در آغاز قرن ۲۱ ميلادي، کشورهاى صنعتى و جوامع در حال توسعه، در مقياس گسترده‌اى متشکل از سازمان‌هاى بزرگ و کوچک توليدي، صنعتي، تجارى و خدماتى هستند. از ديدگاه سيستمي، سازمان‌ها عبارتند از سيستم‌هاى اجتماعي-فنى که تحت تأثير عوامل درونى و برونى (در سطح ملي، منطقه‌اى و بين‌المللي) پيوسته در حال دگرگونى و تحول قرار دارند و در حقيقت از نوعى تعادل پويا برخوردار هستند. محيط‌هاى پيرامونى محدوديت‌هائى را بر آنها تحميل مى‌نمايد و ساختار و عملکرد آنها را به‌‌طور مداوم در معرض تغيير قرار مى‌دهند.


ترقى علمى و تکنولوژيکي، افزايش جمعيت و ترکيب نيروى انساني، خصوصيات فرهنگي، ويژگى‌هاى حقوقي، اقتصادي، سياسي، صنفى و شغلي، الزامات نوين اجتماعي، اخلاقى تغيير اساسى در نيازها، انتظارات و همه و همه عوامل برون سازمانى هستند که به شدت بر عوامل درونى سازمان‌ها تأثير مى‌گذارند و بررسى همه‌جانبه اين تعاملات و تأثيرات متقابل را به مثابه زمينه‌هاى مشخص مطالعات علوم مختلف، به‌ويژه جامعه‌شناسى سازمان‌‌ها را در شرايط کنونى جهان فراهم نموده‌اند.


هر سازمان از ديدگاه سيستمى يک سيستم باز و هدفمند است که از دو زيرسيستم اجتماعي-انسانى و فني-مادى تشکيل شده است. از اين‌رو در هر جامعه سازمان‌هاى گوناگون به مثابه سيستم‌هاى متعدد و متعامل با يکديگر بوده و نهايتاً زيرسيستمى از کل جامعه و نظام سياسي-اقتصادى محسوب شده و در شرايط کنونى اجتماعات بشرى از مجموعه نظام جهانى و عوامل بين‌المللى نيز تحت تأثير مداوم قرار دارند.