آزمايش شريف، موقعيتى را در آزمايشگاه ايجاد مى‌کند که بين افراد، نفوذهاى متقابل کم و بيش آگاهانه به وجود مى‌آيد. اما، وقتى فشارها فرد را وادار مى‌کنند تا رفتار خود را با رفتار اکثريت منطبق کند، نفوذ اجتماعى به شکل ديگرى جلوه‌گر مى‌شود. اينجا است که از همرنگى سخن به ميان مى‌آيد.


مثل بهنجارسازي، همرنگى يکى از واقعيت‌هاى زندگى روزمره است. آيا، برايتان اتفاق افتاده است که به تنهائى در مقابل گروهى قرار بگيريد که سخت مخالف برقرارى روابط سياسى با يک کشور خارجى هستند، يا برعکس؟ آيا تا به حال با کسى روبرو شده‌ايد که در جشن عروسى يکى از نزديکان اخم کند و عيش همه را به هم بزند؟ آيا برايتان اتفاق افتاده است که به مهمانى برويد و زودتر از همه و بى‌موقع اعلام کنيد که مى‌خواهيد به خانه برگرديد؟ در سه مورد بالا، عکس‌العمل‌هاى خود شما و ديگران چگونه بوده است؟ يا، زمانى که همهٔ دانشجويان با تاريخ امتحان ميان ترم روانشناسى اجتماعى مخالفت مى‌کنند اما يکى دو نفر اظهار مى‌دارند که تاريخ تعيين شده خيلى هم مناسب است، ديگران چه واکنشى نشان مى‌دهند، يا چند نفر جرأت مخالفت نشان مى‌دهند؟ اين نوع موقعيت‌ها اصلاً خوشايند نيست، بيهوده خيال مى‌کنيم که حق با ما است، فشار اطرافيان حتى اگر به‌طور صريح اعلام نشده باشد، بى‌رحمانه بر دوش ما سنگينى مى‌کند و فشارمان مى‌دهد تا عليه اهداف و اعتقادات خود وارد عمل شويم.