آلبرت بندورا (۱۹۸۶)، معتقد است که مى‌توانيم در برخى فعاليت‌ها بيشتر به خود اطمينان داشته باشيم و در برخى فعاليت‌هاى ديگر کمتر. او سطح اعتماد را، زمانى‌که کارى را شروع مى‌کنيم، خودکار آمدى مى‌نامد. در اين صورت، خودکار آمدى تنها به عزت نفس وابسته نخواهد بود بلکه به انتظار موفقيت نيز، که تجربهٔ آن کار در ما ايجاد کرده است، وابسته خواهد بود.


پژوهشگران، با مطالعات آزمايشي، نشان داده‌اند که مهارت فزاينده در حل مسائل رياضي، احساس خودکار آمدى در اين زمينه را افزايش دهد و احساس خودکار آمدي، به نوبهٔ خود، عملکرد را بهبود مى‌بخشد.


سطح بالاى خودکار آمدى مى‌تواند انگيزش براى فعاليت و افزايش شانس موفقيت در آن و حتيٰ اعتمادبه‌نفس را تحريک کند. مثلاً، اگر براى اولين بار در جلو هم‌کلاسى‌ها ويلون بزنيد و آنها با شور و شوق واکنش نشان دهند، اين واکنش احساس خودکار آمدى شما در ويلون زدن را تقويت خواهد کرد و اين ذوق را به‌وجود خواهد آورد که پيشرفت کنيد، مثلاً در مقابل انبوه جمعيت ويلون بزنيد. خودکار آمدى شما در اين زمينه، به تدريج که تثبيت خواهيد شد و انتظارهاى تازه و محرک خواهيد داشت، افزايش خواهد يافت. با اين همه، احساس خودکار آمدي، در فعاليت‌هائى که معمولاً کمتر موفق مى‌‌شويد، مثل سخنرانى در کلاس يا در جمع، الزاماً مهارت و اعتماد بيشترى به‌وجود نخواهد آورد. بنابراين، طبيعى است و براى عزت نفس نيز سودمند است که انتظارها به همراه شرايط تغيير کند. براى دانشجوى علوم انساني، که چند بار در آمار مردود شده است، تنها دريافت نمرهٔ ۱۰ محرک بسيار خوبى خواهد بود، در صورتى که اخذ همان نمره، مثلاً در ادبيات فارسي، که خود را براى آن مستعد مى‌داند، شکست محسوب خواهد شد.


از آنجا که موفقيت، موفقيت مى‌آورد، بهتر خواهد بود اهدافى براى خود تعيين کنيم که قابل دسترس باشند. دانش‌آموزى که در دورهٔ پيش‌دانشگاهى با معدل ۱۰ قبول مى‌شود و تصميم مى‌گيرد به دانشکدهٔ پزشکى وارد شود، تقريباً جاى ترديد وجود ندارد که با شکست روبه‌رو خواهد شد و احساس خودکار آمدى خود را با تنزل روبه‌رو خواهد ديد:


اگر موفقيت، موفقيت مى‌آورد، شکست نيز شکست مى‌آورد. بهتر است هدف‌هائى براى خود تعيين کنيم که با شرايط واقعى هماهنگ مى‌شوند افزايش معدل به ميزان ده درصد، تمام کردن تحصيلات پيش‌دانشگاهى در زمان تعيين شده، موفقيت در آمار و ... اين فعاليت‌ها کاملاً تعريف شده است، مى‌‌توان آنها را انجام داد و بدين وسيله احساس خودکار آمدى را بهبود بخشيد، احساسى که امکان دسترسى به هدف‌‌هاى بالاتر را فراهم مى‌آورد.