تغييرات اجتماعي، از اساسى‌ترين و کاربردى‌ترين مباحث جامعه‌شناسى است و شايد بتوان گفت که نقش محورى دارد. اساسى از اين جهت که اگوست کنت بنيان‌گذار جامعه‌شناسى اين علم را به‌دو شاخه:


۱. ايستاشناسى اجتماعى


۲. پوياشناسى اجتماعى تقسيم کرده است.


اولى بررسى جامعه از نظر سکونى و دومى که تکاپوشناسى ترجمه شده است، تحرک اجتماعى را در مقابل سکون مى‌رساند و تغييرات و دگرگونى‌هاى اجتماى را مورد بررسى قرار مى‌دهد. علاوه بر اين در ميان مباحث جامعه‌شناسى کمتر مبحثى است که به نوعى با تغييرات اجتماعى آميخته نباشد. زيرا علاوه بر آنکه، جامعه‌ها در حال تحول و دگرگونى و از شکلى به شکل ديگر هستند، انواع نهادهاى اجتماعى مانند: خانواده، حکومت و سياست، اقتصاد، آموزش و پرورش، حقوق، ارزش‌ها، هنجارها، آداب و رسوم فرهنگى نيز در حال تغيير و تحول مى‌باشند و گذشته و حال آنها حاکى از سير تحولات و تغييرات اجتماعى مى‌باشد.