|
|
|
|
|
جماعت که ابتدائىترين و ناپايدارترين گروه اجتماعى است داراى ويژگىهاى است که عبارت هستند از:
| |
|
|
|
- جماعت برخلاف گروه، بسيار ناپايدار است.
| |
|
|
|
- ارتباط افراد در جماعت موقت و زودگذر است و از چند دقيقه تا حداکثر چند روز بيشتر تجاوز نمىکند. مانند مردمى که در اثر يک حادثهٔ يک اتومبيل يا يک آتشسوزى يا عدهاى که در تظاهرات خيابانى شرکت دارند.
| |
|
|
|
- تعداد افراد جماعت مرتباً در حال تغيير و کم و زياد شدن است. افرادى به آن مىپيوندند و يا از آن دور مىشوند.
| |
|
|
|
- سازمان و تشکيلات منظم و منسجمى ندارد.
| |
|
|
|
- افراد تابع احساسات و هيجانات آنى و لحظهاى هستند.
| |
|
|
|
- در اغلب موارد عقل و منطق کافى و عادى بر مردم حاکم نيست.
| |
|
|
|
- جماعت شخصيت فردى را درهم مىشکند و چنان فرد را از خود بيخود مىکند که معمولاً از مقتضيات خصوصى خود غافل مىشود و مقام و شخصيت خود را فراموش مىکند.
| |
|
|
|
- جماعت در افراد ”احساس ايمني“ بهوجود مىآورد. به اين معنى که چون مقام و شخصيت فردى در جماعت غرق مىگردد و خود را فراموش مىکند، ديگر ترس از شناخته شدن ندارد. اعتماد به نفس فوقالعاده مىيابد و خود را داراى قدرتى عظيم مىپندارد. عميقاً احساس ايمنى مىکند و از چيزى ترس ندارد.
| |
|
|
|
- کنش افراد خودبهخودى است. به اين معنى که افراد بىاختيار و بهطور خودبهخودى موافق مصالح جماعت رفتار مىکنند. حتى گاهى ندانسته بسيارى از هنجارهاى اجتماعى را زيرپا مىگذارند و دربارهٔ آنچه انجام مىدهند مطالعه و تفکر نمىکنند. زيرا رفتار آنان تابع احساسات، هيجانات و عواطف شديد ”جماعت“ است.
| |
|
|
|
|
عواملى که باعث حفظ جماعت و تحکيم تجانس آن مىشوند عبارت هستند از:
| |
|
|
|
- تمکين افراد از رهبران جماعت
| |
|
|
|
- وسعت جماعت؛ يعنى هرچه تعداد افراد آن بيشتر باشد، سلسله روابطى که هر يک از اعضاء را به ديگران پيوند مىدهد. دامنهدارتر و پيچيدهتر خواهد بود و همبستگى و تجانس جمع خواهد افزود.
| |
|
|
|
- نظم؛ هرچه نظم خودبهخودى در جماعت بيشترر باشد، ”فرديت“ فرد با سهولت بيشترى در جمع مستهلک خواهد شد. بدينمنظور رهبران جماعت مىکوشند تا رفتارى منظم و موزون بهوجود آورند و از شعارهاى يکنواخت، حرکات موزون و اشعار و آواز و حتى رقصهاى منظم، سود جويند. چنانکه در تظاهرات خيابانى که در سال ۵۷ براى انقلاب اسلامى ايران صورت مىگرفت يکنواختى شعارها، حرکات موزون و هماهنگ بودن آنها، دقيقاً مورد تأکيد رهبران جماعت قرار مىگرفت و از شعارهاى متفاوت گروهى و دستهبندىهاى گوناگون جلوگيرى به عمل مىآمد که اين عمل بهمنظور حفظ نظم و وحدت جماعت تظاهرکنندهٔ بود.
| |
|
|
|
- ارضاء انگيزه شخصى افراد؛ به اين معنى که هرچه انگيزه افراد براى شرکت در جماعت، قوىتر باشد، جماعت تحکيم بيشترى خواهد داشت.
| |
|
|
|
- اقتدار مشروع رهبران جماعت يعنى هراندازه اعتماد افراد به رهبران جماعت بيشتر باشد و رهبرى مشروع آنها را پذيرفته باشند، جماعت تحکيم بيشترى مىيابد.
| |
|
|
|
|
جماعت انواع گوناگون دارد که برخى از يگانگى کافى برخوردار نيستند و در برخى يگانگى کافى وجود دارد و عبارت هستند از:
| |
|
|
|
- جماعت تصادفي؛ يا جماعت کنجکاو که بهطور تصادفى براى تماشاى حادثهاى تشکيل مىشود و يگانگى کافى ندارد.
| |
|
|
|
- جماعت نمايشي: مانند جماعت که با آوازخواني، رقص و پايکوبي، فرياد و گريه دست به تظاهراتى مىزنند و يگانگى کافى ندارند. نمونهٔ آن کارناوالهاى نمايشي، جشنهاى ملى در کشورهاى آمريکا، چين و آمريکاى جنوبى مىباشد.
| |
|
|
|
- جماعت مجذوب که از شور و جذبه و يگانگى فراوانى برخوردار است، مانند جماعتهائى که در جشنهاى بزرگ ملى به نشاط مىپردازند.
| |
|
|
|
- جماعت منظم؛ که از نظم و يگانگى فراوانى برخوردار هستند. مانند حاضران در يک مجلس سخنرانى يا کنسرت موسيقى يا سالن تئاتر و سينما.
| |
|
|
|
- جماعت فعال؛ که براى رسيدن به هدف خود به خشونت متوسل مىشود. مانند گروه چماقداران در دوران انقلاب و برخى از گروههاى فشار ديگر.
| |
|