بزهکارى نوجوانان و جوانان

دورهٔ نوجوانى که معمولاً از ۱۱ تا ۱۲ سالگى شروع مى‌شود، متمم دورهٔ کودکى است و دورهٔ تحول جسمى و روانى فرد است. رشد سريع اعضاء سبب بيدارى هوس‌ها و احساسات و رؤياهاى گوناگون مى‌گردد و از درون نوجوان فشارهائى را بر وى تحميل مى‌کند که براى او ناشناخته است. اين فشارهاى ناشناخته، نگرانى‌ها و هيجان‌هائى را در پى دارد که براى نوجوانان تاکنون سابقه نداشته است. در اين دوره اعضاء و احساسات نوجوان براى تأمين و درک لذت جنسى با يکديگر همکارى مى‌کنند و هر چه با عشق و زيبائى رابطه داشته باشد، بيشتر سبب هيجان ظاهرى او مى‌شود. تصورات و تخيلات شاعرانه و تعبيرات و تشبيهات او لذت‌آور و بى‌پايان است. به همين دليل، نوجوانان زودتر از بزرگسالان تحت تأثير عوامل مختلف اجتماعى قرار گرفته، مرتکب جرم مى‌گردند. در اين دوره پسران غالباً وسايل الکتريکى و وسايل نقليه (دوچرخه، موتورسيکلت، اتومبيل) را به سرقت مى‌برند.


ادواردگلور (E.Glover) مى‌نويسد:


دختران خانواده‌هاى کارگر فقير از سن ۱۰ سالگى به مسائل جنسى پى مى‌برند چون سرپرست و مربى شايسته‌اى ندارند. از همان سن با همسالان خود در اين خصوص صحبت کرده، تماس مى‌گيرند و پس از بلوغ حجب و حيا نمى‌‌شناسند و اين عمل را يکى از وسايل لازم زندگى فرض مى‌کنند.


در دورهٔ جواني، فرد به رشد کامل عقلانى و جسمانى نزدک‌تر مى‌شود هر چند دورانى شبيه نوجوانى را در خود احساس مى‌کند.


جوانى دورهٔ بحران و زمان شورش است. جوان هر قدر به شناخت بيشتر خود و محيط خود نائل آيد، به همان نسبت توقع او بيشتر مى‌گردد، چون با شناخت بيشتر خود، فلسفهٔ زندگى او نيز تغيير مى‌کند و در نتيجه مى‌خواهد خود را با معيارهاى دوران بلوغ هماهنگ سازد. به همين دليل، با معيارهاى والدين و معلمان خود اختلاف پيدا مى‌کند و گاه ممکن است دامنهٔ اين اختلاف وسيع‌تر گرديده، او را به ستيزهائى با آنان بکشاند.


از ديگر مسائل و دشوارى‌هاى دورهٔ جواني، تمايلات شديد جوانان به تماشاى فيلم‌هاى سکسى و ديگر وسايل ارتباط جمعى است. البته تمايلات جنسى به يکباره در اين دوره بروز نمى‌کند. بلکه در دورهٔ جوانى افزايش مى‌يابد و اگر تحريک و منع شود، احتمالاً به‌صورت اميال مفرط جنسى در مى‌آيد و به تمايلات شديدتر منتهى مى‌گردد که گاه به انحرافات جنسى مى‌انجامد يا به‌صورت رفتارهاى غيرعادى که براى جلب توجه جنس مخالف است، جلوه‌گر مى‌شود.


تفريح و سرگرمى جوانان در عصر وسايل ارتباط جمعي، به‌طور روز افزون به‌صورت غيراخلاقى درآمده است. سينما و ويدئو و ماهواره به اغراق‌گوئى در ارزش‌ها و تحريک احساسات جوانى و ماجراهاى شادى‌بخش يا جنائى مى‌پردازند و اتومبيل اصول و شرايط عشق‌بازى را عوض کرده است. اين تغييرات موجب عدم پذيرش رفتارهاى جوانان توسط والدين مى‌گردد که سرانجام موجب بروز کشمکش‌هائى بين آنان مى‌شود.


جوانان به‌دليل تغيير شرايط اقتصادى و اجتماعى با مشکلات چندى مواجه مى‌شوند و از جمله به آيندهٔ کارى و شغلى خود اطمينان ندارند که اين خود مى‌تواند مسئله بزرگى براى آنان فراهم آورد؛ زيرا جوانان در امر استخدام به دو نکته توجه دارند: پيدا کردن شغلى که درآمد کافى و مطمئنى داشته باشند و رضايت از نوع کار.


اگر در جامعه‌اى روابط بر ضوابط برترى داشته باشد، افراد براى پيدا کردن کار و تأمين زندگى ممکن است به انجام هر کارى تن در دهند. به‌علاوه، در مواردى احتمال دارد کارى که پيدا کرده‌اند، رضايت آنها را فراهم نياورد. اين امر علاوه بر پائين آوردن کيفيت کار موجب فشارهاى روانى يا عصبى مى‌گردد و در نتيجه از فرد رفتارهاى نامتعادلى سر مى‌زند. بدتر از همه، اگر در اينگونه کارها تأمين وجود نداشته باشد، ناهنجارى رفتار شديدتر مى‌شود.


روانشناسان و کارشناسان امور ترتبيتى بر اين باور هستند که خودکشي، خودسوزى و ترک مدرسه در ميان نوجوانان و جوانان، به‌خصوص دخترها، بيشتر مربوط به افرادى است که مشکلات عاطفى و رفتارى داشته‌اند و يا از نظر مالى در سطح پائينى بوده‌اند. دخترها معمولاً وقتى به سن بلوغ مى‌رسند، دنياى ”آرمانى‌“ خود را با داشتن امکانات مالي، پوشيدن لباس‌هاى مناسب و زيبا، استفاده از زيورآالات، زيبائى چهره، مورد توجه قرار گرفتن، آبرومند بودن خانواده، حرمت اجتماعى و ازدواج با جوانى که او را سعادتمند کند به تصوير مى‌کشند. عدم دسترسى دختران دم بخت، به اين آرزوها مى‌تواند آنها را دلگير و افسرده سازد.


اگر نوجوان يا جوان به اين نتيجه برسد که خانواده، مدرسه و دوستان به او بى‌توجه هستند، ممکن است واکنش‌هاى پرخاشگرانه از خود نشان دهد و يا به جامعه بدبين شده و در زمانى‌که خود را توانا احساس کند، از آن انتقام بگيرد.