مهم‌ترين و کلى‌ترين خصوصيات سيستم‌هاى باز را به قرار زير مى‌توان خلاصه کرد:


۱. کسب انرژى و (اطلاعات) از مهم‌ترين خصلت‌هاى سيستم‌هاى باز است که درون‌داد ناميده مى‌شود.


۲. انجام يک سلسله عمليات و تبديلات و تغييرات برروى انرژى ورودى به سيستم (فرآيند داخلى سيستم).


۳. ارائه بازده (برون‌داد) يا توليد محصول که از فرآيند داخلى سيستم به‌دست مى‌آيد.


۴. بازخورد عبارت است از تأثيرات متقابل برون‌داد و سيستم‌هاى پيرامون سيستم باز که به‌صورت درون‌داد مجدداً به سيستم باز وارد مى‌شود.


۵. سيکل يا چرخه‌اى از رويدادها: در سيستم‌هاى باز روند پيوسته‌اى از رويدادها و عمليات به‌هم پيوسته وجود دارد. به‌عبارت ديگر سيستم باز از محيط اطراف مواد و انرژى مورد نياز آن را به‌دست مى‌آورد و پس از صدور محصول و بازده به محيط خارج مجدداً مواد و انرژى مورد نياز را به‌دست مى‌آورد و پس از صدور محصول و بازده به محيط خارج مجدداً مواد و انرژى موردنياز را از محيط کسب مى‌کند و بدين طريق پروسه‌اى از رويدادهاى به هم پيوسته و سيکل‌وار در سيستم باز تحقق مى‌پذيرد.


حد و مرز و محدوديت و گستردگى دامنه فعاليت‌هاى سيستم باز را عوامل و فاکتورهاى محيط پيرامون تعيين مى‌کنند. کم و کيف مواد و انرژى مکتسبه از محيط توسط سيستم باز و فعل و انفعالات درونى سيستم و محصول نهائى سيستم که به بيرون داده مى‌شود، عواملى هستند که حدود عملکرد و ساخت سيستم باز را تعيين مى‌کنند و از طريق پيگيرى اين زنجيره به‌هم متصل مى‌توان کميت و کيفيت آن را مشخص نمود.


۶. تعادل ديناميکى (يا تعادل پويا): سيستم‌هاى باز بقاء و تداوم موجوديت خود (که با دفع انرژى و خروج مواد و محصولات درونى خود، دچار تغييرات و بى‌تعادلى نسبى مى‌گردند)، را با اخذ مواد و انرژى لازم از محيط پيرامون تحقق مى‌بخشند. جذب و دفع انرژى در سيستم‌هاى باز به آنها نوعى تعادل و ثبات مى‌دهد.


از آنجائى که رويدادها، امور و پديده‌هاى پيرامون سيستم‌هاى باز، متغير، متحول و در حال دگرگونى و تکامل مى‌باشند لذا ثبات و تعادل اينگونه سيستم‌ها، تعادل ايستا نيست بلکه گونه‌اى از تعادل پويا (ديناميکي) است که در عين تداوم موجوديت سيستم‌هاى باز، رشد و تکامل آنها را نيز موجب مى‌شود.


۷. سازگاري: در سيستم‌هاى باز عموماً اين خصلت وجود دارد که با مکانيسم‌هاى درونى و تأثيرات متقابل بر سيستم‌هاى خارجى و تأثيرپذيرى از آنها، در خود نوعى سازگارى با محيط پيرامون به‌وجود آورند. اين خصلت سازگارى تا زمانى است که قانون‌مندى حاکم بر عناصر درونى سيستم اين امر را مقدور و ممکن سازد. زمانى که اين امر از حيطه توانائى‌هاى بالقوهٔ سيستم خارج گردد، تعادل سيستم به‌هم مى‌خورد و سيستم به سمت نابودى سير مى‌کند.


دامنه توانائى سازگارى نوع انسان (توانائى بالقوه)، به‌عنوان يک سيستم باز، تنها به قدرت فيزيولوژيکى او ختم نمى‌شود، بلکه انسان به مثابه تنها سيستم جاندار که از قدرت تعقل، تفکر و در نهايت فراگيرى و آموزش برخوردار است با اين ويژگى استثنائى و اختصاصي، مى‌تواند قانون‌مندى‌هاى حاکم بر محيط طبيعى و اجتماعى (و قانون‌مندى حاکم بر سير تکاملى عقل و انديشه خود)، را کشف کند و با گسترش دامنه معرفت و دانش خود و به‌کارگيرى آن در عرصه عمل در امر ابزارسازى و ابداع، نوآورى و اختراع عوامل محيطى را دگرگون سازد و (در عين پذيرش تغييرات ضرورى در همه ابعاد خود) قدرت سازگارى خود را افزايش دهد و در نتيجه تداوم تکاملى خود را (که به‌عنوان نشانه سطح تعالى او نسبت به ساير سيستم‌ها مى‌باشد) تحقق بخشد.