يکى از پى‌آمدهاى نامطلوب تسلط کشورهاى استعمارى غرب بر جوامع در حال توسعه، همانا گسترش انواع تئورى‌هاى سازمان و مديريت و بعضاً ناسازگار با ساختار فرهنگي-اجتماعى اين جوامع مى‌باشد. لذا تحکيم پايه‌هاى نظرى نظام نوين مديريت در کشورهاى در حال توسعه، بر پايه ارزش‌هاى ملى و مذهبى و متناسب با نيازهاى اين مرحله از تکامل آنان ضرورتى اجتناب‌ناپذير است.


کشف قانونمندى‌هاى خاص حيات اجتماعى مؤسسات و سازمان‌هاى اين کشورها، به موازات طرد عناصر بازدارنده‌ٔ استعمارى از ساختار فکرى و فرهنگى جوامع در حال توسعه، اولين اقدامات لازم به‌منظور نظريه‌پردازى در مقوله مديريت و سازمان و بهره‌گيرى از قابليت‌هاى سازمان‌ها در فرآيند توسعه ملى جهان سوم به‌حساب مى‌آيد.


از ديدگاه سيستمى و به‌دليل تعامل سازمان‌ها و محيط‌هاى اقتصادي، سياسي، فرهنگى و اجتماعي، هر تصميم در يک سازمان مى‌تواند تبعات مثبت يا منفى براى ديگر سازمان‌ها و يا کل جامعه در بر داشته باشد.


در جهان کنوني، کسب سود و منفعت، صرفاً يگانه هدف سازمان‌ها و تنها وظيفه مديران سازمان‌ها به‌حساب نمى‌آيند. در جهان امروز هم مديريت و هم سازمان‌ها در برابر جامعه و مردم داراى مسئوليت جدى هستند. در عصر کنونى که به ”عصر مديريت“ يا ”عصر سازمان‌ها“ شهرت يافته است مسئوليت‌هاى اجتماعى سازمان‌ها، ضرورتى انکارناپذير مى‌باشد.


بايد به اين مسئله توجه داشته که مسئوليت سازمان‌ها نسبت به جامعه و مردم فراتر از توليد کالا و يا ارائه خدمات است.


مديريت و مسئوليت‌هاى اجتماعى سازمان‌ها، دکتر سيد مهدى الواني، سيد احمدرضا قاسمي، مرکز آموزش مديريت دولتي، ۱۳۷۷، صفحه ۱۴.


به‌دليل همبستگى متقابل اجتماعات بشرى (که در شرايط کنونى از حدت و شدت خاصى نيز برخوردار مى‌باشد) و نظر به اينکه فعاليت‌هاى سازمان‌ها در بطن جوامع انسانى و در روابطى تنگاتنگ (با ديگر سازمان‌ها) صورت مى‌پذيرد، از اين‌رو مديران و سازمان‌ها در برابر لطمات احتمالى وارده بر انسان‌ها و محيط زيست مسئوليت گسترده‌اى دارند.


از ديدگاه سيستمي، توسعه فرآيند پيچيده‌اى است که مجموعه عناصر متشکله جامعه (نظير گروه‌ها و طبقات اجتماعي، نهادها و سازمان‌هاى اجتماعي) را در روندى گسترده به‌هم درمى‌آميزد. در جهان کنونى (که ترقى علوم و گسترش تکنولوژي) آن را به‌صورت دهکدهٔ کوچکى درآورده است، سازمان‌ها و مديران در جريان توسعه جامع کشورها نقش مهمى داشته و مسئوليت خاصى بر عهده دارند.


توسعه در جهان امروز در حقيقت توسعه سازمان‌ها است از اين‌رو يکى از اهداف استراتژيک توسعه (به‌ويژه در جوامع در حال توسعه) جدائى‌ناپذير تلقى کردن توسعه سازمان‌ها و توسعه جامع در اين کشورها است.