مفهوم تکامل اجتماعي، مستقيماً از نظريهٔ تکاملى اسپنسر متأثر شده است. اسپنسر جامعه‌شناس انگليسى که مکتب تکاملى را بنيان نهاد، جامعه را به‌عنوان ارگانيسمى که در حال تکامل است معرفى نمود. او مى‌گفت همه جوامع از صورت وحدت ساده به‌صورت کثرت پيچيده در حرکت است.


اصولاً فسلفه تکاملى در فرهنگ غرب، واکنشى است در برابر فلسفه قهقرائى جامعه. بر طبق اين فسلفه، جامعه همواره در حال پيشرفت و تعالى است و مرحلهٔ قبلى در حکم مقدمه و زائيده مرحلهٔ بعدى است. به‌نظر آنان ”تکامل اجتماعي“ يک امر تصادفي، لحظه‌اى و گذرا نيست. بلکه حرکتى است تسلسلى و از پيش طراحى شده که با خميرهٔ جامعه‌ٔ انسانى پيوند عميق و استوار دارد. چنانکه اگوست کنت و مارکس از چنين ديدگاهى مسير حرکت جامعه را ترسيم مى‌سازند.


”کنت“ تمام تمدن‌ها و جامعه‌هاى بشرى را در مسير حرکت از مرحله: الهى به مرحله فلسفى و از آن مرحله به مرحلهٔ علمى مى‌دانست. در ماديت تاريخى مارکس، عقيده بر اين است که تمام جوامع از مرحلهٔ اشتراکى ساده و ابتدائى به مرحلهٔ بردگي، فئودالي، بروژوازى و سرمايه‌دارى و بالاخره سوسياليسم و کمونيسم يعنى اشتراک نهائى در حرکت هستند.


اما هم عقيده با ”اگ برن“، ”گوردن چايلد“ (Gordon Childe)، و باتومور بايد گفت که تفاوت‌هاى اساسى ميان نظريه تکاملى زيستى و نظريات تکاملى اجتماعى وجود دارد که برخى از آنها عبارت هستند از:


۱. ميراث اجتماعى و فرهنگى انسان، از طريق سنت‌ها و آداب و رسوم و... به افراد منتقل مى‌شود فرد پس از تولد به فراگيرى آنها مى‌پردازد. مى‌تواند برخى از آنها را به ارادهٔ خود کنار بگذارد و برخى را انجام دهد. مثلاً لباسى را بپوشد، غذائى را بخورد يا نخورد، آداب و رسوم يا سنتى را انجام دهد يا برحسب ابتکار در آن دخل و تصرف کند و نوآورى و ابداع نمايد و از انجام برخى سرباز زند. خلاصه آنکه طرز استفاده از آنها ارثى نيست بلکه آموختنى است که غالباً به کندى و در برخى موارد به سرعت (زمان دوباره اجتماعى شدن) صورت مى‌گيرد. در حالى‌که تکامل زيستي، از راه ياخته‌هاى نطفه‌اى و از طريق، وراثت نسلى به نسل ديگر و از طريق والدين به فرزندان منتقل مى‌شود و دخل و تصرفى نمى‌توان در آن کرد و به ارادهٔ انسان بستگى ندارد.


۲. جريان تکاملى زيستي، پيوسته و از خط سير معين و ثابتى پيروى مى‌کند. در حالى‌که تکامل اجتماعى اين چنين ويژگى را ندارد. بلکه غيرقابل پيش‌بيني، غيرعلمى و با فراز و نشيب‌هاى فراوانى همراه است.


۳. مسئولين و دست‌اندرکاران جامعه مى‌توانند از بين عناصر فرهنگى و آداب و رسوم و سنت‌ها گزينش آگاهانه و حساب شده به عمل آورده، آنها را تحت نظارت درآورند، به تأخير انداخته يا سرعت بخشند و در آنها شروع به تغيير کنند. در حالى‌که چنين دخل و تصرفى در مورد تکامل زيستى امکان‌پذير نيست.


۴. تکامل اجتماعي، حرکتى تسلسلى و از پيش طراحى شده نيست با خميره جامعه انسانى پيوند عميق و استوار ندارد و در برخى موارد تصادفي، لحظه‌اى و ناپايدار و گذرا است. در حالى‌که تکامل زيستى حرکتى تسلسلي، مداوم، اثباتى و استوار و پايدار است و از قانون خاصى پيروى مى‌کند.