جامعه‌پذيرى (Socialization) داراى جلوه‌هاى گوناگونى است در سراسر زندگى انسانى بر او تأثير مى‌گذارد. انسان در فرآيند جامعه‌پذيرى از طريق کنش‌هاى متقابل اجتماعي، ”شيوه راه رفتن و گفتن“ را ياد مى‌گيرد و به‌تدريج به کسب تجربه‌هاى مختلف مى‌پردازد. در واقع، جامعه‌پذيرى کيفيتى است که در نتيجهٔ آن آدمى شيوه‌هاى زندگى در جامعه را ياد مى‌گيرد، شخصيتى کسب مى‌کند و آمادگى آن را مى‌يابد تا به‌عنوان عضو رسمى جامعه شناخته گردد. در اين ميان، کارگزاران يا عومل جامعه‌پذيري، نهادها يا ساير وضعيت‌هاى ساختارى که جامعه‌پذيرى به‌ويژه در سال‌هاى نخستين زندگى در آنها رخ مى‌دهد، داراى بيشترين اهميت هستند. در جامعه‌هاى نوين، خانواده، مدرسه، گروه همسالان و رسانه‌هاى گروهى به‌واسطه قدرت و تأثير پيوسته‌اى که در کجروى‌ها دارند، از اهميت ويژه‌اى برخوردار هستند.


ايرج ميرزا شاعر دورهٔ مشروطيت در قطعهٔ زيبا و معروف ”مادر“ مى‌گويد:


گويند مرا چوزاد مادر پستان به دهن گرفتن آموخت
شب‌ها بر گاهواره من بيدار نشست و گفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد تا شيوهٔ راه رفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من بر غنچهٔ گل شکفتن آموخت
پس هستى من زهستى اوست تا هستم و هست دارمش دوست