درباره انواع گروه‌ها و ملاک‌ها و معيارهاى تقسيم‌بندى آن، نظرات مختلفى از طرف جامعه‌شناسان ارائه شده است که در اينجا به چند مورد اشاره مى‌کنيم:


- ”جان لويس جيلين“ (John.L. Gilin) و ”جان فيليپ جيلين“ (John.Philip. Gilin) در کتاب جامعه‌شناسى فرهنگى خود، گروه‌ها را براساس ملاک‌هاى زير طبقه‌بندى کرده‌اند:


۱. روابط خوني، مانند: گروه خويشاوندي


۲. خصوصيات جسمانى مانند: گروه‌هاى سني، جنسي، نژادي


۳. همجوارى طبيعى مانند: گروه‌هاى موقتي، دائمي، مکاني


۴. منافع فرهنگى مانند: گروه‌هاى سياسي، مذهبي، تفريحي، تربيتي


- اگ برن و نيم‌کف معيارهاى زير را در تقسيم‌بندى گروه‌هاى اجتماعى ارائه داده‌اند.


- گروه‌هائى که براساس عمد و وقوف افراد انسانى به‌وجود مى‌آيند. بعضى داراى سلسله مراتب معينى هستند و برخى خودبه‌خود و براثر گرد آمدن افراد ايجاد مى‌شود و مبتنى بر سلسله مراتب و نقشهٔ قبلى هستند:


نوع اول: ”گروه ارادى يا رسمي“؛ مثل: اداره، تجارتخانه


نوع دوم: ”گروه غيرارادى يا غيررسمي“ مثل: آبادى‌ها و شهرها


- گروه‌هائى که براساس نياز طبيعى و فطرى است و خودبه‌خود افراد در آن عضويت مى‌يابند و گروه‌هائى که بعداً افراد بنابر مصالح زندگى و نيازهاى اجتماعى و با آگاهى و اراده در آن عضويت مى‌يابند.


نوع اول: ”گروه نخستين“ مثل خانواده، همبازى‌ها در يک محله و گروه دوستان


نوع دوم: ”گروه دومين“ مثل سازمان‌هاى ادارى و تجارى و صنعتى


- براساس تماس و روابط: در بعضى گروه‌ها افراد مستقيماً با يکديگر برخورد و تماس دارند و در برخى ديگر تماس مستقيمى بين افراد روى نمى‌دهد.


نوع اول: ”گروه روياروي“: مثل اعضاء خانواده، گروه همبازى و همکلاسان


نوع دوم: ”گروه ناروياروي“: مثل سهام‌داران يک شرکت يا پس‌اندازکنندگان يک بانک


- براساس آشنائى با اعضاء: هر گروه در نظر اعضاء خود، چهره‌اى آشنا و مأنوس و آرام‌بخش دارد. ولى براى اعضاء گروه ديگر ناآشنا و اجنبى هستند.


نوع اول: ”درون گروه“؛ مثل اعضاء خانواده، اعضاء يک واحد نظامى کوچک، همکلاسى‌ها، کارمندان يک اداره


نوع دوم: ”برون گروه“، مثل اعضاء يک گروه نسبت به گروه ديگر که با هم آشنائى ندارند.


- براساس عضويت، قضاوت و داوري:


نوع اول: ”گروه کارمندى و عضويت“؛ مثل گروهى که شخص عيناًً عضو آن است.


- چارلز: هورتون. کولى (Ch.H.Coolley) در کتاب سازمان اجتماعى خود از دو گروه:


- ”گروه نخستين“ و ”گروه دومين“ نام مى‌برد.


- ”سورکين“ (P.Sorokin) جوامعه را به‌دو گروه بزرگ تقسيم مى‌کند:


- گروه افقي: که از جوامع بزرگ و کلى است. مانند ملت‌ها، سازمان‌هاى مذهبى و احزاب سياسي.


- گروه عمودي، که تقسيمات کوچک‌ترى دارد. مانند: طبقات اجتماعى که وضع، درجه و مقام فرد، در آنها مشخص‌تر و متمايزتر است. معمولاً گروه کوچکتر يعنى عمودي، جزئى از گروه بزرگتر يعنى ”افقي“ است. بنابراين فرد به‌هر دو گروه تعلق دارد.


براى مثال يک تبعه آمريکا، متولد ايتاليات که مذهب او کاتوليک و حزب سياسى او جمهورى‌خواه است. اينها همه گروه‌هاى افقى براى او به شمار مى‌روند. اما همين تبعه ممکن است سناتور يا يک رأى‌دهنده معمولى يا يک رهبر سياسى در حزب خودش باشد، يا يک کشيش باشد که همه اينها گروه‌هاى عمودى هستند.


- ”چارلز الوود“ (Ch.A.Ellwood) گروه‌هاى انسانى را به‌گونه زير تقسيم‌بندى کرده است.


۱. گروه‌هاى اجبارى يا داوطلب مانند: خانواده و اهالى يک شهر و کشور که آنها را گروه‌هاى طبيعى مى‌داند. همچنين حزب سياسى و فرقه‌هاى مذهبى و جامعهٔ فرهنگى که آنها را گروه‌هاى ”هدفي“ يا ”نفعي“ مى‌داند و آنها را کم و بيش تصنعى مى‌شمارد.


۲. گروه‌هاى اساسى و غيراساسي؛ مانند: کليسا و آموزشگاه (اساسي) و جمعيت‌ها و دسته‌هاى ورزشى (غيراساسي)


۳.موقتى و دائمي: دائمى مانند: کليسا و آموزشگاه و غيردائمى مانند جمعيت‌ها و دسته‌هاى ورزشى که پيوسته در حال تشکيل و انحلال هستند.


”باتومور“ از قول ”گورويچ“ ضوابط زير را در طبقه‌بندى گروه‌هاى اجتماعى بيان مى‌کند: ۱. محتوى ۲. حجم ۳. دوام ۴. آهنگ ۵. نزديکى اعضاء ۶. مبناى تشکيل (ارادى و غيرارادي) ۷. امکان دخول (باز و بسته) ۸. درجه سازمان‌يابى ۹. کارکرد ۱۰. جهت‌گيرى ۱۱. رابطه با کل جامعه ۱۲. روابط با گروه‌هاى ديگر ۱۳. نوع کنترل اجتماعى ۱۴. نوع اقتدار ۱۵. درجه وحدت.