ماکس وبر که از جامعه‌شناسان برجسته دو دهه اول قرن بيستم به حساب مى‌آيد، در رابطه با حکمرانى و فرمانبردارى در جوامع به شرايط ذيل اشاره مى‌‌کند:


- وجود حکمران (يا حکمرانان) مورد قبول.


- وجود فرمانبرداران معتقد.


- وجود قدرت لازم و ارادهٔ قوى در حکمرانان در تحميل نظرات خود بر فرمان‌برداران.



با مهيا شدن شرايط فوق، وبر پذيرش فرمان و انجام آن را کاملاً طبيعى نمى‌انگاشت.


سازمان مديريت و توسعه منابع انساني، سياوش گلابي، نشر فردوس ۱۳۶۹، صفحه ۱۰۲ به بعد.


در رابطه با روابط حکمران و فرمان‌بردار، برخى آداب و رسوم و عده‌اى ترس را عامل تعيين‌کننده مى‌دانند ليکن ماکس وبر معتقد بود که مهم‌ترين عامل در اين رابطه همان معنا و مفهومى است که خود مردم از امر ”اطاعت“ از رهبر درک مى‌کنند. وبر معتقد بود که در نظام‌هاى سنتى شرق، اطاعت مردم از درک مشروعيت، بر پايه آداب و رسوم و سنن پايدار در اين جوامع استوار است ليکن در نظام‌هاى سرمايه‌دارى غرب، اين امر را از درک عقلائى و منطقى مردم از مشروعيت قانونى نظام‌ها ناشى مى‌دانست.


ويژگى‌هاى جوامع غربى و شرقى در جدول زير انعکاس يافته است.

جدول مقايسه ويژگى‌هاى جوامع غربى و شرقى در دو قرن اخير

جوامع غربى   جوامع شرقى
 شکل‌گيرى حکومت‌هاى قانونى   تداوم حکومت‌هاى استبدادى (با خصوصيات خويشاونديى و وراثتي)
تحقق جنبش‌هاى اجتماعى و ترويج آزادى‌هاى فردى و جمعى در امور سياسى و اقتصادى   تداوم خودسرى‌هاى حکام و عدم تحقق آزادى‌هاى فردى در امور سياسى و اقتصادى
پيدايش طبقات (بورژووازى صنعتى و طبقه کارگر) و اقشار اداري    ادامه حيات طبقات سنتى (فئودال‌ها و همزيستى با اقشار بوژوازى تجاري) و تداوم آريستوکراسى
گسترش تأمين اجتماعي، بازتوزيع ثروت ملى و تأمين نسبى عدالت اجتماعي   استثمار دهقانان و گسترش فقر و محروميت
 تحکيم پايه‌هاى حکومت‌هاى يکپارچه ملى و تأمين امنيت اجتماعى   نضج‌گيرى حکام محلى و منطقه‌اى و تداوم نزاع با حکومت‌هاى مرکزى ترويج هرج و مرج و ناامنى اجتماعي.