هانرى کينت دو سنت سيمون اصلاً يک اريستوکرات واقعى است که خود را از اخلاف ”شارلماني“ مى‌پنداشتند. او اولين کسى است که جوامع انسانى را همچون واقعيتى خاص و متمايز از ديگر وقايع درنظر آورده و در زمرهٔ پايه‌گذاران جامعه جديد است.


سنت سيمون خود صاحب مکتب و شيوهٔ تفکرى است که بر بنيان‌گذار جامعه‌شناسى جديد يعنى ”اگوسنت کنت“، که شاگرد و منشى او بود که اثر مى‌گذارد و اصطلاح ”فيزيک اجتماعي“ را که اولين بار اگوست کنت براى جامعه‌شناسى به کار برد، از اطلاعات سنت سيمون است.


به‌نظر او عاملى که قيافهٔ جهان را به‌کلى متغير ساخته ”انقلاب صنعتي“ است و معتقد است که از اين پس مردان برجسته، شاخص و شخصيت‌هاى ممتاز، از مردان صنعتى و ارباب صنعت و دانشمندان هستند. به همين جهت از بين رفتن ناگهانى دانشمندان، صنعتگران و بانکداران مهم خسارت عظيمى براى اجتماع به‌بار مى‌آورد. چون يافتن جانشين براى اين اشخاص به‌سادگى ميسر نيست. ”سنت سيمون“ با اين جمله که براى آن مدتى حبس تأديبى را سبب شد، مى‌خواست نشان بدهد که سلسله مراتب اجتماعي، در واقع دگرگون شده و ترقيات علوم و صنعت و فعاليت‌هاى ارتباطى و مبادلاتى به ”حکومت اشياء“ اهميت بيشترى نسبت به ”حکومت اشخاص“ مى‌بخشد.


وى معتقد بود که براى تسريع و پيشرفت جامعه بايد حق ارث را ملغى يا محدود ساخت، و ”به‌هرکس به قدر لياقت آن و به هر لياقتى به قدر اثر آن“ پرداخت کرد. از اين روى سنت سيمون، بنيان‌گذار واقعى سوسياليزم است. منتهى سوسياليسمى که در آن عناصر استبدادى و روحانى جا و مقام دارند و تکنسين‌ها، مردان مالى و صاحبان صنايع آن را اداره مى‌کنند.