تغييرات اجتماعى را جامعه‌شناسان به‌طور کلى به‌دو گونه تقسيم کرده‌اند. تغيير جزئى و کلى:


۱. تغيير جزئي، دگرگونى است که در بخشى از نظام اجتماعى صورت مى‌گيرد. مانند: ملى کردن صنايع مادر، سهيم کردن کارگران در اداره و سود کارخانه‌ها، تغيير در مالکيت خصوصى (مثلاً اصلاحات ارضي)، اصلاحات در خدمات اجتماعى براى اقشار کم درآمد در نظامى که مبتنى بر عدم مساوات و مالکيت خصوصى است و غيره ...


۲. تغيير کلي، دگرگونى است که در کل نظام اجتماعى صورت مى‌گيرد. به‌عبارت ديگر در صورتى‌که در نظام اجتماعى همه چيز تغيير کند و هويت آن تغيير يابد. در اين‌صورت تغيير کلى حاصل شده است (مانند: انقلاب). اما تغيير هر چند کلى باشد در راديکال‌‌ترين (اصلاح طلبان اساسي) شکل آن تغييرى جزئى و نسبى است و مفهوم تغيير کلى اکنون افسانه‌اى بيش نيست. بنابراين بهتر است بگوئيم دو نوع تغيير وجود دارد:


تغييرات جزئى و بنيادي.


تفکيک و تشخيص اين دو نوع تغيير، بر اين اصل مبتنى است که چون همه بخش‌هاى مختلف جامعه از نظر اهميت يکسان نيستند بنابراين تغييراتى هم که صورت مى‌گيرد نمى‌تواند يکسان باشد. برخى مهم و ريشه‌دارتر هستند به‌نحوى که دگرگونى و تغيير در آنها موجب دگرگونى در ديگر بخش‌هاى جامعه مى‌شود و برخى غير اصلى و کم‌اهميت‌تر هستند و تأثير چندانى بر جامعه نمى‌گذارند.


به‌طور مثال چنانچه نهادهاى ديني، سياسي، اقتصادى و آموزش و پرورش تغيير يابند، تغييرات بنيادى حاصل خواهد آمد. اما تغييرى که مثلاً در ملى کردن صنايع مادر و يا اصلاحات ارضى يا سهيم کردن کارگران در سود کارخانه‌ها صورت مى‌گيرد، تغيير جزئى مى‌باشد.


خلاصه آنکه اصل تغيير است ولى ممکن است جزئى يا کلي، کند يا سريع، عقب‌رو و يا واپس‌گرا يا بين پيش‌رفتگى و عقب‌ماندگى در نوسان باشد.