاى انديشه، تفکر و جهان‌بينى‌هاى انسان در طول تاريخ حيات در تفسير و تحليل پديده‌ها محسوب مى‌گردد، در دهه‌هاى اخير از جانب بسيارى از محققين و متفکرين مورد توجه جدى‌تر قرار گرفته است.