تعريف تارنر و کيليان را خيلى راحت مى‌توان در مورد تظاهرات مردمي، درگيرى در ميدان‌هاى ورزشي، شورش‌هاى انقلابى و واقعهٔ خرم‌آباد در سوم شهريور ۱۳۷۹ به کار برد. هنجارهاى اجتماعي، رفتارهاى مناسب براى اعتراض به يک واقعه يا تماشاى يک سخنرانى را به‌طور روشن تعريف مى‌کند و بديهى است که برحسب زير گروه‌هاى اجتماعى و نوع جمع شدن‌ها فرق مى‌کند. مى‌توان انتظار داشت که مخالفان يک تجمع يا يک سخنراني، منظم جلسه را به هم بريزند يا سخنران را هو کنند. اما نمى‌توان انتظار داشت که درگيرى به آنجا برسد که تجمع‌کنندگان چند نفر از دانشجويان را دستگير کنند، چشم‌هاى آنها را ببندند، به مکان نامعلومى انتقال‌دهنده، ضرب و جرح به‌وجود آورند و سرانجام، پس از چند ساعت در بيابان‌هاى اطراف خرم‌آباد رها کنند! (حيات نو، ۲۴/۸/۷۹).


اگر تاريخ سياسى کشورها را ورق بزنيم متوجه خواهيم شد که بارها از اين حوادث اتفاق افتاده است. تودهٔ مردم مثل سيل، زلزله و آتش‌سوزى راه افتاده، تر و خشک را با هم سوزانده، گناهکار و بى‌گناه را با يک چوب رانده است. بى‌دليل نيست که برخى روانشناسان توده‌هاى مردمى را به يک موجود زندهٔ چند سر تشبيه کرده‌اند.


توده‌هاى مردمى نمونه‌هاى بسيار رايجى است که ظهور رفتارهاى جمعى خارج از ساخت‌ها يا طرح‌واره‌هاى موجود را موجب مى‌شود. با اين همه، روانشناسى جمعى علاقه‌مند است دو پديدهٔ ديگر را نيز توصيف کند: شايعات و حرکت‌هاى اجتماعى.