اصطلاح ”ارزش“ (Social Value) به همان اندازهٔ واژهٔ ”نهاد“ (Value) و ”نظام اجتماعي“ (Instituion) داراى اهميت است. واژه ارزش مانند بسيارى از واژه‌هاى جامعه‌شناسى داراى معانى بى‌شمارى است. وجه مشترک تعريف ارزش از نظر بسيارى از جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان آن است که:


”ارزش‌ها عبارت از نتيجهٔ غائى هدف و مقاصد کنش اجتماعى است. ارزش‌ها چندان مربوط به اصول موجود نيست بلکه مربوط به اصول آرمانى است. يعنى در حقيقت ارزش‌ها، گوياى ”احکام اخلاقي“ است.


”ژان کازنو“ مردم‌شناس فرانسوى مى‌نويسد: ”عقايد، هنجارها، شناسائى‌ها، فنون و اشياء مادى که افکار و گرايش‌ها در پيرامون آن شکل گرفته و به تجربه رسيده‌اند، ارزش‌هاى اجتماعى يک گروه را تشکيل مى‌دهند“.


در اصطلاح جامعه‌شناسى نيز ارزش‌هاى اجتماعى عبارت از چيزهائى است که موضوع پذيرش همگان است. ارزش‌هاى اجتماعى واقعيت‌ها و امورى را تشکيل مى‌دهند که مطلوبيت دارد و مورد درخواست و آرزوى اکثريت افراد جامعه است. در همين رابطه ”اگ برن“ و ”نيم کف“ مى‌نويسند: ”ارزش اجتماعى واقعه يا امرى است که مورد اعتناء جامعه قرار دارد. ارزش اجتماعي، انگيزهٔ گرايش‌هاى اجتماعى مى‌شود و گرايش‌هاى اجتماعي، تمايلات کلى هستند که در فرد به‌وجود مى‌آيند و ادراکات، عواطف و افعال او را در جهت‌هاى معينى به جريان مى‌اندازد“.


ارزش اجتماعى به‌عنوان پديدهٔ برتر که انکار کردن آن غيرممکن است و به افراد تحميل مى‌شود، در عمل هريک از جنبه‌هاى روابط اجتماعى را مورد بررسى قرار مى‌دهد. درستي، نادرستي، زشت و زيبا، نيک و بد، شرافتمندانه و ننگبار، خاموشي، پرحرفي، خونسردي، شغل، دموکراسي، عشق، صداقت، امانت، شعر، نقاشي، موسيقى و ساير هنرها، آداب و رسوم اعتقادات، دانستنى‌هاى عامه، ثروت و مالکيت، پول و اموال، خانه و مسکن، مهريه، جهيزيه، شيربهاء، ازدواج، ازدواج کردن، آينه عروس، دزدى کردن، تحصيل کردن و باسواد بودن، مدرک تحصيلى بالا داشتن، جوان و پير بودن، دختر يا زن بودن، پدر و مادر بودن، سلام و تعارف کردن، محبت کردن، سلامت، تخصص و مهارت داشتن، ايمان و تقوي، نماز خواندن و روزه گرفتن، اعمال نيک و بد انجام دادن، خوب راه رفتن، بد راه رفتن، تو خجالت نمى‌کشي، اين کار که تو کردى زشت است و... هرکدام در جوامع مختلف ”ارزشگذاري“ شده است و کم و بيش ارزش اجتماعى محسوب مى‌گردد.


بنابراين ارزش‌هاى اجتماعى شامل همهٔ چيزهاى مطلوب يا نامطلوب، مناسب يا نامناسب است که مورد علاقه، توجه و احترام انسان‌ها است. هر امرى و هر چيزى اعم از مادى يا معنوى که در جامعه داراى قدر و قيمت باشد و نيازهاى مادى و معنوى انسان را برآورده کند يا هرچيز گرانبها و سودمند از جملهٔ ارزش‌هاى اجتماعى است. به عبارت ديگر هرچيزى که مفيد، خواستنى و بالاخره مورد تحسين گروه است ارزش اجتماعى مى‌باشد. بر اين اساس ارزش‌ها تمام شئون زندگى اجتماعى را در بر مى‌گيرد و امرى يا چيزى وجود ندارد که داراى ”ارزش“ نباشد.


ارزش‌ها زيربناى هنجارها، نهادها و ساخت اجتماعى را تشکيل مى‌دهند. چارچوبه‌اى هستند براى مشروع ساختن رفتارهاى انساني، ارزش‌ها به فرهنگ کلى و جامعه مفهوم و معنى مى‌بخشند و وقتى مسئله ”قضاوت ارزشي“ يا ”ارزشيابى اجتماعي“ مطرح مى‌شوند، عملاً مقايسه ميان بهتر و بدتر صورت مى‌گيرد.


يکى از خصوصيات جالب ارزش‌ها اين است که مى‌توان آنها را بر مبناى جهانى بودن آنها تقسيم کرد. مثل: صداقت، احترام به حق ديگران، آزادى و دموکراسي، ازدواج، قدرت، سلامت، محبت، احترام، مهارت داشتن و دانش، ثروت و تقوي. اما هرچه پائين‌تر مى‌آئيم و به جوامع و گروه‌ها مى‌رسيم، متوجه مى‌شويم که ارزش‌ها بيشتر جنبهٔ خاص پيدا مى‌کنند. مثل: مهريه و جهيزيه و آئينهٔ عروس براى ايرانى و يا ازدواج در سنين پائين (۱۴ سالگي) براى برخى مردم روستائى ايران.


شرق و غرب نيز تا همين اواخر براساس چند ارزش با هم اختلاف داشتند. ارزش‌هاى کاپيتاليسم و سوسياليسم. علاوه بر اين بايد دانست که ارزش‌ها الزاماً اجتماعى نيستند. بلکه ممکن است ”فردي“ هم باشند. يعنى ارزش‌هائى در جامعه وجود داشته باشد که مورد قبول فرد نباشد و برعکس.


”ارزش فردي“ در صورتى‌که در شرايط لازم به‌وجود بيايد ممکن است به ارزش اجتماعى مبدل گردد. اين حالت به‌ويژه در مواردى که رهبران سياسى پرقدرت مانند: دوگل، مائو و... بر سر کارند بيشتر حادث مى‌گردد. ”دوگل“ در مدتى که زمامدار فرانسه بود همه چيز را به رنگ خود درآورد.