در جوانى به مذهب مانى تمايل داشت اما چندى پس از تماس با اهل کليسا به اين مذهب ارادت بسيار پيدا کرد و به کسوت کشيشان درآمد و بعدها به مرتبه اسقفى رسيد.


اصل فکر ”سنت اگوستين“ در اين جمله خلاصه مى‌شود ”اعتقاد دارم براى اينکه بفهمم“ که اين طرز فکر از نظر علمى خطا است. زيرا او قبل از آنکه شک کند اعتقاد پيدا کرده و در تارى که خود تنيده و در بندى که خود انداخته است گرفتار مى‌آيد. به‌عبارت ديگر وى دچار ”خطاى هاله‌اي“ شده تعصب پيدا مى‌کند. براين اساس سنت اگوستين نمى‌توانست مطالب غيرديني، فلسفي، طبيعي، اخلاقى و سياسى و... را بفهمد زيرا اين جمله که ”اعتقاد دارم براى آنکه بفهمم“ از جهت علمى و فلسفى بر اصل ”مذهب جذمي“ (دگماتيسم) و از نظر فلسفى و علمى خطا است. حق اين است که به امرى اعتقاد پيدا نکنيم مگر آنکه واقعيت را درک و فهم کنيم. به اين منظور بايد افکار نسنجيده را دور بريزيم و از آغاز نوسازى کنيم. يعنى ببينيم درست و نادرست کدام است و چگونه امرى را مى‌شود پذيرفت. چنانکه ”دکارت“ و فيلسوفان غير جاذم و دانشمندان کنونى چنين مى‌انديشند. روش علما اين است که هيچ امرى را بدون بررسى و تحقيق نمى‌پذيرند.


او را صاحب ۲۴۰ کتاب و رساله شناخته‌اند که اغلب آنها مفقود شده و بيشتر در دفاع از مسيحيت است.


مهم‌‌ترين کتاب‌هاى او ”مدينه خدا“ (مدينه آسماني) و ”مدينه زميني“ است. ”مدينه خدا“ حدوداً در سال ۴۱۲ آغاز و در سال ۴۲۶ و ۴۲۸ ميلادى پايان يافته است. ”مدينه خدا“ (شهر خدا) ترکيبى است از تمام تمدن‌‌ها و نظرى کلى بر تاريخ رم. مدينه خدا را پلى بين طرز تفکر يونان و رم قديم و طرز تفکر جديد مى‌دانند. از اين جهت حاوى ترکيب تمدن عهد عتيق و طرز تفکر و تمدن مسيحى است.


سنت اگوستين، قانون مدينه زمينى را وضعى مى‌داند ولى معتقد است که اين قانون که همواره تابع زمان و مکان است، بايد اساس طبيعى داشته باشد. وى بسيارى از اصول رايج زمان مانند: دولت، مالکيت و بردگى را پذيرفته و براى هر يک از اين امور و نظاير آن علت دينى در نظر گرفته است. به‌نظر او نوع‌دوستى با عدالت اجتماعى بستگى دارد و خودخواهى در نتيجه ظلم و اختلاف طبقاتى است. او دولت را بازوى زمينى کليسا مى‌دانست و مى‌گفت فرد تا زمانى بايد از دولت اطاعت کند که دستورات آن مخالف مذهب نباشد در غير اين‌صورت سرپپيچى از اطاعت بر افراد واجب است.


او معتقد است ايمان قلب را پاکيزه و عقل را مهيا مى‌کند. درباره خدا مى‌گويد ”هيچ‌گاه در او شک نکردم“. به‌نظر او انسان بر اثر گناه آدم پراکنده شده و بردگى و کيفر بشر، بر اثر گناه آدم است.


به‌نظر ”پير بوتول“ مدينه خدا شامل تمام عقايدى است که در قرون بعد در اروپا اهميت پيدا کردند و رکن حقوقى و اجتماعى جامعه مسيحى اروپا مانند: حقوق فطري، آزادى فطرى بشر، حقانيت سلطنت موروثي، منشاء قدرت، جبر قانونى دولت و غيره را تشکيل مى‌دهند. بعضى معتقد هستند که سنت اگوستين جنبه‌هاى کلى انسان‌مدارى (اومانيسم) را که بعداً توسعه يافت مورد بحث قرار داده عقايد ايده‌آليستى خود را در مورد جامعه، مذهب و تکامل روحى بشر شرح مى‌دهد.