گروه‌هاى نخستين که از ابداعات ”کولي“ است گروه‌هائى هستند که به‌طور طبيعى و براساس عوامل اشتراکى ژنتيکي، احساس و عاطفه ايجاد مى‌شوند. اساس و بنيان همبستگى گروه‌هاى اوليه، برپايه حس دلسوزي، صميمت، وفادارى و محبت عميق، پايه‌گذارى و عضويت در آن امرى طبيعى و دائمى است. به قول ”کولي“ و ”به‌خصوص يکى از دلايل نخستين بودن آنها اين است که در تشکيل آن، طبيعت اجتماعى و آرمان‌هاى فرد سهم مهمى دارند و مشخصهٔ گروه نخستين همکارى نزديک و روبه‌رو است.


گروه‌هاى نخستين، گروه‌هائى هستند که با تجمع و همکارى صميمانه مستقيم، مشخص مى‌گردند. از نظر رواني، نتيجه اين تجمع صميمانه، نوعى حل شدن افراد در کل مشترکى است که دست کم در مورد بسيارى از هدف‌ها زندگى فردى هرکس با زندگى و هدف‌هاى گروه آميخته مى‌گردد.


اين امر متضمن نوعى هويت‌پذيرى متقابل و همدردى است که لفظ ”ما“ طبيعى‌ترين بيان آن است.


”کولي“ خاطرنشان مى‌کند که ”در گروه اوليه، چنان صميميت و يکرنگى وجود دارد که تکيه کلام افراد کلمه ”ما“ است. مثلا خانواده، گروه دوستان.


همان‌طور که درمى‌يابيم، تعريف ”کولي“ مستلزم و متضمن سه شرط است:


۱. نزديکى جسمانى اعضاء يا داشتن روابط چهره به چهره (روياروي)


۲. کوچکى گروه: يعنى تعداد اعضاء محدود است.


۳. پايدارى روابط، که نتيجه اين روابط همکارى صميمانه و کنش‌هاى متقابل درونى و بيرونى بين اعضاء خواهد بود، تأکيد شده است.


گروه‌هاى نخستين در اجتماعى شدن کودکان، نقش به‌سزائى دارد و رابطه‌اى که بين اعضاء آن وجود دارد، رابطه‌اى است عميق و دامنه‌دار که تمام شخصيت فرد را زير پر و بال مى‌گيرد و منبع ادراکات ما درباره عشق، آزادي، عدالت و دوست‌داشتنى است. کليه اصول اخلاقى و ارزنده موجود در مناسبات بشرى بر اين مبنا قرار دارد.