از ميان دانشمندانى که در پيدايش جامعه‌شناسى مؤثر بوده‌اند، مونتسکيو مقامى بس ارجمند دارد و اکثر مورخين جامعه‌شناسى او را يکى از پيشگامان اين علم مى‌دانند. حتى بعضى از آنها مونتسکيو را به‌خاطر طرح واقع‌بينانه در پديده‌هاى اجتماعي، بنيان‌گذار واقعى جامعه‌شناسى و اهميت او را بيشتر از ”اگوست کنت“ مى‌دانند.


مونتسکيو در اثر مشهور، ارزنده و جهانى خود، ”روح‌القوانين“، مانند ابن‌خلدون مى‌گويد:


چند چيز بر آدميان حکومت مى‌کند: آب و هوا، محيط جغرافيائي، مذهب، قوانين، اصول ارزنده حکومت، آداب و رسوم و عادات و از همين‌ها است که يک روحيهٔ کلى يعنى طرز تفکر و عقيده به‌وجود مى‌آيد.


عده‌‌اى معتقد هستند که مفهوم قانون در زمينهٔ علوم اجتماعى به‌وسيلهٔ مونتسکيو انجام گرفته و او از اولين کسانى است که قانون را به معناى واقعى در علوم اجتماعى مطرح مى‌کند.


تعريف او از قانون چنين است: ”قوانين، نسبت‌هاى لازمى هستند که از طبيعت اشياء ناشى مى‌شوند“ به‌نظر او قانون ساخته نمى‌شود بلکه هر جامعه‌اى قانون را در وجود خود دارد و مهم‌ترين چيز در نظر او قانون است. زيرا به واسطهٔ آن آزادى و حيثيت انسانى تأمين مى‌گردد.


مونتسکيو با توجه به تعريفى که گذشت مى‌کوشد تا اثبات نمايد که ميان تشکيلات و سازمان‌هاى سياسي، امور قضائي، موقعيت جغرافيائى و آب و هواى هر منطقه و محيطي، روابطى برقرار است.


مونتسکيو حتى به مفهوم نسبيت در قوانين اجتماعى توجه کرده و معتقد است که قانون بايد با توجه به آداب و رسوم و اعتقادات دينى مردم وضع گردد وگرنه قابل اجراء نيست.