جامعه‌شناسان ريشهٔ بسيارى از کجروى‌هاى اجتماعى را در محيط و شرايط اجتماعى جستجو مى‌کنند و علل زيرساز بسيارى از آنها را خود جامعه مى‌دانند. وقتى خواست‌‌هاى فرد با انتظارات جامعه هماهنگ و هم‌نوا نباشد، نابهنجارى فرد آغاز مى‌شود و در صورت تداوم، زمينه‌هاى کجروى‌ها را پديد مى‌آورد. مثلاً در ايران، فشار زندگى اجتماعي، تشديد مهاجرت‌ها و به هم خوردن نسبت تراکم جمعيت بين شهرها و روستاها، آشفتگى و به هم ريختگى ساختار جمعيت کشور، گراني، بيکارى و ... همه دست به دست هم داده و موجبات انحراف برخى از انسان‌ها را از هنجارهاى اجتماعى فراهم آورده است.


جامعه‌شناسان در تبيين پيامدهاى کجروى‌هاى اجتماعى معمولاً از برداشتى کارکردى استفاده مى‌کنند.


ديدگاه کارکردى به جاى اينکه به فرد توجه کند، جامعه را به‌طور کلى مورد توجه قرار مى‌دهد و بيشتر در جستجوى خاستگاه و منبع کجروى در جامعه است و براى ماهيت زيست‌شناختى و روان‌شناختى آن اهميتى قائل نيست.


جامعه‌شناسان براى تبيين کجروى‌هاى اجتماعى پرسش‌هائى به‌صورت زير مطرح مى‌کنند:


۱. چرا نرخ جنايت در شهرهاى بزرگ بيشتر از شهرهاى کوچک است؟


۲. چرا نرخ بزهکارى در بين نوجوانان و جوانان در کشورهاى صنعتى روبه فزونى است؟


۳. آيا يادگيرى اجتماعى مى‌تواند بر فرآيند کجروى‌ها تأثير گذارد؟


۴. چرا در جامعه‌اي، ارتکاب برخى از رفتارها منجر به مجازات مى‌شود و در بعضى ديگر واکنشى را بر نمى‌انگيزد؟


۵. بر سر کسانى که برچسب انحراف زده مى‌شود، چه مى‌آيد؟


۶. آيا براى شناخت کجروى‌هاى اجتماعي، فقط تبيين جامعه‌شناختى آن کافى است؟


۷. براى آنکه کسى تبهکار شود آيا نخست، بايد ياد بگيرد که چگونه تبهکار شود؟


۸. نارسائى‌هاى فرهنگى و ساختارهاى اجتماعى چه نقشى مى‌توانند در بروز کجروى‌ها داشته باشند؟


۹. تمرکز ثروت و قدرت در دست عده‌اى معدود از افراد جامعه، چه عواقبى را مى‌‌تواند در پى داشته باشد؟


۱۰. آيا همبستگى اجتماعى نقشى در کاهش کجروى‌ها دارد؟