شيوه‌هاى کنترل

اجبار

براساس آن افراد را به پذيرش شيوه‌هاى زندگى و الگوهاى رفتارى جامعه، با به‌کار بردن وسايل گوناگونى نظير مجازات‌هاى حقوقى و تنبيه، وا مى‌دارند.

اقناع

براساس آن افراد را با وسايل گوناگون اقناع چون: تبليغ،پاداش،اعتبار،اعطاء درجه،تمجيد کردن،تشويق و قدردانى،وادار به پذيرش هنجارهاى اجتماعى مى‌کنند.

انواع کنترل

کنترل اجتماعى مثبت و منفى

تشويق‌ها، آفرين‌ها، قدردانى‌ها و اعمال شوق‌آميز ديگر، از مکانيسم‌هاى مثبت بوده، براى همنوا ساختن با هنجارها و ارزش‌هاى اجتماعى لازم است برعکس، تنبيه، توبيخ، تهديد، بى‌اعتنائي، ريشخند، جريمه، و زندان از مکانيسم‌هاى منفى است. اين تدابير به‌منظور انصراف افراد از رفتارها و گرايش‌هاى ضداجتماعى به‌کار گرفته مى‌شود. تباين ميان کنترل اجتماعى مثبت و منفى امرى انتزاعى است و هر دو مجموعاً در واقعيت هدفى را که تأمين همنوائى اجتماعى است، تعقيب مى‌کنند.

کنترل رسمى

کنترل رسمى (Formal Control) مبتنى بر عنصر حقوقى و قانونى کنترل اجتماعى است. قوانينى وجود دارند که راهنماى اعضاء جامعه‌اند و گروهائى هستند که شغل آنها اِعمال اين قوانين و مقررات در جامعه مى‌باشد، آنها کجروان اجتماعى و مجرمان را دستگير مى‌کنند و براى مجازات به دادگاه‌ها مى‌فرستند.


نه تنها قوانين بخشى از کنترل‌هاى رسمى هستند؛ بلکه مؤسسه‌ها و سازمان‌هائى چون مدرسه، اداره و... نيز وجود دارند که داراى معيارها و مقرراتى براى کنترل اجتماعى مى‌باشند. چنانچه در مدرسه‌ها، مقرراتى وجود دارد که اطاعت از آنها لازم است و در صورت سرپيچى مجازات در پى خواهد داشت.

کنترل غيررسمى

کنترل غيررسمى (Informal Control) شکلى از کنترل اجتماعى است که در عرصه روياروئى اجتماعى اعضاء جامعه در خانواده، مدرسه، محل کار و... تحقق مى‌يابد. افرادى که برخلاف هنجارهاى سنتى و معيارهاى خانوادگى و اجتماعى رفتار کنند، از سوى ديگران براى هم‌نوائى با هنجارهاى اجتماعى تحت فشار قرار مى‌گيرند.


افراد ناهم‌نوا از جامعه طرد مى‌شوند يا مورد تمسخر و استهزاء ديگران قرار مى‌گيرند. گروه‌هاى همالان و افراد داراى موقعيت مشابه و گروه‌هاى مرجع نقش مهمى در هم‌نوائى افراد ايفاء مى‌کنند. نمونه‌اى از اين هم‌نوائى را مى‌توان در بين دوستان و همگنان مشاهده کرد که به‌خوبى با هم سازگار شده‌اند. افزون بر اين، ترس از بى‌آبروئى يا بى‌احترامى و بى‌اعتبارى بسيارى از افراد جامعه را وا مى‌دارد تا از انجام کارهاى ضداجتماعى سرباز زنند. همچنين پيش‌بينى از اينکه عملى ممکن است مورد قبول خانواده، دوستان، معلمان و ديگر اعضاء جامعه قرار نگيرد، از بسيارى کجروى‌هاى اجتماعى جلوگيرى مى‌کند.

مجازات

تداوم جامعه بدون همبستگى و هم‌نوائى اجتماعى ممکن نيست. از اين رو، مکانيسم‌هاى نظارت و کنترل اجتماعى براى ادامهٔ موجوديت جامعه جنبهٔ حياتى دارد. در هر حال کنترل اجتماعى با نوعى فشار و مجازات همراه است هر چند ثابت شده است که تبهکارى و در اثر چندين عامل اکتسابى به‌وجود مى‌آيد و عامل مجازات تأثير چندانى در ظهور و ازدياد يا تقليل دائمى آن ندارد و فقط در کوتاه‌مدت مى‌تواند مؤثر باشد.


تولستوى مى‌گويد:


”در روح هر فرد مجرم بارقه‌اى از نور الهى وجود دارد که ممکن است او را به راه راست هدايت کند“.


هيچ‌کس نمى‌تواند ادعا کند که در همهٔ عمر مرتکب خطا نشده و نخواهد شد. جائى‌که امثال هيتلر، ناپلئون، ژول سزار، اسکندر و ده‌ها مشابه آنان با همهٔ مهارتى که در فن خود داشتند بزرگترين اشتباهات تاريخى را مرتکب شدند، چگونه مى‌توان توقع داشت مردم عادى تحت تأثير عوامل زمانى و مکانى مرتکب خطا نشوند و از بدکارى مصون بمانند؟

انواع مجازات

- مجازات درونى:

فشار وجدان (نفس لومه) يا سرزنش خود يا تحقير خود.


- مجازات بدنى:

اعمال خشونت و کاربرد نيروى بدنى مانند کتک، شکنجه و... که براى اصلاح فرد سرکش لازم مى‌نمايد تا او را به نظم بازگرداند. طبعاً شديدترين مجازات از اين نوع اعدام است.


- مجازات اقتصادى:

جريمه يا پرداخت خسارت را شامل مى‌شود که توسط مراجع قضائى يا دادگاه تحميل مى‌شود و ممکن است محروميت‌هاى مالى و مقامى و مانند آن نيز در پى داشته باشد.