در يک طبقه‌بندى که با ويژگى‌هاى سازمان‌ها سازگارتر است، سيستم‌ها را در سه گروه به قرار ذيل طبقه‌بندى مى‌کنند:

سيستم‌هاى ماشينى

براى هدف يا هدف‌هاى خاصى طراحى شده‌اند و عمليات سيستم‌ها براساس برنامه از قبل پيش‌بينى شده انجام مى‌پذيرد (نظير سيستم‌ها و دستگاه‌هاى فني).

سيستم‌هاى بيولوژيکى

داراى بافت و ساختار پيچيده‌تر از سيستم‌هاى ماشينى‌ هستند و از توانائى خاصى در سازگارى با محيط متغير پيرامون برخوردار بوده و حيات هر عنصر آن به همکارى ديگر عناصر وابسته بوده و عمدتاً از يک مرکز واحدى هدايت مى‌شوند (نظير بدن انسان).

سيستم‌هاى اجتماعى

از دو نوع سيستم‌هاى ماشينى و بيولوژيکى پيشرفته‌تر هستند و عناصر آنها داراى ارتباطات چندجانبه‌اى با يکديگر بوده و زيرسيستم‌هاى آنها هدفمند مى‌باشند.


مهم‌ترين زيرسيستم در سيستم‌هاى اجتماعى (زيرسيستم انساني) است. نهادها و سازمان‌هاى اجتماعي، اقتصادى و فرهنگى اجتماعات بشرى که ادامه حيات نوع بشر را ممکن مى‌سازند از بارزترين اشکال سيستم‌هاى اجتماعى به‌حساب مى‌آيند.


در يک تطبيق تاريخى مى‌توان نظريه‌هاى سازمان‌ها و مکاتب مديريت را در قالب طبقه‌بندى سه‌گانه فوق به قرار ذيل بيان نمود:


- مکتب مديريت علمى (تيلور و...) منطبق با سيستم‌هاى ماشيني.


- مکتب روابط انسانى (التون مايو و...) منطبق با سيستم‌هاى بيولوژيک.


- نگرش سيستمى به سازمان سازگار با سيستم‌هاى اجتماعي.


نفوذ نگرش سيستمى در تحليل ويژگى‌هاى سازمان‌ها و نقش اساسى عامل انسانى به‌ويژه در شکل گروهى آن در امر طراحي، تصميم‌گيرى و هدايت جمعى (در قالب گروه‌هاى يادگيرنده)، سمت‌گيرى مشخص مفاهيم سازمان و مديريت به سمت الگوى سيستم‌هاى اجتماعى را در آغاز قرن ۲۱ ميلادى نشان مى‌دهد.


(دکتر اصغر زمرديان، مديريت تحول، سازمان مديريت صنعتى ۱۳۷۷، ص ۲۸.)