توسعه فرهنگ شناسى و اشاعه‌نظريه اصالت فرهنگ نظريات گوناگونى را در شناخت فرهنگ به‌وجود آورد. از جمله روت (Ruth Benedict)، بنديکت خصوصيات فرهنگ را به شرح زير ارائه داد:


۱. فرهنگ‌هاى مختلف با طرز زندگى خاص خود مشخص مى‌شوند.


۲. فرهنگ‌هاى گوناگون قابل تجديد و طبقه‌بندى هستند.


۳. براى تعيين چگونگى ترکيب عناصر فرهنگى بهترين راه مطالعه جوامع ابتدائى است، زيرا به خصوصيات مربوط نمى‌شود و بدون توجه به افراد قابل بررسى است (کازنو، مبانى مردم‌شناسي، ص ۶۲)


بخش‌هاى سه گانه فوق که بخش عمده‌اى از نظريات روت بنديکت را تشکيل مى‌دهد مورد توجه لوى استروس، انسان‌شناس فرانسوي، قرار گرفت. وى در روش انسان‌شناختى ساختى که در مطالعات فرهنگى به‌کار برده از آن سود جسته است.


فورتس که از پيروان رادکليف براوان است، ساخت اجتماعى را شامل هر نوع روابط شکل‌گرفته‌اى مى‌داند که مجموعاً به‌عنوان کل، متمايز مى‌باشند؛ مانند نهادها و موقعيت‌هاى اجتماعي. بنابراين، ساخت اجتماعى نه تنها جنبه‌اى از فرهنگ نيست بلکه تمامى فرهنگ يک توده را مى‌تواند در برداشته باشد.


فيرث (R.Firth)، ساخت اجتماعى را شامل روابط زير مى‌‌داند:


۱. روابط اساسى که از ساختمان طبقاتى ناشى مى‌شود.


۲. روابطى که با عضويت يافتن در گروه‌هاى پايدار به‌وجود مى‌آيند.


۳. روابطى که از طرز موقعيت فرد در نظام خويشاوندى سرچشمه مى‌گيرد.


انسان‌شناسان انگليسي، براى مطالعه اصول ساختى يک جامعه، مفهوم ساخت اجتماعى را به‌کار بردند و برآن هستند که شناسائي، توضيح و تبيين اصولى که بر روابط در ساخت حاکم هستند اهميت دارند. بعضى مانند فورتس عقيده دارند که ساخت اجتماعى براى يک محقق يک حالت انتزاعى است.


پارسونز معتقد است که واقعيت اجتماعى يک جريان پويا است و محقق بايد قسمت‌هاى مختلفى را که مجموعاً ساخت اجتماعى را تشکيل مى‌دهند با هم ترکيب کند.


ذکر موارد فوق از آن‌رو است که بدانيم جريانات فکرى و تئورى‌هاى علمى هيچ‌يک به يکباره به‌وسيله يک شخص معين به‌وجود نيامده است؛ از اين‌رو اينکه لوى استروس را تنها بنيانگذار اين نظريه بدانيم قابل قبول نيست، بلکه استروس مهم‌ترين انسان‌شناسى است که اين نحله را به‌عنوان يک مقوله مهم تجزيه و تحليل فرهنگى مورد توجه قرار داده است.


ژان پويون (J.Pollon)، فرانسوى در اين زمينه گفته است ”لوى استروس اولين و تنها کسى نيست که مشخصه ساخت و دانستن پديده‌هاى اجتماعى را خاطر نشان ساخته بلکه اصالت کار او در به جد گرفتن اين مشخصه و استخراج نتايج آن به طرز انکارناپذير است“.