از بين تعاريف بسيار متنوع و متفاوتى که جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران علم‌الاجتماع، از گروه داده‌اند، به چند نمونه که جامعيت بيشترى دارند اکتفاء مى‌کنيم:


- ليندمن (E. Lindeman): ”گروه اجتماعى را جمعى از افراد مى‌داند که با يکديگر داراى روابط درونى و فعل و انفعالات متقابل مى‌باشند و مى‌کوشند تا نيازهاى فردى و گروهى خود را از طريق کوشش‌هاى جمعى تأمين نمايند“.


- هومنز (G. Homans): گروه اجتماعى را چنين تعريف مى‌کند: ”اشخاصى که غالباً مدتى نسبتاً دراز با هم ارتباط دارند و عدهٔ ايشان چندان کم است که هر يک از ايشان مى‌تواند با افراد ديگر از روبه‌رو و بطور مستقيم ارتباط حاصل کند گروه را مى‌سازند“.


- به‌نظر هانرى مندراس؛ گروه اجتماعى مجموعه افرادى هستند که در وضع واحدى قرار دارند و براثر منافع يا احساسات مشترکى به‌هم پيوند يافته‌اند“.


- آگ برن و نيم‌کف در تعريف گروه مى‌گويند: ”گروه اجتماعى که صورت کامل آن جامعه است واحدى مرکب از دو تن يا عده بيشتر انسان که بر اثر ”کنش‌هاى متقابل اجتماعي“ به يکديگر پيوند خورده باشند. يا به‌‌عبارت ديگر گروه اجتماعى عده‌اى انسان است که بر اثر ارتباط متقابل تن به کنش‌هاى متقابل مى‌دهند، هر گروه عهده‌دار کارکرد يا وظيفه‌اى است و تا زمانى که آن وظيفه‌ داراى لزومى اجتماعى باشد دوام مى‌آورد“.


ترديدى نيست که تعاريف متعددى که مبين خصايص گروه‌هاى اجتماعى است وجود دارد که از ذکر آنها خوددارى مى‌شود.


- سرانجام به‌نظر ما ”گروه اجتماعى واحدى است مرکب از دو نفر يا بيشتر که بين آنها کنش‌هاى متقابل نسبتاً پايدارى برقرار است که با نام يا نوع آن مشخص مى‌گردند. داراى تفاهم مشترک هستند و از نظر فکرى و عاطفى نيز خود را به يکديگر بسيار نزديک حس مى‌کنند و براى رسيدن به هدف و آرمان مشترکى که گروه براى رسيدن بدان به‌وجود آمده با يکديگر همکارى و معاضدت مى‌نمايند“.


آنچه در اين تعريف منظور است آنکه:


- افراد گروه داراى کنش‌هاى متقابل هستند و با يکديگر ارتباط دارند.


- از عضويت در گروه آگاهى دارند.


- داراى تفاهم مشترک هستند و از نظر عاطفي، روحى و فکرى نيز خود را به يکديگر بسيار نزديک حس مى‌کنند.


- هدف و آرمان مشترک دارند و براى رسيدن بدان با يکديگر همکارى مى‌نمايند.