سازمان‌ها به مثابه سيستم‌هاى اجتماعي، از يک سرى عوامل درونى و برونى به‌صورتى مستمر تحت‌تأثير قرار دارند. سازمان‌ها که براى توليد کالا و يا ارائه خدمات تأسيس شده‌اند با توجه به اندازه، اهداف و حيطه عملکرد آنها از ميزان خاصى از ارتباط با جامعه برخوردار هستند.


در عين حال بايد يادآورى کرد که عوامل برون‌سازمانى (طبيعتى پويا و متغير) دارند. عوامل محيطى هر سازمان منشاء هر نوع تغيير و تحول سازمانى به‌حساب مى‌آيند. از اين سمت و سو و گرايش هر حرکتى در سازمان بايد متوجه عوامل برون‌سازمانى باشد. محيط امروزى سازمان‌ها بدون ترديد، متحول‌ترين، عوامل مؤثر بر سازمان‌‌ها مى‌باشند. مرزهاى بين سازمان‌ها و بخش‌هاى صنعتى و خدماتى در حال دگرگونى هستند و تحولات گوناگون سياسي، اجتماعي، اقتصادى و فني، سازمان‌ها را ناگزير به اتخاذ تدابير و تصميماتى مى‌کنند تا خود را براى تطبيق با عوامل متغير محيطى (هرلحظه) آماده‌تر سازند.


محور اصلى در تحليل سازمان‌ها از ديدگاه سيستمي، چگونگى سازگارى دو سرى عوامل درون‌سازمانى و برون‌سازمانى براى تداوم و پويائى سازمان‌ها مى‌باشد.


سازمان‌ها از محيط پيرامون مواد و انرژى موردنياز براى ادامه فعاليت را به‌عنوان (درون‌داد) کسب مى‌کنند و پس از انجام عمليات، نتيجه را به شکل (برون‌داد) و به‌صورت کالا يا خدمات به محيط باز مى‌گردانند.


شناخت دقيق عوامل برون‌سازمانى و اتخاذ سياست‌هايى مناسب براى مقابله با آنها، از اهداف استراتژيک مديريت در سازمان‌هاى جوامع مختلف در آغاز قرن ۲۱ ميلادى است. عوامل محيطى با توجه به کميت و کيفيت تأثيرگذارى در جهت بالندگى يا رکود فعاليت‌هاى سازمان‌ها ايفاء نقش مى‌کنند و در اين ميان ويژگى‌هاى عوامل دورن‌سازماني، حدود و ثغور تأثيرات را تعيين مى‌کنند.