تکنولوژى چه در شکل ساده و چه به‌صورت پيچيدهٔ آن، عامل مهمى در شکل‌گيرى جوامع انسانى محسوب مى‌شود. تکنيک، مظهر خلاقيت انسان در طول تاريخ بوده و شايد تاريخ کمتر زمانى را به‌ ياد دارد که تکنيک عصاى دست انسان نباشد.


تنوع و پيچيدگى روزافزون و گسترش آن در کليهٔ شئون زندگى انسان حکايت از جادوى معجزه‌گر تکنيک دارد و هرچه بر عمر بشر مى‌گذرد ارزش و اهميت تکنولوژى در زندگى بشر بيشتر نمايان و جلوه‌اى قاهرانه پيدا مى‌کند. چنانکه در زندگى انسان تکنولوژى به‌عنوان پديده‌اى در حال دگرگونى دائمي، پيش‌رونده، حتى استيلاطلب مطرح مى‌باشد و سطح تکنولوژى جامعه، در جوامع امروز به‌عنوان معيار و ضابطهٔ ارزيابى و اقتدار جوامع بشرى محسوب مى‌گردد. رشد و توسعهٔ سياسي، اقتصادي، فرهنگى و اجتماعى جوامع بستگى به اين معجزه‌گر قرن دارد. زيرا امروزه به کمک تکنيک به مناطق دست‌ نيافته و تنگناهاى کرهٔ زمين راه مى‌يابند. دفع بيمارى‌هاى جسمى و روحى را از او مى‌طلبند و فتح و تصاحب کرات ديگر را به يارى تکنولوژى در سر مى‌پرورانند.


خلاصه آنکه نفود و منزلت تکنولوژى در دنياى معاصر موجب شده تا گروهى از جامعه‌شناسان چون ”آگ برن“، تکنيک را به‌عنوان عامل اصلى تعيين‌کنندهٔ (عامل مسلط) تغييرات اجتماعى مطرح سازند.


آگ برن، نخستين جامعه‌شناسى است که در اثر معروف خود به‌نام ”تغييرات اجتماعي“ نظرى را اظهار داشته که معروف به ”عقب‌ماندگى فرهنگي“ يا ”تأخر فرهنگي“ (Cultural lag) است. او در اين فرضيه، نخست فرهنگ جامعه را به‌دو دستهٔ مادى و غير مادى تقسيم مى‌کند. سپس نتيجه مى‌گيرد که رشد فرهنگ مادى هميشه بيشتر از فرهنگ غيرمادى (معنوي) است. در نتيجه فرهنگ غير مادي، هميشه دچار ”تأخر“ و عقب‌ماندگى است. تضاد ميان اين دو فرهنگ موجب حرکتى جهت تطبيق و همسانى فرهنگى است. براساس اين فرضيه، تکنولوژى رشد مى‌کند اما سازمان‌هاى اجتماعى و طرز تفکر افراد جامعه نمى‌تواند خود را به‌سرعت با آن هماهنگ سازد. نتيجه آنکه در اين تئوري، تکنيک عامل اصلى تغيير اجتماعى محسوب مى‌گردد.


گرچه نظريهٔ آگ برن به‌طور کلى مورد قبول اکثر جامعه‌شناسان قرار گرفته با اين همه برخى از جامعه‌شناسان با اين نظر موافق نيستند و معتقد هستند که نظريهٔ تکنولوژيک را در همهٔ موارد نمى‌توان به‌عنوان اصل کلى پذيرفت. زيرا تغييرات اجتماعى را مى‌توان در جامعه‌اى سراغ گرفت که پيشينه‌اى تکنولوژيک را نداشته‌اند.