آيا حفظ عزت نفس به هر قيمتى مفيد است؟ ديديم که راه‌بردهاى تضمين‌کننده‌ٔ حفظ عزت نفس ايجاب مى‌کند که شخص واقعيت را دست‌کارى کند يا آن را تغيير شکل دهد. ممکن است اين کار به‌نظر شما مأيوس‌کننده يا مخالف شرايطى باشد که بهداشت روانى را تضمين مى‌کنند و آنها را در دروس ديگر خوانده‌ايد. آيا فرد سازگار، دقيقاً کسى نيست که به واقعيت يا به خود، به‌رغم خدمت به خود، نگاه درستى دارد؟ تايلور و براون (Tylor And Brown) در سال ۱۹۸۸، پس از تحليل مجموعه‌ تحقيقات در اين باره، اظهار مى‌دارند که تنها ادراک افراد مبتلا به افسردگى خفيف متناسب با واقعيت است. اين افراد تمايل دارند اطلاعات مثبت و منفى دربارهٔ خود را به يک اندازه يادآورى کنند و ادراک آنها از خود با ارزيابى ديگران از آنها، نسبتاً هماهنگى خوبى دارد. به علاوه، آنها کمتر تمايل دارند به سوگيرى خدمت به خود متوسل شوند. اين پديده ”واقع‌گرائى افسردگي“ ناميده شده است. آيا مى‌توان گفت که افسردگى متوسط نشانهٔ بهترين بهداشت روانى است؟


مسلماً خير. تايلور و براون (۱۹۸۸) معتقدند که ممکن است خطاهاى ادراکى مفيد باشد. در واقع، خود را بهتر از واقعيت تصور کردن امتيازهاى مهمى دارد. ارزيابى مثبت از خود با مهارت‌هاى اجتماعى زيادى همراه است، از جمله اينکه به فرد اجازه مى‌دهد تا با تجربه‌هاى بسيار دشوار، مثل از دست دادن شغل، سازگار شود (شمير (Shamir)، در سال ۱۹۸۶). همچنين، بين عزت نفس بالا و اعتماد به نفس رابطهٔ خوبى وجود دارد (کوپراسميت (Coopersmith)، در سال ۱۹۶۷ و روزنبرگ، در سال ۱۹۷۹).


اعتماد به نفس، با آنچه راتر (Rotter) در سال ۱۹۷۳ منبع کنترل مى‌نامد بيگانه نيست. منظور از منبع کنترل عبارت از پاسخى است که شخص، کم و بيش به‌صورت آگاهانه، به اين سؤال مى‌دهد: ”چه کسى سرنوشت مرا تعيين مى‌کند؟“ کسى که منبع کنترل درونى دارد، در کل، معتقد است که آنچه بر سر او مى‌آيد، مثبت يا منفي، از رفتار خود او نشأت مى‌گيرد. اما کسى که منبع کنترل بيرونى دارد، بيشترين سهم را به عوامل بيرونى (خوش‌‌شانسى با بدشانسى و قدرت ديگران) مى‌دهد نه به اعمال شخصى خود. به‌عنوان مثال، دانشجوئى که منبع کنترل درونى دارد، عدم موفقيت در امتحان را به تنبلي، مطالعه نکردن يا سهل‌انگارى خود نسبت مى‌‌دهد، اما دانشجوئى که منبع کنترل بيرونى دارد، شکست خود را به دشوارى سؤالات امتحاني، بدشانسى يا کارشکنى ديگران نسبت مى‌دهد


بدين ترتيب، اگر لازم باشد که به‌طور قطع از توان خود فراتر رويم، حتماً بايد در ساحل منبع کنترل درونى ماهى بگيريم. اعتقاد به توانائى تعيين سرنوشت خود، به فرد اعتمادبه‌نفس مى‌دهد و او را در حل مسائل زندگى يارى مى‌رساند. مثلاً، اشخاص مبتلا به بى‌خوابي، وقتى معتقد مى‌شوند که خواب آنها بيشتر به شرايط بيرونى وابسته است نه شرايط درونى خود آنها، در خواب رفتن دشوارى بيشترى پيدا مى‌کنند. اشخاصى هم که مى‌‌خواهند وزن کم کنند، اگر معتقد باشند که خودشان اين تصميم را گرفته‌اند، نسبت به زمانى‌که احساس کنند اطرافيان آنها را مجبور کرده‌اند، نتايج بهترى به‌دست مى‌آورند.


بنابراين، کسانى که عزت نفس قوى و منبع کنترل درونى دارند، بهتر از ديگران مى‌توانند وزن کم کنند. اگر کمى در اين باره فکر کنيم، درک مطلب تا اندازه‌اى آسان خواهد بود. به‌نظر شما، اگر مردم بدانند که ازدواج آنها با احتمال ۵۰ درصد به طلاق منجر خواهد شد، واقعاً ازدواج خواهند کرد؟ حتماً. آنها خواهند گفت که جزء ۵۰ درصدى خواهند بود که ازدواج موفق خواهند داشت.


مسلماً، نبايد گرفتار خوش‌بينى زياده از حد شد. مثلاً، برخى پژوهشگران، نتيجه‌گيرى‌هاى تايلور و براون را رد مى‌کنند. آنها معتقدند که خطاهاى ادراکى در مورد خود، ما را در شيوه‌اى از رفتار خودتخريبى مى‌‌اندازد که بيرون آمدن از آن دشوار است. هر اندازه از واقعيت دورتر باشيم، به همان اندازه تعامل‌هاى ما کمتر شانس مؤثر واقع شدن خواهند داشت. به همين دليل، بسيار مهم است که ادراک خود، در محدودهٔ واقعيت قرار گيرد يا، دست کم، قابل تحقق باشد.