خانواده از بدو پيدايش خود تاکنون تحولات چندى را پشت سر گذاشته و از لحاظ ساخت، کارکرد و ابعاد در جوامع مختلف متفاوت است. بنابراين خانواده مانند هر امر ديگر اجتماعي، پديده‌اى پويا و در حال دگرگونى است.


دگرگونى‌هاى حاصل که تقريباً اکثريت جوامع را از تشکيل خانوادهٔ گسترده به خانوادهٔ هسته‌اى جامعهٔ معاصر رسانده است در بسيارى از متفکران اين نظريه را به‌وجود آورده است که خانواده در برخى از جوامع در حال از بين رفتن است. زيرا بسيارى از وظايف خانواده چون: تعليم و تربيت، بهداشت و زايمان، توليد، کار و شغل، اوقات فراغت، نگهدارى از کودکان و سالخوردگان و... از خانواده سلب شده و به مؤسسات ديگرى مانند: مدرسه، بهداشت و درمان، کار و امور اجتماعي، مراکز تفريحي، بيمه و تأمين اجتماعي، پرورشگاه‌ها و مهدکودک‌ها، خانه سالمندان و پيران و... واگذار شده و مى‌شود. بنابراين تنها کارکردى که براى خانواده باقى مانده است توليد مثل است. نتيجه آن شده که برخى گمان کنند که اصولاً وظايف و کارکردهاى خانواده را مى‌توان از مؤسسات ديگر انتظار داشت و به انحلال خانواده تن در داد.


در جواب مى‌توان گفت به عکس، خانوادهٔ هسته‌اى کاملاً به رسميت شناخته خواهد شد و جوامع مختلف را به انديشه و حمايت از خانواده و جلوگيرى از اضمحلال و تباهى واداشته است.


مثلاً در آمريکا در سال ۱۹۷۲ رئيس جمهور وقت، لايحه ”حمايت از کودکان“ را که به تصويب کنگره رسيده بود از آن جهت ”وتو“ کرد که به عقيده وى موجوديت خانواده را به خطر مى‌انداخت و آن را به زوال سوق مى‌داد. همچنين در قوانين اساسى بسيارى از کشورهاى جهان درباره حقوق خانواده و اهميت آن اصولى گنجانيده گرديده است. اصولى را به حقوق خانواده اختصاص داده‌اند.


مع‌هذا براى ارزيابى واقعى دربارهٔ آيندهٔ خيال‌پردازى صرف کافى نيست. همچنين نمى‌توان اطلاعات پراکنده مثل: بالا رفتن ميزان طلاق، افزايش تعداد کسانى‌که بدون ازدواج رسمى با يکديگر زندگى مى‌کنند و نيز آزادى‌هاى جنسى بيشتر را به‌عنوان دليل کافى براى انحلال خانواده تلقى نمود.


نتيجه آنکه اگرچه تمايل خانواده به استقلال و از لحاظ ابعاد تمايل به خانواده هسته‌اى است و مطالعات روند تحول خانواده نيز اين مطلب را نشان مى‌دهد. مع‌ذالک گرايشى وجود دارد که روابط و پيوندهاى خويشى حفظ شده و بنيان خانواده هر چه استوارتر باقى بماند. آنچه که به‌عنوان آسيب‌شناختي، سبب از هم گسيختگى خانواده مى‌شود مسئله‌اى است که متفکران به‌ويژه غربى را به چاره‌جوئى واداشته است که خانواده را از چنين آسيب‌هائى در امان نگه‌دارند. با اين همه به‌نظر مى‌رسد خانواده نهاد پابرجائى است که از آسيب روز، نبيند گزند.