|
در جامعههاى صنعتى جديد، چون عقايد عمومي، نفوذ عميقى دارند گروههاى مختلف اجتماعى بهخصوص گروه رسمي، مىکوشد تا با وسايل گوناگون عقايد عمومى را با عقايد خود همساز کنند. به اين منظور مؤسسات بسيار متشکل و مجهزى که در جامعهشناسى ”گروه فشار“، يا ”گروه تحميل“ خوانده مىشود بهوجود مىآيند.
| |
|
|
|
بنابراين گروههاى فشار بهعنوان وسيلهاى در دست طبقات حاکم، در جهت مسخ مردم، نقش بس عظيم دارند و مىتوانند دگرگونىهائى در عقايد عمومى از راههاى غيرمستقيم و با کمک وسايل گوناگونى از جمله تصوير و زبان و خط و غيره ايجاد کنند. برانگيختگى عواطف عمومى و مهيا ساختن مردم براى پذيرش عقايدى معين از اهداف گروههاى فشار است. در اين مقوله از حالت تلقينپذيرى افراد، سود فراوان مىجويد. اين گروه همواره با شيوههاى مختلف مىکوشد تا عقايد عمومى را با مقاصد خود، موافق گردانند و يا عقايد مطلوب خود را بر عامه جامعه تحميل کنند. به عبارت ديگر گروه فشار، متشکل از افرادى است که داراى منفعت مشترکى هستند و مىخواهند از آن دفاع کنند. گروه فشار گروهى است که اغلب در جامعه نقش منفى دارد.
| |
|
|
|
البته در مواردى هم نقش مثبت آن قابل ذکر است.
| |
|
|
|
گروههاى فشار يا ”ذىنفوذ“ گروههائى هستند که ظاهراً در جامعه ظهور عينى ندارند ولى بهوسيله دخالتها و اعمال نفوذها بهطور نامرئي، به شکل مثبت و يا منفي، روند امور اجتماعى را برابر دلخواه خود به حرکت درآورده مورد بهرهبردارى قرار مىدهند.
| |
|
|
|
گروههاى ”ذىنفوذ“ در همه سطوح جامعه وجود دارند. در مجالس قانونگذاري، در هيئت حاکمه، در اتحاديهها و سنديکاها، در شوراهاى شهري، بخش و روستا، بين بانکداران، سرمايهداران، مالکان و کارفرمايان، حتى در اتحاديههاى کارگرى و غيره، گروههاى ”ذىنفوذ“ گاهى بهصورت شبکه خويشاوندى (هزارفاميل) و گاه بهصورت عضويت در طبقهٔ اجتماعى به اعمال نفوذ مىپردازند و گاه به شکل عضويت در اجتماعات سياسي، مذهبى و حتى ادبى و علمى مبادرت به فشار و نفوذ مىکنند.
| |
|
|
|
گروه فشار تلاش مىکنند تا بهطور مستقيم در عقايد عمومى راه يابند و وسايل روا، يا ناروائى را براساس تسلط بر عقايد عمومى به کار مىبرند که در اينجا چهار وسيله را که عموميت و اهميت بيشتر دارند نام مىبريم:
| |
|
|
|
- تدابير اقتصادي: در اين شيوه گروه فشار با دادن وام يا هديه يا رشوه، جمعهاى انسانى موردنظر را به فرمان خود درمىآورند.
| |
|
|
|
- تدابير حقوقي: گروه فشار، کوشش مىکند تا خواستهاى آنها بهوسيله قوانين و مقررات جامعه، بر مردم تحميل شوند.
| |
|
|
|
- تدابير تخريبي: گروه فشار در نهادن يا آشکار، براى درهم شکستن مقاومت مردم و ربودن عقايد عمومى به خرابکارى و انهدام سازمانها و جماعت مخالف همت مىگماردند و حتى گناه آن را به گردن گروه مخالف مىاندازند. مثلاً آتشزدن ”رايشتاک“ (مجلس قانونگذارى آلمان) توسط طرفداران هيتلر بهمنظور بدنام کردن دست چپىها و آزادىخواهان و احزاب مخالف نازى از آن جمله است.
| |
|
|
|
- تدابير تبليغي، گروه فشار با وسيله ماهرانه که ”تبليغ“ يا ”آوازهگري“ نام دارد. به دزديدن يا دگرگون کردن يا ساختن عقايد عمومى مىپردازند.
| |
|