انسان‌ها در طول حيات خود، همواره در بهره‌گيرى بهينه از امکانات مادى و منابع انسانى داراى برنامه‌ريزى بوده و به امر مديريت در اين رابطه توجه خاص داشته‌اند.


امر سازماندهى و برنامه‌ريزى در شرايط کنونى (به‌دليل گسترش فعاليت‌هاى توليدى و صنعتي، مبادلات بازرگاني، رقابت در عرصه توليد و توزيع، جهانى شدن اقتصاد و...) از اهميت ويژه‌اى برخوردار شده و ارتقاء بهره‌ورى سازمان‌ها، حساسيت خاصى پيدا نموده است.


مقوله بهره‌ورى از ديرباز در فعاليت‌هاى اقتصادي، مطمح نظر متفکرين و نظريه‌پردازان بوده است ليکن در دهه‌هاى پايانى قرن بيستم ميلادي، مفهوم بهره‌ورى بار ديگر و اين بار با نگرش عملى‌تر مورد توجه پژوهشگران و مديران قرار گرفته است.


مفهوم بهره‌ورى از آنجائى که مهم‌ترين شاخص در ارزيابى عملکرد سازمان‌هاى اقتصادى و خدماتي، محسوب مى‌شود و يگانه مسير براى رشد و توسعه جامعه به‌حساب مى‌آيد از اهميت استراتژيک برخوردار مى‌باشد.