وسايل ارتباط جمعى (Mass Media) به ابزارى گفته مى‌شود که در يک جامعه از آن براى ابلاغ پيام‌ها و بيان افکار و انتقال مفاهيم به ديگران استفاده مى‌شود. بررسى اثرات اين وسايل يکى از پيچيده‌ترين مباحث در آسيب‌شناسى اجتماعى است. به همين دليل، بسيارى از جامعه‌شناسان در درستى نتايج پژوهش‌هائى از اين دست، ترديد نشان مى‌دهند.


امروزه گسترش و توسعهٔ وسايل ارتباط جمعى به‌حدى است که دوران حاضر را ”عصر ارتباط“ ناميده‌اند.


مک لوهان (M.Mcluhan) دنيا را با مفهوم ”دهکده‌اى جهاني“ مى‌شناسد و مى‌گويد وسايل ارتباط جمعى داراى چنان قدرتى هستند که مى‌توانند نسلى تازه در تاريخ انسان پديد آورند، نسلى که با نسل‌هاى پيشين بسيار متفاوت است.


نسل امروزى اسير تکنولوژى و صنعت خود شده، مصرف‌گرائى و اسراف که بر پايهٔ نيازهاى کاذب بنا مى‌شود، اراده و اختيار او را سلب کرده است. از اثرات منفى وسايل ارتباط جمعى ”معتاد شدن“ به معنى عام کلمه است.


در بسيارى از موارد انسان‌ها چنان به رسانه‌اى معتاد مى‌شوند و بدان اعتماد مى‌ورزند که در ساعت معين بدان نياز مى‌يابند. تأخير يا فقدان، موجبات از بين رفتن تعادل آنان را فراهم مى‌سازد و زمانى که بدان مى‌رسند، (مثلاً دستيابي) به روزنامهٔ مورد علاقه، قدرت انديشه از آنان سلب مى‌شود. آنان بدون هيچ ترديد يا انديشه‌اى نوشته يا آموزه آن را مى‌پذيرند. بى‌شبهه، اين فرآيند که با خصلت ويژهٔ انسان انديشمند متباين است، موجب مى‌شود که ذهن دچار کرختى شود و فرد در جريان حوادث همچون پرکاهى بر روى سيلاب خروشان، ناخواسته و بى‌اراده به اين سو و آن سو کشيده گردد.


دو موضوع در ارتباط با وسايل جمعى از اهميت ويژه‌اى برخوردار است:

امور جنسي

در مورد تأثير وسايل ارتباط جمعى در امور جنسى هنوز تحقيق جامعى صورت گرفته است، زيرا تأثير آن قابل مشاهده و بالاتر از آن قابل کنترل نيست.

خشونت و پرخاشگرى

دربارهٔ رفتار خشونت‌آميز ناشى از وسايل ارتباط جمعى پژوهش‌هاى زيادترى انجام شده است. با توجه به فزونى پرخاشگرى در جامعه صنعتى و شهرى امروزي، برخى براى توجيه اين پديده، وسايل ارتباط جمعى را مسئول مى‌دانند؛ زيرا فيلم، مجله، روزنامه، کتاب، تلويزون، ويدئو، ماهواره، حاوى تصاوير و مطالبى است که در آن اشاره به خشونت، تهاجم و جنايت بسيار ديده مى‌شود.


رشد فزاينده خشونت و جنايت و تجاوز جنسى در آمريکا و پديدهٔ نوظهور قاتلان آدمخوار بار ديگر تأثير ادبيات، موسيقي، فيلم و ساير مقوله‌هاى هنرى را که به‌نحوى گسترده تغيير يافته و روان مخاطبان آمريکائى را دچار بيمارى مى‌کند، مطرح کرده است. رسانه‌هاى گروهى هر روز بيش از پيش فيلم‌هاى خشن و وحشيانه را به نمايش در مى‌آورند و کتاب و نوارهائى از همين مقوله را منتشر مى‌سازند.


براساس گزارش Cnn، در آمريکا هر ساله بسيارى از کودکان مورد سوء استفاده جنسى قرار مى‌گيرند. در آلمان سالانه دست کم ۴۰۰ ميليون مارک صرف خريد و فروش فيلم‌هاى سکسى مى‌شود و بنابر تخمين اداره آگاهى فدرال سالانه ۳۰۰ هزار کودک در معرض سوء استفاده جنسى قرار مى‌گيرند که عاملان آن تا ۸۰ درصد پدران، عموها، دائى‌ها و دوستان نزديک خانوادهٔ اين کودکان هستند (روزنامه کيهان، شماره ۱۴۲۶۷، شهريور ۱۳۷۰).


در آمريکا، شخصى به نام جفرى دامر اعتراف کرد که ۱۷ نفر را پس از تجاوز کشته و بدن‌هاى آنان را قطعه قطعه کرده و برخى از اندام‌هاى آنها را خورده است. پليس به هنگام جستجوى آپارتمان وى که ”انبار مرگ“ نام گرفته است، سر سه انسان و ۱۱ جمجمه و اجزاء قطعه قطعه شدهٔ چندين انسان و مقدار قابل ملاحظه‌اى استخوان همراه با مقدارى اسيد پيدا کرد که احتمالاً براى از بين بردن اجساد از آن استفاده مى‌شده است (ر.ش: ميرزائي، بهشته و همکاران، روانشناسى جنائي، انتشارات آواى نور، ۱۳۷۶).