|
اشکالاتى که در نظريههاى ترقي، تکامل و توسعه پيشآمد و اينکه هر کدام از اين نظريهها داراى قضاوت ارزشى است از يک طرف و تغييراتى که در عقايد صاحبنظران صورت گرفت، از طرف ديگر، سبب شد که اصطلاح ”تغيير اجتماعي“ بهطور کلى در مورد همهٔ دگرگونىهاى تاريخى جوامع انسانى بهکار رود و بيشتر مورد توجه جامعهشناسان قرار گيرد. زيرا از ساير اصطلاحات بىطرفتر محسوب مىگردد و عنصر ارزشى را کمتر القاء مىکند و بيشتر به حل مسائل جديد متوجه است. با اين همه آن چنانکه در مباحث مختلف جامعهشناسى طرح و بررسى گرديده به لحاظ ماهيت خاص مسائل انساني، از آن جمله ”پديدههاى اجتماعي“، طرح مسائل ارزشي، اجتنابناپذير است. بهخصوص در بحثى چون ”تغييرات اجتماعي“ که به ناچار با ارزشها و هنجارها، رابطه مستقيم دارد.
| |
|
|
|
|
|